حمید آصفی
*سکوت همیشه به معنای پایان نیست ؛ گاه آغازی است برای چَرخشی بزرگ. !!*
*آنچه امروز میان “تهران” و “واشینگتُن” در حال وقوع است ، نَه صرفًا یک روند دیپلماتیک ، بلکه بازتعریف یک نظم از هم پاشیده است. !!*
▪️ *نشانهها واضح اند :*
*از تعلیق احتمالی حمله “اسرائیل” ، تا “چراغ سبز ایران” به بازرسان امریکایی. !!*
*این تحولات ، نَه تصادفیاند ، نَه زاییده خوشبینی. !!*
*آنها ، حاصل اجبارند ؛*
*حاصل عبور جمهوری اسلامی از یک مسیر پُر هَزینه به سوی پذیرش واقعیّتهایی که تا دیروز “خطّ قرمز” محسوب میشدند. !!*
*در سخنرانی اخیر “دونالد ترامپ” ، دو جمله کلیدی شنیده شد :*
*”به “نتانیاهو” گفتم فعلًا دست نگه دارد” ، و “تا یکی دو هفته دیگر ، اتّفاقاتی در راه است”. !!*
*این دو جمله ، پیام واضحی به “تهران” دارد :*
*پنجره فرصت هنوز باز است ، اما زمان به سرعت در حال گذر است. !!*
*همزمان ، خبر رسیده که “ایران” ، پس از سالها اِنکار و مقاومت ، با بازرسیهای مستقیم امریکا از تأسیسات هستهای ش مُؤافقت کرده است ؛ تغییری که ، اگر دَه سال پیش رخ میداد ، “حُکم خیانت” تَلقّی میشد. !!*
*اما چه چیز این “نظام” را که همواره “مقاومت” را پرچم کرده بود ، به سوی این چرخش سوق داده است؟
*پاسخ را باید در سه بحران داخلی جستجو کرد :*
**فروپاشی اقتصادی ، تَزلزل اجتماعی ، و واگرایی دَرون حاکمیّت. !!*
*از اعتصاب کامیونداران گرفته ، تا کمبود “دارو” و “آب” ، نشانههای یک فروپاشی خاموش اقتصادی به چشم میخورد. !!*
*”ریال” دیگر “ارز” نیست ، اعتماد عمومی تَه کشیده و “فقر” ساختاری در حال تبدیل شدن به یک “بُحران امنیّتی” است. !!*
*در چنین شرائطی ، حتّی “ابزار سرکوب” نیز ، “کارایی” گذشته را ، از دست داده است. !!*
*در سطح اجتماعی ، بیش از “شصت در صد” (٪ ٦٠) “مردم” زیر “خطّ فقر” زندگی میکنند ، و “جوانان” دیگر رؤیایی به نام “آینده” ندارند. !!*
*شکاف دولت و ملت به حفرهای امنیّتی تبدیل شده ، که هر لحظه میتواند انفجار جدیدی بیافریند. !!*
*در بدنه “قُدرت” نیز ، شکاف میان محافظهکاران سُنّتی و تندروهای “پایداری” چی ، عمیقتر شده است. !!*
*امروز حتّی برخی اصولگرایان نیز ، دیگر حاضر نیستند هزینه “مقاومت تا آخِر” را بپردازند. !!*
*در این میان ، صحنه منطقهای نیز مُتحوّل شده است. !!*
*جمهوری اسلامی در قبال “عربستان” از گفتمان “گاو شیرده” ، به “شریک منطقهای” رسیده ؛ حمایت لُجستیکی از “حوثی”ها قَطع شده ، و به “حماس” توصیه شده به طرح “آتشبس ویتکاف” نزدیک شود. !!*
*اگرچه شعار “مرگ بر اسرائیل” هنوز شنیده میشود ، اما پُشت پرده ، واقعگرایی جایگزین ماجراجویی شده است. !!*
*حتّی “خط قرمز” مذاکرات با امریکا نیز ، بیصدا بَرداشته شده ؛ مذاکرهای پنهانی که روزی ، در قاموس “استکبارستیزی” نمیگنجید. !!*
*همزمان ، در کاخ سفید نیز تغییری رخ داده :*
*”ترامپ” نیازمند یک پیروزی در حوزه سیاست خارجی است. !!*
*جنگ در “اوکراین” به بُنبست خورده ، بُحران “غزه” اعتبار امریکا را زیر سؤال برده ؛ و بازارهای جهانی ، نگران بیثباتی در خلیجفارس اند. !!*
*توافق با “ایران” میتواند یک بُرد فوری برای رئیس جمهوری (امريكا) باشد که بیش از هر چیز ، برند شخصیش را مُهمّ میداند. !!*
*سناریوها نیز ، نسبةً روشن اند :*
*توقف “غنیسازی ٪ ٦٠” در اِزاء رفع بخشی از تحریمها ؛ و در صورت تداوم ، بازگشت به سطح زیر “٪ ٠٤”. !!*
*زمزمههایی نیز از پذیرش احتمالی “ایران” در “سازمان تجارت جهانی” شنیده میشود ؛ رؤیایی که دههها در پَستو مانده بود. !!*
*اینها نشانه یک چرخش استراتژیک است ، نَه تاکتیکی. !!*
*جمهوری اسلامی اکنون بیش از هر زمان دیگر ، در پی “مُدل چینی»”ست :*
*حفظ ساختار سیاسی در داخل ، و تَن دادن به قواعد بازی در سطح بینالمللی. !!*
*در ظاهر ، ادبیات انقلابی همچنان حفظ میشود ، امّا در عمل ، چیزی جز پذیرش قواعد “قُدرت” دیده نمیشود. !!*
*حکومت به این نتیجه رسیده که ، بدون ورود به نظم جهانی ، بقاء داخلی اش ، ممکن نیست. !!*
*این توافُق – اگر نهایی شود – نَه یک پیروزی است ، نَه یک شکست ؛ بلکه لحظهای است که در آن ایدئولوژی ، رسمًا جای خود را ، به بقاء میدهد. !!*
*در نهایت ، این توافق ، اگر حاصل شود ، نَه “نرمش قهرمانانه” است ، و نَه تسلیم ؛*
*بلکه برآیند منطق سردیست که از دل شکستهای بزرگ بیرون آمده است!!
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane