تلاش برای اصلاح کشور بی‌فایده است!

جعفر بخشی بی نیاز ٭

شرائط کنونی کشور خوب نیست. و ایضا حال مردم. اگر کسی این را کتمان کند یا به انکار آن بنشیند، در حقیقت خود را به کوری و کری زده و حقیقت ماجرا را وارونه می بیند. ورنه در پیش رو همه چیز چون روز روشن و هویداست. بیماری محتضر در آستانه ی فوت که پزشکان و حکما جوابش کرده اند و عنقریب است که جواز دفنش را صادر کنند. اما با امیدهای واهی به دستگاه وصل اش کرده اند تا فقط شاهد زنده بودن اش باشند نه زندگی کردن اش.
هر کجای شهر را که می بینی شر است. نه امیدی تا بتوان به زندگی چسبید و نه آینده ای که بشود دوام آورد. راه گوش ها مسدود و مسیر عقلانیت قفل تا هر روایتی و نصیحتی و اندرزی به کوچه ی بن بست ختم شود و نیمچه راه نجاتی هم اگر باقی مانده از میان برود. اقتصاد چون سگ هار زنجیر پاره کرده تا بر معیشت و سفره ی مردم حمله کند و همان یک تکه نان را هم از مردم کوچه و خیابان بگیرد.

اراده و میلی برای تغییر یا ترمیم یا بهبود این اوضاع نیست. ساده تر آن که گوش های شنوا سمعک دارند و هیاهو و داد و فریادهای مردمِ بی نوا را سخت می شنوند. انگار مملکت رها شده و یک شهر هرتِ بی نظم را تصویر سازی کرده. چیزی سر جایش نیست. هر کجای تن و جانِ ایران را که می بینی زخم دارد.
او که ناله های ایران را از رنج مردم نمی شنود از ما نیست. او که سفره های خالی مردم را نمی بیند بی گمان شرف ندارد.
از انصاف و جوانمردی دور است اگر کسی حال زار و پریشان این مردم را نبیند. چنان گره روی گره افتاده و کار مردم را سخت کرده که هر دستی که به یاری دراز می شود تا گره گشا باشد و راه بسته ای را بگشاید پشیمانش می کنند.
انگار نشسته اند تا این خودروی ترمز بریده از جاده منحرف شود و به ته دره سقوط کند. گرچه مدتهاست این سقوط رخ داده و جان های بسیار گرفته و زندگی های بی شمار را ویران کرده.

وقتی برگ‌های اشتباه را در دست گرفتیم و بر خطای خود همچنان اصرار کردیم و با ادعاهای پوچ خود را روی نوک قله دیدیم و در جهان سیاست به جای گفتگو از بمب اتم حرف زدیم و موشک هایمان را به رخ کشیدیم ؛ عملا بازی را در میدان به تمام رقبا باختیم و دست مان خالی شد. حالا ما هیچ برگ برنده ای در دست نداریم.

ریل حکمرانی مسیر درستی را در طی این سالها نپیمود و با سیاست های اشتباه و غلط مردم را به سوی فقر و بدبختی بیشتر برد. زیر ساخت ها را نابود کرد و آمال و آرزوهای ملتی را مفت و رایگان بر باد داد.‌ همین حالا و در همین نقطه ای که ما ایستاده ایم با بازگشتِ مجدد تحریم ها و فعال شدن مکانیزم ماشه ما تمام بازی را یک جا به دشمن باختیم. هر چه داشتیم و نداشتیم در این آوردگاهِ حساس و سرنوشت ساز دادیم تا با آینده و تقدیر یک ملت معامله کنیم و روی اسب بازنده شرط ببندیم. اسبی که از همان اول هم می دانستیم نه پایی برای دویدن دارد و نه نشانی از برنده شدن.

٭نویسنده و روزنامه نگار

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»