ابوالفضل رحیمی شاد
ایران در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر خود ایستاده است. نزدیک به پنج دهه حکومت جمهوری اسلامی با سرکوب سیاسی، بحرانهای اقتصادی، فروپاشی اعتماد اجتماعی و انزوای بینالمللی جامعه را به نقطهای رسانده که تغییر نظام سیاسی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اما مسئله اساسی این است که مسیر آینده چگونه رقم خواهد خورد؟ آیا ایران شاهد فروپاشی ناگهانی و پرمخاطره جمهوری اسلامی خواهد بود یا میتواند تغییر از طریق گذار دموکراتیک و پایدار را تجربه کند؟
مطالعهی تاریخ نشان میدهد که تغییر نظامهای اقتدارگرا به دو صورت انجام شده است.
۱_ گذار دموکراتیک مرحلهای:
اسپانیا پس از مرگ فرانسیسکو فرانکو (دهه ۱۹۷۰) نمونهای موفق از این مسیر است. اتحاد نسبی نیروهای سیاسی، وجود پادشاهی مشروطه بهعنوان نماد ثبات، و توافق بر اصول حداقلی، انتقالی آرام به دموکراسی را ممکن ساخت.
آفریقای جنوبی پس از آپارتاید (دهه ۱۹۹۰) نیز با مذاکره میان کنگره ملی آفریقا و رژیم حاکم، و توافق بر روی قانون اساسی جدید، توانست بدون جنگ داخلی به دموکراسی دست یابد.
۲_ فروپاشی ناگهانی و بیبرنامه:
لیبی پس از سقوط قذافی (۲۰۱۱) به دلیل فقدان نهادهای مدنی و اپوزیسیون منسجم، وارد چرخهای از هرج و مرج و جنگ داخلی شد.
عراق پس از صدام حسین (۲۰۰۳) نیز نشان داد که فقدان چارچوب انتقال قدرت، چگونه میتواند کشور را به صحنه خشونت و رقابتهای فرقهای بدل کند.
ایران امروز: فروپاشی محتملتر است یا گذار دموکراتیک؟
نشانههای فروپاشی:
جمهوری اسلامی بخش بزرگی از مشروعیت سیاسی خود را از دست داده است. فساد ساختاری، بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی، ناتوانی حکومت در حل مشکلات نارضایتی اجتماعی را عمیقتر کرده است. اعتراضهای دورهای و گسترده، نشاندهندهی پتانسیل بالای انفجار اجتماعی است. با این حال، نظام همچنان از شبکه امنیتی و نظامی قدرتمند، کنترل رسانهها، و پراکندگی اپوزیسیون بهره میبرد.
نشانههای گذار دموکراتیک:
برای گذار دموکراتیک، حداقل سه شرط لازم است:
۱_ ائتلاف اپوزیسیون بر سر اصول مشترک (نه جزئیات ایدئولوژیک)
۲_ تقویت جامعه مدنی و نهادهای مستقل بهعنوان ضامن مشارکت عمومی.
۳_ پذیرش گذار از سوی نظامیان و فرمانبرداری از شورای گذار.
کاملا روشن است که در ایران امروز، هر سه این شروط ضعیف هستند. اپوزیسیون پراکنده است، جامعه مدنی سرکوبشده است و در نیروهای نظامی نیز تاکنون هیچگونه نشانهای از همراهی با معترضان دیده نشده است.
بنابراین، در شرایط کنونی، احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از تحقق گذار دموکراتیک است.
اما ضروری است که بدانیم سقوط و فروپاشی همه رژیمهای تمامیتخواه و سرکوبگر، برای مدتی غیرقابل کنترل و پیش بینی هرج و مرج، جنگ داخلی، سلطه خارجی و چه بسا حکومت نظامیان یا شبهنظامیان را در پی دارد و ما از این قاعده مستثنی نیستیم. سرنوشتی تلخ و شوم که اگر نمیخواهیم گرفتار آن شویم باید هر چه زودتر دست کم جریانهای پرنفود اپوزیسیون حول اصول حداقلی و مشترک ائتلاف کنند، فعالان صنفی و مدنی و چهرههای ملی شناخته شده و مورد اعتماد مردم به صحنه بیایند، برنامه انتقال قدرت توسط شورای ائتلاف طراحی شود و با جلب اعتماد مردم و استفاده از قدرت مردم حکومت را مجبور به عقب نشینی و واگذاری قدرت کنند.
این تنها راه تضمینکننده آزادی، ثبات و توسعه پایدار برای ایران است. فروپاشی جمهوری اسلامی در خوشبینانه ترین حالت به حکومت نظامیان و تکرار چرخهی اقتدارگرایی منجر خواهد شد.
اگر بدنبال آیندهای روشن برای ایران هستیم نباید منتظر سقوط و فروپاشی بنشینیم. حتی اگر تصور میکنیم که احتمال گذار دموکراتیک بسیار اندک است، اما هزینه فروپاشی به قدری زیاد است و آینده همه ما را تهدید میکند که باید برای تحقق همین احتمال اندک همه تلاشمان را بکنیم.
باید همه مردم بدانند که سیاهی فردا اهمیتی به نگرش و گرایش سیاسی ما نمیدهد و گریبان همه ما از حامیان کنونی جمهوری اسلامی تا مخالفان سرسخت آنرا خواهد گرفت. هر چند شاید بنظر برسد دیر شده است اما بازهم نباید اندک فرصت باقی مانده را از دست بدهیم.