بهزاد حقپناه
کنفرانس اخیر سران سازمان همکاری شانگهای در چین نقطه عطفی در تحولات نظام بینالملل به شمار میآید. این رویداد نهتنها مناسبات قدرتهای بزرگ را تحت تأثیر قرار داده، بلکه نشانهای از آغاز مرحلهای تازه در رقابتهای اقتصادی و نظامی میان شرق و غرب است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان یکی از بازیگران منطقهای، به طور طبیعی از این تغییرات تأثیر میپذیرد
چین با ذخیره حدود هزار میلیارد دلار اوراق قرضه آمریکایی ابزاری راهبردی در اختیار دارد که در صورت استفاده میتواند اقتصاد ایالات متحده را با بحران مواجه سازد. این ظرفیت اقتصادی همراه با رشد روزافزون تجارت جهانی چین، به این کشور توانایی بیسابقهای در اعمال فشار بر غرب داده است. در کنار این توانمندیها، رژه نظامی اخیر، رونمایی از قدرت هوایی و زمینی و همچنین به آباندازی ناو هواپیمابر جدید پیامی روشن به اروپا و آمریکا بود. چنین اقداماتی نشان میدهد که چین دیگر صرفاً یک قدرت منطقهای نیست، بلکه مدعی نقشآفرینی در سطح جهانی است.
اتحاد فزاینده چین با روسیه، ایران و کره شمالی نشانهای از تغییر توازن قدرت جهانی است. تغییر موضع روسیه در قبال اوکراین و تشدید تحرکات نظامی این کشور در آسمان کشورهای عضو ناتو میتواند نتیجه هماهنگیهای پشتپرده با پکن باشد. جنگ اوکراین بستری فراهم کرده تا متحدان چین اتحادیه اروپا را تحت فشار اقتصادی و نظامی قرار دهند.
ایران نیز در این معادله جایگاه ویژهای یافته است. از نظر انرژی، احتمال خرید نفت ارزان ایران از سوی چین حتی در شرایط تحریم مطرح است و اظهارات وزیر نفت درباره تداوم فروش نفت مؤید این فرضیه است. در حوزه نظامی، خبرهای منتشرشده درباره دریافت سلاحهای پیشرفته از چین و روسیه، اگر تحقق یابد، نشانهای از حمایت تازه از جمهوری اسلامی خواهد بود. در عرصه سیاسی نیز مواضع اخیر رهبری ایران مبنی بر عدم مذاکره با آمریکا و تداوم سیاستهای گذشته احتمالاً با اتکا به حمایت شرکای شرقی اتخاذ شده است. انتشار این مواضع پیش از سفر رئیسجمهور به نیویورک نیز بهنوعی محدودکننده ابتکار دیپلماتیک دولت ارزیابی میشود.
با وجود این حمایتها، ایران همچنان حلقه ضعیف اتحاد شرقی محسوب میشود. ادامه تحریمها، بحران اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و احتمال درگیری داخلی تهدیداتی است که آینده کشور را در وضعیت دوگانه بقا یا فروپاشی قرار میدهد.
تحولات پس از کنفرانس شانگهای نشان میدهد که چین در مسیر خروج از لاک منطقهای خود قرار گرفته و بهعنوان یک قدرت جهانی نوظهور به چالش با ایالات متحده برخاسته است. ایران در این معادله به نخستین میدان آزمایشی چین برای مقابله با غرب بدل شده است. با این حال، این نقش برای جمهوری اسلامی هزینههای سنگینی نیز در پی دارد؛ از تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی گرفته تا افزایش احتمال درگیری داخلی. در نهایت، آینده نشان خواهد داد که آیا ایران میتواند از این اتحادها برای تقویت موقعیت خود بهره گیرد یا در زمین بازی اژدهای چینی و عقاب آمریکایی به قربانی رقابتهای ژئوپولیتیک بدل خواهد شد.
http://t.me/iranfardamag