«روسیه» و«چین» دشمنان آزادی و دموکراسی

 

صفدر نظری

🔸ابتدا یک اعلام موضع جامع و صریح لازم است و آن اینکه:«روس‌ستیز» یا «چین‌ ستیز» بودن را به لیبرال بودن افراد ربط می‌دهند و نتیجه می‌گیرند که فلان کس یا فلان جریان سیاسی «آمریکا دوست»است. اما باید گفت  چنین دوگانه‌ای محلی از اعراب ندارد. آمریکا،اروپا،روسیه و چین هیچ فرقی با هم ندارند.اما خود این قدرت‌های اتمی با هم فرق دارند.از  نظر «ارتباط با آن‌ها»برای کسی که به حال و آینده ایران می اندیشد هیچ تفاوتی بین آن‌ها نیست.روسیه و چین برای برخی ها به اندازه آمریکا و اروپا مهم است که چند ایراد اساسی به روسیه و چین وارد است.بد نیست بدان اشاره شود. «چین» هیچگاه نسبت به آزادی سیاسی و دموکراسی در یک کشور و در هر جای دنیا موضع مثبتی نمی‌گیرد. «چین» و«روسیه» دشمن «آزادی سیاسی»هستند.

🔹روسیه نیز یکی از کم‌ تجربه‌ ترین و عقب‌ مانده‌ترین کشورهای جهان در «تجربه آزادی سیاسی» است. دموکراسی در ایران و روسیه همزمان ظهور کرد اما کارنامه ایران غنی‌ تر از روسیه است.همین بس که بدانید اولین انتخابات آزاد برای انتخاب رئیس دولت در روسیه در دهه ۱۹۹۰ روی داد که این عقب افتادگی رسماً فاجعه است.روسیه یک تا دو قرن از قافله آزادی سیاسی عقب است.از جهت کمیت نیز روس‌ ها از چاله تزاریسم به چاهِ حکومت تک حزبی لنینی و سپس به سیاه‌ چاله نجومیِ بلشویک ها افتادند و تازه از دهه ۱۹۹۰ اندکی طعم آزادی را چشیدند که درگیر عنکبوتی به نام «پوتین» شدند.اما روس‌ها از جهت فرهنگی نیز اقتداگرائی را دوست دارند و آزادی سیاسی و لیبرالیسم را درک نمی‌کنند.

ایرانی‌ها به گواه متقن تاریخ از روس‌ها دموکرات‌ تر هستند و دموکراسی و آزادی در ایران مقبولیت و ریشه‌های قوی‌تری دارد تا در روسیه. دموکراسی و آزادی در ایران کارنامه بسیار درخشان‌ تری دارد تا روسیه و چند باری هم خود روس‌ها چوب لای چرخ دموکراسی و آزادی‌خواهی در ایران گذاشتند.مشکل دوم این است ‌که روسیه و چین از سیاست نامتوازن ایران و جدال آن با غرب سود می‌برند.به همین دلیل خود به یکی از نگهبانان و حافظان وضع زیانبار موجود بدل شده‌اند.آن‌ها ترجیح می‌دهند ایران مهره‌ای در سیاست آن‌ها و دیواری دفاعی در برابر غرب باشد تا پرنده‌ای با دو بال آزاد و جنگجوئی با دو دست باز.آن‌ها در یارکشی بین‌المللی ایران را فقط یار خود می‌خواهند در حالیکه سود ایران در سراسر جهان پخش است نه فقط در مرزهای این دو کشور.

اما این ها اصلاً باعث روسیه‌ ستیزی یا چین ستیزی در خیلی ها نمی‌شود فقط خواستار ایجاد توازن در روابط خارجی‌ هستند.به فرض اگر ایران سیاست خارجی خود را در تضاد مطلق با روسیه تعریف کند و «مرگ بر روسیه» سیاست رسمی ایران شود آیا روسیه می‌نشیند و با لبخند به ما نگاه می‌کند؟ستیز،ستیز می‌آورد،از جانب هر طرف شروع شده باشد. هنر سیاست کاستن از ستیزهاست زیرا هر ستیزی حتی کوچک‌ترین ستیز زیانبار است. به جای آن باید در پی جذب حداکثری بود.شاید روزی خدا خواست و ایران روابطش با شرق و غرب متوازن شد بسیار باید محتاط بود زیرا تنها کشوری که واقعاً می‌تواند موجودیت ایران را تهدید کند روسیه است.ما نباید در وضعیتی مشابه اوکراین قرار گیریم، گر چه شاید سخت‌ترین کار ما همین باشد که چگونه این توازن را بدون رنجش خطرناک روسیه انجام دهیم و اصلاً با کارشکنی های آن چه کنیم؟