علی افشاری
در ماههای اخیر، موجی از اعتراضات جوانان در نقاط مختلف جهان شکل گرفته که گاهی به خشونت و سقوط دولتها انجامیده است. در ماداگاسکار، اعتراضات ناشی از قطعی آب و برق به کشته شدن ۲۲ نفر منجر شد و رئیسجمهور این کشور مجبور شد تا دولت خود را منحل کند.
نمونههای مشابه در نپال، بنگلادش، اندونزی و فیلیپین نیز رخ داد؛ جایی که جوانان علیه فساد، امتیازات سیاسی و نبود فرصتهای اقتصادی به خیابانها آمدند. این اعتراضات گاه با خشونت شدید سرکوب شد، مانند بنگلادش که بیش از هزار کشته بر جای گذاشت ولی در نهایت به استعفای نخستوزیر منجر شد.
جنبشهای جوانان در کشورهای دیگری چون کنیا، صربستان، پرو و مراکش نیز دیده میشود. گروههایی مانند «GenZ 212» در مراکش، بر مشکلاتی چون بیکاری بالای جوانان و ضعف آموزش و بهداشت تمرکز دارند و نشان میدهند که نسل جوان در پی تغییرات ساختاری و پایان دادن به فساد گسترده است.
البته شاید نقطه شروع حضور نسل زد در کنش سیاسی را جنبش «زن زندگی آزادی» در ایران دانست که جوانان نقش مهمی در شکلگیری و تدوام آن داشتند. اعتراضات به فساد، بیکاری و بحران اقتصادی در عراق و لبنان در سالهای گذشته را نیز میتوان در این دسته قرار داد که البته به موفقیت دست نیافتند.
اعتراضات گسترده و جوانمحور اخیراً کشورهای مختلفی در نقاط گوناگون جهان را تکان داده است؛ اعتراضاتی که اغلب به اعتراض، خشونت، تخریب و حتی سرنگونی دولتها منجر شدهاند. نمونهی اخیر آن روز دوشنبه در ماداگاسکار رخ داد، زمانی که «آندری راجولینا» رئیسجمهور این کشور پس از کشته شدن ۲۲ نفر و زخمی شدن بیش از ۱۰۰ نفر در ناآرامیهای ناشی از قطعی آب و برق، دولت خود را منحل کرد. سازمان مردمنهاد «دیدگاههای بشریت» مینویسد جوانانی که در شبکههای اجتماعی فعالاند، پیشگام چنین اعتراضاتی بودهاند؛ آنان نه تنها بهبود شرایط زندگی، بلکه تغییرات گستردهتر در پاسخگویی دولت، برابری و مبارزه با فساد را خواستار هستند.
در نپال نیز اعتراضات گسترده اوایل سپتامبر که به کشته شدن بیش از ۷۰ نفر و استعفای نخستوزیر این کشور انجامید، حول خشم مردم از سبک زندگی تجملاتی نخبگان سیاسی کشور شکل گرفت؛ نخبگانی که ثروت خود را در شبکههای اجتماعی به نمایش میگذارند، بهویژه در برابر چشمان جوانان کاربر اینترنت. برای معترضان، این سیاستمداران و فرزندانشان ـ که «بچههای رانتخوار» لقب گرفتهاند ـ نماد فساد ریشهدار هستند.
شرق آسیا نیز در ماههای اخیر به مرکز اعتراضات جوانان بدل شده است. یکی دیگر از اعتراضات مهم در ژوئیه سال گذشته در بنگلادش رخ داد، زمانی که این کشور با ناآرامیهای گستردهای روبهرو شد که جرقه آن را جوانانی زدند که به سیستم سهمیهای تخصیص برخی مشاغل دولتی بر اساس عضویت در گروههای مذهبی، قومی و دیگر گروهها اعتراض داشتند. پس از سرکوب خشونتآمیز که به گفته برآوردها بیش از ۱۰۰۰ کشته برجای گذاشت، «شیخ حسینه» نخستوزیر بلندمدت این کشور استعفا داد و از کشور گریخت. در دو ماه گذشته نیز اعتراضات جوانان اندونزی و فیلیپین را لرزاند، چرا که نارضایتی از فرصتهای اقتصادی، فساد و امتیازهای ویژه برای نمایندگان مجلس به اوج رسید.
درست مانند دیگر اعتراضات ۱۲ ماه گذشته، معترضان اندونزیایی ساختمانهای دولتی و خانههای سیاستمداران را هدف گرفتند، در حالی که در فیلیپین معترضان با پلیس درگیر شدند.
اعتراضات جوانان در دیگر نقاط جهان نیز رخ داده است، از جمله در کنیا، صربستان، پرو و مراکش، جایی که جوانان علیه بیتوجهی دولت، سیاستهای غیرواقعبینانه، فساد و نبود فرصتهای اقتصادی دست به تظاهرات زدند. در کشور اخیر، گروهی به نام «GenZ 212» بخشی از سازماندهی این جنبش را بر عهده داشته است؛ جنبشی که بیکاری بالای جوانان و همچنین ضعف نظامهای آموزشی و بهداشتی را دستمایه اعتراض خود قرار داده است.
@Aliafshari52