وزرای خارجهٔ اتحادیهٔ اروپا و شورای همکاری خلیجفارس در پایان بیستونهمین نشست مشترک، در بیانیهای مشترک ضمن اینکه ایران را به «اشغال جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی» متهم کردند، از تهران خواستند از «توسعهٔ برنامههای پهپادی و هستهای» خود دست بردارد (۱). این نشست روز دوشنبه ۶ اکتبر (۱۴ مهر) در کویت برگزار شد و در آن تصویب گردید که از این پس نشستهای این نهاد «شورای مشترک» خوانده شود. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیهٔ اروپا، در این جلسه حضور و سخنرانی داشت. در بیانیه همچنین به نقل از وزیر خارجهٔ آلمان، یوهان وادفول، رژیم اسلامی در ایران بهعنوان ریشهٔ بیثباتی در منطقهٔ خاورمیانه معرفی شد.
وزارت امور خارجهٔ ایران در واکنشی تند با تأکید بر حاکمیت «بلامنازع» ایران بر جزایر سهگانه اعلام کرد که ادعاهای بیاساس در بیانیههای سیاسی هیچ ارزش حقوقی ندارد و تغییری در واقعیتهای جغرافیایی و حقایق تاریخی ایجاد نمیکند (۲). همزمان، مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزارت خارجهٔ ایران، پس از صدور بیانیهٔ مشترک، سفرای کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا و رؤسای نمایندگیهای آنها را احضار و اعتراض شدید ایران را به ایشان ابلاغ کرد (۳). با این حال، صرفِ اظهارنظرهای سیاسی مانند بیانیهٔ مذکور و واکنشهای دیپلماتیک، بهتنهایی برای رفع انزوای سیاسی نظام کافی بهنظر نمیرسد. بهویژه پس از جنگ دوازده روزهٔ اخیر بین ایران و اسرائیل که ضعفهایی را در ادعای توانمندیهای نظامی و مدیریتی نهادهای مختلف را عیان ساخت، و نشان داد که نظام اسلامی توان محافظت از منافع ملی ایران را در مقیاسی پایدار ندارد.
مالکیت ایران بر جزایر سهگانهٔ ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ریشهای تاریخی دارد؛ این جزایر در دورههای مختلف تاریخی—از دوران ایلامیان، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان—جزئی از سرزمین ایران بودهاند. در سال ۱۹۴۸ میلادی، بهدلیل ضعف دولت مرکزی آن زمان، این جزایر تحت اشغال بریتانیا قرار گرفتند تا اینکه در سال ۱۹۷۱ به ایران بازگردانیده شدند. دولتها و حکومتهای وقت ایران هرگز اشغال بریتانیا را بهعنوان مشروعیت نپذیرفتند و همواره جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک (و پیشتر بحرین) را جزئی از تقسیمات کشوری ایران دانستهاند.
امارات متحدهٔ عربی نیز ادعای مالکیت بر این جزایر را دارد و در بیانیههایی از سوی شورای همکاری خلیجفارس و اتحادیهٔ عرب از این ادعاها واهی حمایت شده است. ایران این بیانیهها را بیاساس دانسته و با استناد به پیشینهٔ تاریخی، فرهنگی و قوانین بینالمللی، این جزایر را متعلق به خود میداند. اهمیت استراتژیک این جزایر ناشی از همجواری آنها با پهنۀ عمیق خلیجفارس و تسلط بر تنگهٔ هرمز—شاهراه حیاتی انرژی جهان—است.
نظام اسلامی ایران بهدلیل گرایش به شرق و تنشزایی با غرب، در وضعیت انزوای سیاسی قرار گرفته است. رهبران این نظام خود را با رژیم ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، همآوا میدانند و این همسوییِ استراتژیک در برخی موارد باعث شده منابع ملی ایران از طریق همکاریها و توافقهایی که منافع ملی را تهدید میکرد، بهضرر کشور تمام شود. ازجمله، موضوع تقسیم دریای خزر و کنوانسیونهای مرتبط گاه بهنفع بازیگران دیگر تعیین شده است؛ کنوانسیونِ مورد اشاره که متأثر از نقش روسیه بود، در غیاب مواضع قاطع و هماهنگ طرف ایرانی، بهنحو نامطلوبی حقوق و منافع کشور را در دریای خزر تحت تأثیر قرار داد.
همچنین مسیرهای ترانزیتی و منافع اقتصادی ایران با طراحی معابر و کریدورهای منطقهای دستخوش تغییر شده است. بهعنوان نمونه، کریدور «زنگَزور» که در توافق صلح بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان مطرح شد، بارِ تجاری و ترانزیتی ایران در شمالغرب را تحت تأثیر قرار داد. احسان موحدیان، پژوهشگر اقتصادی، در مقالهای در خبرگزاری فارس به تبعات اقتصادی این کریدور اشاره کرده و هشدار داده که انعقاد توافقات منطقهای میتواند میلیاردها دلار منافع تجاری ایران را از میان ببرد (۴). این تحولات زمینهٔ نگرانی دربارهٔ احتمال جدا شدن و تضعیف کنترل ایران بر برخی نقاط راهبردی دیگر را افزایش داده است.
برای بازگرداندن این سه جزیره، مذاکراتی میان ایران و بریتانیا با وساطت نمایندگان ویژه انجام شد؛ سر ویلیام لوس از سوی بریتانیا و امیرخسرو افشار قاسملو از سوی ایران پیگیر موضوع بودند. بر اساس توافق حاصلشده، دو جزیرهٔ تنب بزرگ و تنب کوچک بدون هرگونه تفاهمنامهٔ جداگانه به ایران بازگردانده شدند، اما دربارهٔ ابوموسی، طی یک تفاهمنامه میان ایران و شارجه، حاکمیت مشترک پیشبینی و مسؤولیت تأمین امنیت جزیره به ایران واگذار شد. این تفاهمنامه در ۲۷ نوامبر ۱۹۷۱ با نظارت وزارت امور خارجهٔ بریتانیا امضا شد و مقرر گردید ایران سالانه مبلغی به شارجه پرداخت کند تا زیرساختهای اقتصادی آن توسعه یابد.
در سحرگاه ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ نیروهای ایرانی وارد جزیرهٔ ابوموسی شدند و مورد استقبال برادر حاکم وقت شارجه قرار گرفتند. اینجانب نیز بهعنوان افسر برق و سلاح ناوگان، همراه با فرماندهٔ ناوگان، دریادار رمزی عطایی، و دیگر فرماندهان افتخار ورود به جزیره را داشتم؛ احساسی شعفآور که توصیف آن دشوار است. بازگشت جزایر در جلسهٔ شورای امنیت سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۷۱ مطرح شد و بریتانیا، که در آن زمان مسؤول روابط خارجی و دفاعی امارات متحدهٔ عربی بود، بازگردانیدن جزایر را اقدامی در جهت صلح و امنیت منطقه توصیف کرد.
متأسفانه، در جریان اعادهٔ حاکمیت ایران بر جزایر، سه نفر از نیروهای ایرانی—سروان رضا سوزنچی، مهناوی حبیب سلکی کهریزی و ناوی آیتالله خانی—بهدلیل ناهماهنگی میان شیخ شارجه و نگهبانان جزیرهٔ تنب بزرگ جان خود را از دست دادند. در حالی که ورود نیروهای ایرانی پیشاپیش با برخی شیوخ شارجه و رأسالخیمه هماهنگ شده بود و شیخ شارجه، برادر خود شیخ صقر را برای استقبال فرستاده بود، این حادثه رخ داد. از منظر تاریخی و حقوقی، این جزایر بخشی از خاک ایراناند؛ اما با توجه به انزوای بینالمللی نظام و ضعفهای احتمالی در دستگاههای دفاعی و دیپلماتیک، وقوع یک منازعهٔ گسترده—مثلاً درگیری با اسرائیل یا آمریکا و گسترش آن در منطقه—میتواند خطراتی مانند اشغال موقت یا فشارهای نظامی را بههمراه داشته باشد.
پس از جنگ دوازدهروزه، ایالات متحده و عربستان سعودی بزرگترین رزمایش نظامی ضدپهپاد با شلیک واقعی را برگزار کردهاند. فرماندهٔ ارشد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه بر همکاری نزدیک با شرکای منطقهای برای نوآوری و تقویت توانمندیها تأکید کرده است. این امر نشان میدهد که احتمال تشدید تنشها و گسترش درگیری در منطقه وجود دارد. در بیانیهها و اظهارات مختلف، فرماندهان آمریکایی و سعودی از ادغام سامانهها و فناوریهای نوین برای رویارویی با تهدیدات هوایی، از جمله ازدحام پهپادها، سخن گفتهاند.
نشریهٔ العربیه گزارش داده است که این رزمایش با نام «شنهای سرخ» در شمالشرقی عربستان برگزار شد و بیست سامانهٔ ضدپهپاد در آن شرکت داشتند (۵). این عملیات بر ادغام رادارها، حسگرها و سلاحها برای شناسایی، ردیابی و نابودی سریع تهدیدهای هوایی متمرکز بود. همچنین از گلولههای حاوی ساچمهٔ تنگستن و ادغامِ سامانههای فرماندهی و کنترل با هواپیماها و بالگردها برای مقابله استفاده شد. مقامات سنتکام این رزمایش را موفق توصیف کرده و گفتهاند که این تمرینها تواناییهای مشترک برای مواجهه با تهدیدات نوظهور را ارتقا میدهد.
هموطنان عزیز داخل و خارج از ایران، مشهود است که نظام اسلامی کشور و مردم ایران را در بحرانیترین وضعیتِ تهدیدآمیز قرار داده و خطر از دست رفتنِ بخشهایی از خاک کشور وجود دارد. نباید سکوت کنیم؛ باید از هر راه ممکن مانع جدا شدنِ بخشهایی از خاک کشور شویم.
همقطاران در ارتش و بهویژه نیروی دریایی ایران، ما هرگز نباید چنین ننگی را بپذیریم. ما قسم خوردهایم از تمامیت ارضی کشور پاسداری کنیم؛ بنابراین لازم است برای هر اقدام ضروری آماده باشیم.
ناخدا محمد فارسی
۹ اکتبر ۲۰۲۵
1 – https://kayhan.london/1404/07/15/388426/
2 – https://www.irna.ir/news/85960227/
3 – https://www.irna.ir/news/85961069/
4 – https://www.farsnews.ir/news/13990823000074
5 – https://english.alarabiya.net/News/middle-east/2025/09/18/us-saudi-arabia-conduct-largest-livefire-counterdrone-military-exercise