مجتبی نجفی
” ناصر تقوایی” مرد ماندگار سینما و تلویزیون ایران بود. یک سری شخصیتها هستند نمادین اند. تقوایی و بیضایی به عنوان نمونه. از این منظر که اینها بیشتر از ساختن ها، با نساختنهایشان فرهنگ تولید میکنند. این کار هر کسی نیست اما امثال تقوایی، وقتی نمیسازند، یک استعداد سرکوب شده را نمایش میدهند.
شما از ” سریال دایی جان ناپلئون” تا فیلم سینمایی ” ناخدا خورشید” متوجه میشوید این هنر تقوایی است که سینما و ادبیات را به هم پیوند میزند و فیلم و سینما را چون یک اثر ادبی خلق میکند. پس برای همین اگر از شما بپرسند، استبداد چگونه یک استعداد را سرکوب میکند انگشتها را به سمت تقوایی نشانه میگیرید، برای همین است معرف تقوایی نه آثار ماندگارش که آثار سانسور شده و فرهنگ استبداد است.
تقوایی نماد انسان ناتمام ایرانی است که در دوران استبداد زاده شد و زیست و هیچگاه امکان ظهور یک سینماگر آزاد را نیافت و وقتی که نام تقوایی می آید، پشت بندش یک اندوه عمیق است و ” اگر” های جانسوز که اگر استبداد نبود، اگر سرکوب نبود ما زیبایی بیشتر میدیدیم و می آموختیم. اما بزرگان حتی با اندک کارهای خود، اثری را خلق میکنند که امتداد نسلی دارد، مانند همان ” دایی جان ناپلئون” که تکمیل کننده شاهکار پزشکزاد نویسنده شد تا این پیام به نسلهای متعدد ایرانی منتقل شود آنچه که از درون بپوسد با صد مکر و حیله پایدار نخواهد شد. فاسد، فروپاشیدگی محتوم دارد و این پیام جاودانه ای است که در اثر هنری تقوایی خلق شد و در بستر زمان تداوم یافت و ادامه دارد حتی زمانی که جسم تقوایی از میان ما پرکشیده باشد.
#ناصر_تقوایی