کولبری در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، بازتابی از فقر ساختاری و توسعهنیافتگی مزمن است. سیاستهای تمرکزگرا و نگاه امنیتی به مناطق کردنشین، سرمایهگذاری و ایجاد شغل پایدار را ناممکن کرده و مردم را به سوی فعالیتهای پرخطر سوق داده است. در نبود فرصتهای رسمی، هزاران زن و مرد ناچارند برای زنده ماندن، بار سنگین کولبری را بر دوش بکشند.
برآورد میشود شمار کولبران بین ۸۰ تا ۱۷۰ هزار نفر باشد؛ هرچند آمار دقیقی از زنان کولبر وجود ندارد، اما هزاران زن – اغلب سرپرست خانوار – با این کار سخت و پرخطر، هزینه زندگی خانواده را تأمین میکنند.
«بهیه»، زن ۵۳ سالهای که ده سال است کولبری میکند، میگوید: «پسرام تحصیلکردهان ولی بیکار. بدون کولبری زندگیمون نمیچرخه.»
«گلزار»، بیوه ۴۸ ساله، نیز میگوید: «الان باید دو سه بار بری کولبری تا بتونی یه کیسه برنج بخری.»
و «چیمن» از پاوه، با سه فرزند و همسری بیمار، میگوید: «اگر من کولبری نکنم، از کجا بیاریم بخوریم؟
زنان کولبر، در سکوت و بیپناهی، بار سنگین فقر و تبعیض را بر دوش میکشند