جامعه‌ای در انزوا: از طردشدگی تا امکان مقاومت

پروانه سلحشوری

فرانتس کافکا در مسخ، تصویر مردی را ترسیم می‌کند که بی‌مقدمه به موجودی طردشده، ناتوان از سخن گفتن، و منزوی در اتاقی کوچک بدل می‌شود. گرگور سامسا، پس از این دگردیسی، نه‌تنها از سوی کارفرمایش که از سوی خانواده نیز طرد می‌شود. بدن او دیگر قابل شناسایی نیست، زبانش دیگر قابل فهم نیست، و در نهایت، در سکوت می‌میرد.
این داستان، اگرچه در سطحی فردی روایت می‌شود، اما حقیقتی جمعی را بازتاب می‌دهد که در جامعه‌ای مانند ایران، ملموس به نظر می‌رسد.

در ایران امروز، ما گویی با مسخی جمعی روبه‌رو هستیم؛ نه به معنای دگرگونی جسمانی، بلکه در معنای حذف اجتماعی، سکوت تحمیلی، ازخودبیگانگی، و طرد یکدیگر.
ترس وجودمان را فرا گرفته است. تبدیل به انسان‌هایی شده‌ایم که از هم می‌ترسیم. اعتماد نمی‌توانیم کنیم و همه را به یک چوب می‌رانیم.
فلسفه زندگی ما «یا با من یا بر من» شده است. هر سخنی را به خودمان می‌گیریم و از آن برداشت خود را داریم. با انزجار طرد می‌کنیم.
همه این‌ها نمونه‌هایی هستند که ما را وادار به گرگور سامسا شدن می‌کند. این طردشدگی، گاه در سکوت زندان است، گاه در حاشیه‌نشینی رسانه‌ای، و گاه در ناامیدی از تغییر.

میشل فوکو، در تحلیل خود از قدرت، بر این نکته تأکید می‌کند که قدرت صرفاً سرکوب نمی‌کند؛ بلکه تولید می‌کند: انسانِ رام، ذهنِ مطیع، زبانِ سانسورشده، و در نهایت، انسانِ خنثی. گرگور، پیش از آن‌که به حشره بدل شود، کارمندی مطیع و وظیفه‌شناس است؛ او پیشاپیش در انضباط اداری و اطاعت روزمره «مسخ» شده بود و در جامعه ما نیز، پیش از حذف فیزیکی، از درون تهی شده‌ایم.
این همان میکروفیزیک قدرت است: شبکه‌ای از کنترل که در ریزترین سطوح زندگی رسوخ می‌کند – از مدرسه و خانواده تا رسانه و حتی فکر.

اما پرسش این است: آیا می‌توان از انزوای گرگورها، به همبستگی اجتماعی رسید؟
پاسخ را باید در مفهوم «فضاهای مقاومت» فوکو و یا نقش عاملیت در ساختار گیدنز جست‌وجو کرد.
حتی در دل ساختارهای طرد و سرکوب، همواره امکان خلق فضاهایی برای بازیابی هویت‌های حذف‌شده وجود دارد؛ فضاهایی فیزیکی یا مجازی که افراد در آن بتوانند تجربه‌های زیسته‌ی خود را به اشتراک بگذارند.
در ایران، چنین فضاهایی، هرچند شکننده، در حلقه‌های کوچک زنان، در پادکست‌های مستقل، در انجمن‌های دانشجویی، در دورهمی‌‌ها، یا حتی در گروه‌های تلگرامی و واتس‌اپی شکل می‌گیرد. این فضاها، بذر همبستگی‌اند.

در این میان، ادبیات و هنر نقشی حیاتی دارند. همان‌طور که خود کافکا از دل رنج نوشت و جهانی ساخت که در آن امکان تأمل بر انزوا فراهم آمد، در ایران نیز نویسندگان، شاعران و فیلم‌سازان همواره پیشگام روایت‌گری در دل تاریکی بوده‌اند.
در روزگاری که زبان رسمی، زبان حذف و تحریف است، ادبیات و هنر زبان بازگشت‌اند؛ بازگشت به خود، به تاریخ، به حقیقت. نوشتن، در چنین شرایطی، تنها عمل فرهنگی نیست؛ کنشی‌ است سیاسی و مقاومتی.
شلاق بر بدن مهدی یراحی یادمان می‌اندازد که فضای هنری در معنابخشی به کنش جمعی چه نقشی دارد.
حمله به کافه وریا غفوری، حمله به فرد نیست؛ حمله به نگاهی است که مسخ را نپذیرفته است. تجربه‌ی مسدودسازی سیم‌کارت‌ها که اخیراً رخ داده، نشان می‌دهد مقاومت مدنی تا چه حد تأثیرگذار است.

اما آیا در دوران نظارت همه‌جانبه، فناوری می‌تواند به طردشدگان صدا ببخشد؟
در سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی مانند پلتفرم‌هایی چون توییتر، به پناهگاه موقتی بسیاری از حذف‌شدگان بدل شده‌اند. زنانی که رسانه‌های رسمی به آن‌ها مجال سخن نمی‌دهند، در این فضا صدایشان را بازمی‌یابند.
توییتر «مادر پسرها» با آن استقبال، به دور از فضای سیاسی، تجربه‌ی زیسته‌ی یک زن را به اشتراک می‌گذارد و با استقبال روبه‌رو می‌شود.
خانواده‌های دادخواه، دانشجویان و روزنامه‌نگاران نیز از این فضا برای روایت خود بهره می‌برند.

این پلتفرم‌ها گاهی به عرصه‌ی مطالبه‌گری و آگاهی‌سازی بدل می‌شوند، در حالی که خود نیز در معرض سانسور، الگوریتم‌های خاموش‌گر، و اشکال جدید نظارت‌اند. کارزارهای مجازی نیز در همین بستر شکل می‌گیرند؛ تلاش‌هایی خودجوش، پراکنده اما پیوسته، برای پیوند زدن صداهای خاموش و احیای کنش جمعی در غیاب میدان‌های واقعی.

در نهایت، مسخ کافکا تنها روایت انزوا و مرگ خودخواسته‌ی یک فرد در حلقه‌ی طرد نیست، بلکه می‌تواند سرنوشت محتوم هر فرد یا جامعه‌ای باشد که از آن، امید رخت بربسته است.
اگر طردشدگی منجر به ترس و بی‌اعتمادی نشود، نخستین گام مقاومت برداشته شده است و می‌توان از مسخ‌شدگی عبور کرد.

تنها راه بقای ما، مقابله با مسخ و طردشدگی است. برای چنین امری، باید اعتماد را شکل دهیم، امید داشته باشیم، و کنش‌های کوچکِ معنادار فردی و اجتماعی را باور کنیم.

*کانال نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»