اقتدارگرایان چگونه دوام می‌آورند؟

یکی از پرسش‌های مهم که در این سال‌های بحرانِ سیاسی در جهان ذهن سیاست‌پژوهان را مشغول کرده، این است که ماندگاری و سازگاری رژیم‌های اقتدارگرا چطور رقم می‌خورد. گزارشی که از سوی «مرکز پژوهش‌های دفتر سوتلانا تیخانوفسکایا»، «رصدخانه بلاروس در دانشگاه آکسفورد» و «مؤسسه توسعه پایدار دانشگاه وارویک» منتشر شده، تصویری منطقی از این پدیده ارائه می‌کند و نشان می‌دهد چرا برخی حکومت‌های غیر دموکراتیک همچنان پابرجا مانده‌اند. این گزارش مجموعه‌ای از دیدگاه‌های استادان دانشگاه‌های تیلن، بث، کمبریج و اوپسالا را گردآوری کرده است تا اشتراکات میان این رژیم‌ها را توضیح دهد.

رنگ باختن امید در دهه ۹۰

جهان در سال‌های اخیر از خوش‌بینی دهه ۱۹۹۰ فاصله گرفته است. زمانی که سقوط رژیم‌های کمونیستی، پایان جنگ سرد و گسترش انتخابات آزاد، این باور را به وجود آورده بود که دموکراسی مسیر غالب جهان خواهد شد.

اما دهه‌های بعد روندی متفاوت را نشان داد.

چین و روسیه الگوهایی از پیوند اقتصاد بازار با اقتدار سیاسی ارائه کردند و بسیاری از دولت‌های غیر دموکراتیک در آسیای میانه، قفقاز و مناطق دیگر از این مدل استقبال کردند.

براساس داده‌های «خانه آزادی – Freedm House»، تنها یک‌پنجم جمعیت جهان امروز در کشورهایی زندگی می‌کند که به‌عنوان «آزاد» طبقه‌بندی شده‌اند. این داده‌ها پرسشی مهم را مطرح می‌کند: چطور حکومت‌های اقتدارگرا توانسته‌اند در برابر فشارهای داخلی و خارجی دوام بیاورند؟

پژوهشگران می‌گویند رهبران اقتدارگرا با یک تناقض دائمی روبه‌رو هستند.

آن‌ها نمی‌دانند مردم دقیقاً چه‌قدر ناراضی‌اند.

این وضعیت «دشواری دیکتاتور» نام دارد و یکی از کلیدی‌ترین عوامل بقا یا سقوط حکومت است.

حکومت‌های اقتدارگرا برای حل این مشکل دو نوع سازوکار ایجاد می‌کنند:

۱. سازوکار آشکار گردآوری اطلاعات

نظرسنجی‌های حکومتی، کانال‌های بازخورد عمومی، سامانه‌های شکایات مردمی. این ابزارها برای حاکم و مردم قابل مشاهده‌اند.

۲. سیستم‌های پنهان برای انتقال اطلاعات به حلقه‌های نزدیک به قدرت

گزارش‌های امنیتی، ارزیابی‌های غیررسمی، رصد دقیق اعتراض‌های کوچک.

اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که حکومت اطلاعات دقیق دارد اما تصمیم درست نمی‌گیرد. بسیاری از بحران‌های سیاسی در کشورهای اقتدارگرا محصول همین «دانستن اما عمل نکردن» است.

سه عامل اصلی دوام حکومت‌های اقتدارگرا

در بخش دیگری از گزارش، مدل سه‌ستونی «یوهانس گِرشوسکی» توضیح داده می‌شود؛ مدلی که به‌طور گسترده برای تحلیل دوام رژیم‌های اقتدارگرا به کار می‌رود.

۱. هم‌پیمان‌سازی نخبگان (Co-optation)

حکومت تلاش می‌کند نخبگان اقتصادی، سیاسی و امنیتی را وارد ساختار قدرت کند تا از وفاداری آن‌ها مطمئن شود.

در بسیاری از کشورهای آسیای میانه، شبکه‌های گسترده اقتصادی و وابستگی مالی نخبگان به قدرت باعث شده آن‌ها در لحظات بحرانی از حکومت جدا نشوند.

۲. مشروعیت‌سازی

حکومت‌ها تلاش می‌کنند به مردم نشان دهند که وجودشان ضروری است؛

گاهی با روایت‌های امنیتی

گاهی با طرح‌های رفاهی

و گاهی با وعده‌های توسعه اقتصادی.

۳. سرکوب

وقتی موارد دیگر کارایی خود را از دست می‌دهد، حکومت به سرکوب آشکار، کنترل رسانه‌ها و محدودکردن جامعه مدنی متوسل می‌شود.

یادگیری اقتدارگرایان از یکدیگر؛ آزمایشگاه بلاروس، نسخه‌برداری روسیه

این پژوهش می‌گوید که رهبران اقتدارگرا از یکدیگر یاد می‌گیرند.

این یادگیری در چند سطح رخ می‌دهد:

مبادله تجربه بین دولت‌ها

مثلاً نحوه کنترل اعتراض‌ها، روش‌های نظارتی یا مدل‌های قانونی محدودکننده.

آزمایش‌کردن شیوه‌های جدید در کشورهای کوچک‌تر

بلاروس در برخی دوره‌ها نقش «آزمایشگاه» را داشته و بعدها روسیه، آذربایجان و قزاقستان از تجربیات آن استفاده کرده‌اند.

تکرار موفقیت‌ها و پرهیز از خطاها

رژیم‌ها هم از شکست‌های دیگران درس می‌گیرند هم از موفقیت‌ها.

این شبکه تبادل تجربه سبب شده است بسیاری از رژیم‌ها سریع‌تر و منظم‌تر از گذشته با بحران‌ها کنار بیایند.

اصلاحات نمایشی؛ چهره‌ای تازه بدون تغییر واقعی

گزارش به روندی اشاره می‌کند که «پیشرفت اقتدارگرایانه» نامیده می‌شود. بر این اساس، حکومت‌ها مجموعه‌ای از اصلاحات کوچک، هدفمند و ظاهری انجام می‌دهند تا تصویر یک «حکومت در حال تغییر» را ارائه کنند.

نمونه‌ها:

آذربایجان

معرفی نسل جوان‌تر در برخی مناصب

اصلاحات اداری

گسترش خدمات الکترونیک

اما بدون ایجاد فضای رقابت سیاسی واقعی.

قزاقستان

کاهش برخی محدودیت‌های انتخاباتی

اما بدون اجازه برای شکل‌گیری احزاب مستقل یا مخالفان واقعی.

این اصلاحات به حکومت امکان می‌دهد فضای عمومی را بهتر مدیریت کند.

بلاروس؛ مثال روشن دوام یک رژیم بدون پشتوانه اقتصادی

این گزارش می‌گوید بلاروس نمونه‌ای است که در آن چسبندگی نخبگان به حکومت عامل اصلی دوام قدرت بوده است.

پس از اعتراض‌های گسترده سال ۲۰۲۰:

نخبگان از دولت جدا نشدند

اقتصاد دیگر توان مشروعیت‌سازی نداشت

اما دستگاه‌های امنیتی فضای اعتراض را کنترل کردند

در نتیجه، رژیم همچنان پابرجا ماند؛ هرچند پایه‌های آن به‌شدت شکننده است.

پیش‌بینی آینده رژیم‌های اقتدارگرا دشوار است؛ اما نقطه چرخش همیشه ناگهانی است

هیچ‌کس نمی‌تواند زمان دقیق تغییر در حکومت‌های اقتدارگرا را پیش‌بینی کند.

اما وقتی نقطه چرخش ایجاد شود، روند فروپاشی یا تغییر شکل به‌سرعت پیش می‌رود و کنترل آن برای حاکمیت دشوار می‌شود.

نکته مهم این گزارش این است:

وقتی یک حکومت اقتدارگرا فرو می‌ریزد، جانشین آن لزوماً دموکراتیک نخواهد بود.

به همین دلیل، نویسندگان بر ضرورت آماده‌سازی نهادهای مدنی و تدوین سناریوهای مختلف برای گذار تأکید می‌کنند.

مردم توانا‌تر از رژیم‌ها هستند

حکومت‌های اقتدارگرا ممکن است پایدار به‌نظر برسند اما بر پایه‌هایی بنا شده‌اند که در بلندمدت شکننده است.

مردم، جامعه مدنی و شبکه‌های اجتماعی انسانی، توانایی بیشتری برای بقا و بازسازی دارند.

آموزش، دسترسی به اطلاعات، و مقابله با روایت‌های رسمی می‌تواند زمینه گذار را فراهم کند.

این گزارش هرچند روند گذار ساده یا سریع نخواهد بود اما توان جامعه برای ایجاد تغییر در نهایت از ظرفیت حکومت‌های اقتدارگرا بیشتر است.

منبع:

https://obo.web.ox.ac.uk/sitefiles/webinar-final-june.pdf

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»