کشور روی لبه سقوط اقتصادی ملتی که تنها مانده؛ دولتی که فقط وعده می‌دهد

دوشنبه ۲۶ ابان ۱۴۰۴

این روزها هر گوشه کشور حرفی برای گفتن دارد؛ اما یک جمله همه چیز را خلاصه می‌کند: مردم زیر بار گرانی له می‌شوند و مسئولان انگار در سیاره دیگری زندگی می‌کنند.
موجی از اتفاقات اجتماعی، اقتصادی و صنفی در سراسر کشور شکل گرفت؛ اتفاقاتی که هرکدام به‌تنهایی یک بحران‌اند، و کنار هم تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت زندگی مردم، کارگران، کاسبان و بازنشستگان ترسیم می‌کند.

۱. انفجار قیمت‌ها؛ از میوه تا امعاء و احشاء

بازار میوه و سبزی به جایی رسیده که انگار کالای لوکس می‌فروشند:
گوجه ۷۰ هزار، خیار ۸۰ هزار، توت‌فرنگی بسته‌ای ۳۲۰ هزار، گلابی ۳۱۵ هزار.
در فروشگاه‌های تهران حتی سنگدان مرغ نیم‌کیلویی ۱۵۰ هزار و جگر مرغ نیم‌کیلویی ۲۳۰ هزار تومان عرضه می‌شود. مردم می‌پرسند: «اینها غذاست یا طلا؟»

وقتی سفره مردم کوچک شده، طبیعی است که پرتقال‌های رنگ‌شده صنعتی روانه بازار شود؛ تا جایی که ازبکستان، روسیه و آذربایجان واردات مرکبات ایران را ممنوع کردند. نظارت؟ تقریباً صفر.

۲. دخالت‌های ارزی و نابودی تولید

مرغ و تخم‌مرغ نصف شده، مرغداران ۱۰۰ نامه هشدار دادند و کسی گوش نکرد.
همزمان گزارش‌ها از انتقال یک میلیارد دلار ارز دولتی به حزب‌الله حکایت می‌کند—همان ارزی که قرار بود برای واردات نهاده و کنترل قیمت مصرف شود.

دامداری هم رو به فروپاشی است: جمعیت دام از ۶۹ میلیون به ۴۹ میلیون رسیده و کمبود نهاده دامداران را به نابودی کشانده.

۳. بیماری‌ها اوج گرفت؛ آموزش‌وپرورش باز هم جا ماند

آنفلوآنزا در اوج است، سوش جدید کرونا (xfg) گلودرد شدید می‌دهد، مدارس قم مجبور شدند ۲۷ و ۲۸ آبان را تعطیل کنند.
اما مثل همیشه، تصمیم‌ها دیر و ناقص‌اند.

۴. بنزین آزاد؛ جایگاه‌ها سهمیه را می‌بندند

از ساعت ۹صبح جایگاه‌ها اعلام می‌کنند «سهمیه تمام شد».
کارت جایگاه را نمی‌دهند و اگر کارت شخصی نداشته باشی، سوخت هم نداری.
بار گرانی سوخت هم آرام‌آرام روی مردم می‌افتد.

۵. اعتراض و اعتصاب؛ از کارگران تا ورزشکاران

بازیکنان استقلال خوزستان ۱۵ روز تمرین نکردند؛ تنها بعد از واریز ۱۵ درصد قرارداد برگشتند.
کارگران فراساحل لیان در چابهار سه ماه حقوق نگرفته‌اند و امروز اعتصاب کردند.
در ده‌ها استان—از خوزستان تا فارس، کرمان، ایلام، خراسان رضوی—کارگران شهرداری، مخابرات و بخش‌های مختلف یا در اعتراض‌اند یا تهدید شده‌اند که اگر اعتراض کنند، اخراج می‌شوند.

یکی از کارگران شهرداری آمل:
کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند.
کارگر :
«ما عملاً تحت فشار شدیم و زندگی خانوادگی‌مون سخت شده. مگه خانواده ما آدم نیستن؟»رسما به گدایی افتادیم
گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد این وضعیت فقط محدود به یک شهر نیست؛ در اکثر شهرداری‌ها، کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند. برخی جرات اعتراض و تجمع دارند، اما با تهدید اخراج روبه‌رو می‌شوند. همه اینها در حالی است که اقایون پز می‌دهند که «بهترین شهردارها را داریم».

۶. شهرک سجزی؛ آب برای فولاد هست، برای مردم نه

در سجزی اصفهان، ۱۰ کارخانه فولاد هر روز دود می‌ریزند و آب مصرف می‌کنند؛ اما برای مردم و کشاورزان همیشه «کمبود آب» است. ساکنان می‌گویند:
«اسفالت خیابان آب می‌خورد، اما زاینده‌رود خشک است. دم خروس را باور کنیم یا قسم؟»

۷. بازاری که خودش فریاد می‌زند

چهارراه استانبول: کاسب‌ها با روزی ده میلیون هزینه، نیمه‌تعطیل و درمانده.
یکی می‌گوید: «ساعت پنج بعدازظهر به بعد حرف دل کاسبا را بشنوی، گریه‌ات می‌گیرد.»

این یک روز از زندگی مردم است:
گرانی، بیماری، بی‌حقوقی، بنزین با محدویت ، تولید نابود، بازار بی مشتری، کارگران بی‌دفاع، و مسئولانی که فقط وعده می‌دهند.
مردم هم هر روز بیشتر زیر بار سیاست‌هایی خم می‌شوند که کسی پاسخگوی آن نیست.