(https://t.me/asl20_campaign)
به گزارش «پیام ما» در پی آتشسوزی هیرکانی، داوطلبان، کوهنوردان و فعالان محیطزیست از دهها شهر ایران طی ۲۳ روز حریق در «منطقه حفاظتشده چهارباغ» خود را به الیت رساندند. از آمل و قائمشهر تا همدان و تبریز و بروجرد و کردستان، افراد با هر شغلی و امکاناتی فقط یک هدف داشتند؛ رساندن آب به تن سوخته هیرکانی و جلوگیری از پیشروی آتش.
علیرضا کیادلیری از اهالی الیت میگوید طی این روزها شاهد یک همبستگی کمنظیر بوده است. گروههایی از کوهنوردان، روستاییان و بومیها با تجهیزات اولیه وارد منطقه شدند تا پیش از رسیدن نیروهای رسمی، جلوی آتش را بگیرند. او در انتقاد از عملکرد دستگاههای مسئول میگوید گفتوگو درباره کمکاریها در این لحظه اولویت ندارد، چون در شرایط بحرانی ابتدا باید آتش مهار شود و بعد به بررسی مسئولیتها پرداخت.
در روزهای اخیر نیروهای آتشنشانی و پمپهای قوی به ارتفاعات منتقل شدند. بخشی از لولهکشی انتقال آب توسط داوطلبانی انجام شده بود که پیش از حضور نیروهای رسمی در منطقه دستبهکار شده بودند. کیادلیری از داوطلبانی مانند عبدالعظیم سامدلیری و محسن سامدلیری یاد میکند که روزهاست از خانه دور ماندهاند و همچنان در ارتفاعات حضور دارند.
مدیریت نادرست بحران باعث شد داوطلبان از همان ابتدا خودشان نقش تدارکات، امداد و اطلاعرسانی را برعهده بگیرند. گروههایی میان خود تقسیم کار کردند؛ برخی مشغول خاموشکردن آتش شدند، برخی پیگیر تأمین غذا و لوازم و گروهی هم برای جلوگیری از انتشار اخبار نادقیق وارد اطلاعرسانی شدند. این فعالیتها سبب شد خانوادههایی به منطقه بیایند و برای داوطلبان آشپزی کنند یا جوانانی در قائمشهر دهها میلیون تومان برای تهیه غذا و تجهیزات جمعآوری کنند.
سهیل اولادزاد فعال محیطزیست که در حوزه اطلاعرسانی فعال بوده میگوید مسئولان معمولاً روزهای اول بحران در فاز انکار قرار دارند. او میگوید محدودیتهایی که برای محیطبانان و نیروهای میدانی ایجاد میشود، انتقال واقعیت را دشوار کرده است. با این حال، تنوعدادن به منابع خبری موجب شد مسئله الیت به موضوعی ملی تبدیل شود و کارزارهای گستردهای به راه بیفتد که برخی از آنها در چند روز به بیش از ۲۰ هزار امضا رسید.
اولادزاد معتقد است مدیریت سریع بحران و اطلاعرسانی دقیق دو درس اصلی حریق الیت است. او میگوید حضور تشریفاتی مدیران ارشد در محل بحران معمولاً باعث کندی کار میشود و بهتر است تمرکز روی رفع مشکل باشد، نه برنامههای رسمی. با ورود نیروهای آتشنشانی و تجهیزات سنگین وضعیت بهتر شده، هرچند زمان طلایی روزهای نخست از دست رفته است.
داوطلبان زاگرس نیز خود را به چالوس رساندهاند. برهان مجیدی، سرگروه تیم کردستان، میگوید تا آتش خاموش نشود از منطقه نمیروند. یکی دیگر از همراهانش میگوید اگر زاگرس نابود شود، ایران هم آسیب جدی میبیند. این در حالی است که همزمان بخشهایی از زاگرس نیز درگیر حریق بوده است.
اشکان بازیاری، کشاورز ۳۵سالهی اهل کوهمره فارس نیز تصمیم داشت با سابقه ۲۳ سال اطفای حریق خود را به چالوس برساند، اما در میانه راه به او گفته شد آتش کنترل شده است. صمد گشتاسبی و مهدی رحمانی نیز که از استان فارس حرکت کرده بودند، با وجود هزینه مالی و دوری از خانواده، به همین دلیل بازگردانده شدند.
حمید حقنظر، معلم و کوهنورد همدانی، پس از بازگشت از یک مرحله بررسی میدانی دوباره تصمیم گرفته است به چالوس برگردد. او میگوید وقتی مرگ یک سرزمین در میان است نمیتوان کنار نشست.
اعلام رسمی پایان عملیات اطفای حریق در الیت به معنای آشکار شدن ابعاد فاجعه در روزهای آینده خواهد بود. در کنار ضعف دستگاههای متولی، آنچه این روزها دیده شد یک حرکت جمعی کمنظیر بود؛ خیزشی داوطلبانه برای نجات هیرکانی از سوی شهروندانی که روزها در ارتفاعات ماندند تا یک زیستبوم دیرینه از میان نرود.
منبع: فاطمه باباخانی، پیام ما