روز مبارزه با سانسور، تجدید پیمان با قلم‌های بی‌باک

سانسور با موجودیت جمهوری اسلامی گره خورده است. سازوکاری نظام‌مند است برای حذف صداها، بستن دهان‌ها و خاموش‌کردن حافظهٔ جمعی.
در آذر ماه ۱۳۷۷، فضای فرهنگی ایران شاهد یک‌ قتل جمعی بود: قتل‌های زنجیره‌ای، پروژه‌ای هولناک که روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان را هدف قرار داد و ثابت کرد که در حکومت استبدادی حاکم، اندیشه و قلم آزاد می‌تواند بزرگترین جرم باشد. محمد مختاری در دوازدهم آذر و محمدجعفر پوینده در هجدهم آذر، به دلیل آزادی‌خواهی و ایستادگی‌شان در برابر اختناق، با خفگی و بی‌رحمی خاموش شدند. به پاسداشت خون این دو مبارز بی‌باک و برای یادآوری فاجعه دائمی سانسور، کانون نویسندگان ایران ۱۳ آذر را به درستی «روز مبارزه با سانسور» نامیده است. ما به سهم خود این روز را به رسمیت می‌شناسیم تا فریاد کنیم که میراث این قتل‌های حکومتی نه فقط خاموش کردن چند صدای رسا، بلکه استمرار خفقان و سانسور به عنوان یک سلاح برای نابودی فرهنگ و اندیشه مستقل است. در بزرگداشت مختاری و پوینده، عهد می‌بندیم که تا برچیده شدن بساط سانسور و ستم، از حق بنیادین آزادی بیان دفاع کرده و پرچم مقاومت با قلم را برافراشته نگه داریم.
سانسور دهان‌بند است، پرده‌ی سنگین و تیره‌ای است روبروی دیدگان و ذهن جامعه، ابزاری که حکومت به واسطهٔ آن می‌کوشد کاستی‌های همگانی، رنج‌های اجتماعی، مطالبه‌گری سیاسی و روایت‌های مستقل را از زندگی واقعی مردم حذف کند. سانسور ستم است، ستمی که بر حق دانستن، حق گفتن و حق زیستن آزادانه اعمال می‌شود. مبارزه با سانسور نباید فقط به نویسنده و روزنامه‌نگار و شاعر و هنرمند محدود شود. آگاهی و دسترسی به محتوای نوشتاری و هنری و اطلاعات، حق بنیادین هر شهروندی است که می‌خواهد به جهان پیرامون خود دسترسی داشته باشد، بتواند نقد کند، بپرسد و روایت خویش را از تاریخ و زندگی‌اش بنویسد.

امروز با جسارت تمام انسان‌های شجاعی که در برهه‌های مختلف سد سانسور را شکستند و برای آن بهای سنگینی هم پرداختند، سکوت شکسته شده است، ولی این هنوز یک آغاز است. ما باید بیاموزیم که سکوت نکنیم، در برابر این دهان‌بند تحمیلی که بی‌عدالتی و فساد و سرکوب را می‌پوشاند مقاومت کنیم و دردها و رنج‌های اجتماعی را روایت کنیم. ما باور داریم که مبارزه با سانسور و سکوت تحمیلی، مبارزه برای عدالت و آزادی است، مبارزه برای بازپس‌گیری حق جامعه برای دانستن است. چنین مبارزه‌ای شکستن دیوارهای انحصار و پنهان‌کاری است، برای گستردن میدان آگاهی و فهم جامعه و برای حق مردم برای دانستن حقیقت.

ما بر این باوریم که هیچ قدرتی نمی‌تواند برای همیشه در برابر مطالبه‌ی آزادی، آگاهی و اطلاعات بایستد. اما حقیقت به همت و تلاش کسانی راه خود را پیدا می‌کند که شهامت شکستن قفل‌ها و ایستادگی در برابر خاموشی را در خود بپرورانند. ما در کنار تمامی اندیشمندان، هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران و هر شهروند آگاهی هستیم که صف مبارزه با سانسور را گسترده‌تر کرده‌اند؛ با نوشتن، با روشنگری، با حفظ روایت‌های‌خاموش‌شده، با افشای سازوکار پنهان حذف و تحریف. ما باور داریم که مبارزه با سانسور مبارزه‌ای است به‌غایت اخلاقی و مشروع برای دفاع از حقیقت.

در برابر حکومت سانسور که می‌کوشد جامعه را به بردگی و جهالت بکشاند، ما برای حق بی‌قید و شرط مردم برای دسترسی آزادانه به دانش، خبر، فرهنگ و روایت، ایستادگی می‌کنیم. هیچ قدرتی مجاز نیست تعیین کند مردم چه‌چیز را بدانند و چه را ندانند. حاکمیت به خوبی می‌داند که دوران سکوت اجباری به سر رسیده است؛ اراده‌ی جمعی، بر حق دانستن قرار گرفته است. مبارزه با سانسور، مبارزه برای آزادی است و این مبارزه ادامه خواهد داشت.

اتحاد بازنشستگان