چرا روایت‌های معجزه‌وار از جنبش‌های اجتماعی خطرناک‌اند؟

جین تئوهریس

جنبش تحریم اتوبوس‌های مونتگومری حالا هفتاد ساله است، اما آنچه در حافظه‌ی جمعی از آن باقی مانده، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک افسانه‌ی الهام‌بخشِ ساده‌شده است: زنی سیاه‌پوست و خسته به نام رُزا پارکس روزی از جای خود بلند نشد، کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ از او حمایت کرد، و خیلی زود قانون تفکیک نژادی لغو شد.

جین تئوهَریس، استاد علوم سیاسی و نویسنده‌ی کتاب زندگی سرکش خانم رُزا پارکس (نشر بیکِن)، این روایت را نه‌فقط نادقیق، بلکه خطرناک می‌داند. به باور او، رمانتیزه‌کردن جنبش‌های اجتماعی ما را نسبت به شیوه‌ی واقعی تغییر اجتماعی — که زمان‌بر، فرساینده و پرهزینه است — دچار خطای جدی می‌کند.

تئوهریس تأکید می‌کند که تحریم اتوبوس‌های مونتگومری نتیجه‌ی یک لحظه یا یک تصمیم ناگهانی نبود. این جنبش حاصل بیش از دو دهه فعالیت سیاسی، انتخاب‌های دشوار، ناامیدی‌های مکرر و فداکاری‌های سنگین بود. وقتی پیروزی‌های گذشته را معجزه‌وار و یک‌شبه جلوه می‌دهیم، مبارزه‌ی کنشگران امروز نیز غیرمنطقی، افراطی یا بی‌ثمر به نظر می‌رسد.

برخلاف تصور رایج، رُزا پارکس در سال ۱۹۵۵ نه زنی سالخورده و ناتوان، و نه کنشگری تصادفی بود. او زنی ۴۲ ساله با بیش از بیست سال سابقه‌ی فعالیت سیاسی بود که در کنار ای.دی. نیکسون، دفتر انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان را در مونتگومری فعال نگه داشته بود.

پارکس بعدها گفت: «این مبارزه از روز دستگیری‌ام شروع نشد.» او سال‌ها در دادگاه‌ها، کارزارهای ثبت‌نام رأی‌دهندگان و پیگیری عدالت برای زنان سیاهِ قربانی خشونت شرکت کرده بود؛ مسیری طولانی و فرساینده که اغلب بی‌نتیجه به نظر می‌رسید.

هشت ماه پیش از اقدام پارکس، دختری پانزده‌ساله به نام کلادت کالوین به دلیل بلند نشدن از صندلی برای یک زن سفید بازداشت شد. جامعه‌ی سیاهان مونتگومری خشمگین شد و برای مدتی کوتاه استفاده از اتوبوس را تحریم کرد، اما دادگاه کالوین به جنبشی فراگیر منجر نشد.

بسیاری کالوین را «خیلی جوان»، «فقیر» یا «مسئله‌ساز» می‌دانستند و قاضی نیز عمداً تبعیض نژادی را وارد پرونده نکرد. با این حال، تئوهریس تأکید می‌کند اگر مقاومت کالوین و آن دادگاه نبود، شاید اقدام پارکس هم به جرقه‌ای تاریخی بدل نمی‌شد.

جنبش‌ها نه با نخستین ظلم، بلکه با انباشت بی‌عدالتی‌ها شکل می‌گیرند. شجاعت پارکس دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: او زمانی ایستادگی کرد که هیچ نشانه‌ای از پیروزی در افق دیده نمی‌شد. خود او چند ماه پیش از دستگیری‌اش گفته بود بعید می‌داند در مونتگومری جنبشی توده‌ای شکل بگیرد. با این حال، وقتی راننده از او خواست جایش را ترک کند، نپذیرفت؛ نه به امید نتیجه‌ای فوری، بلکه چون نمی‌خواست این رفتار را تأیید کند.

پس از دستگیری پارکس، شبکه‌ای از زنان و کنشگران به‌سرعت وارد عمل شدند. جو اَن رابینسون از شورای سیاسی زنان، تنها در یک شب ۳۵ هزار اعلامیه برای تحریم اتوبوس‌ها چاپ کرد. ای.دی. نیکسون نیز مارتین لوتر کینگِ جوان را برای سازماندهی جلسه‌ی عمومی به میدان آورد. برخلاف روایت‌های اسطوره‌ای، کینگ نه با الهامی الهی، بلکه با تردید و تأمل تصمیم گرفت مسئولیت را بپذیرد.

صبح دوشنبه، اتوبوس‌ها تقریباً بدون مسافرِ سیاه حرکت کردند. پارکس این لحظه را «معجزه» نامید، اما همان‌جا پرسید: «چرا این‌قدر طول کشید؟» تحریم ۳۸۱ روز ادامه یافت—نه فقط با پیاده‌روی، بلکه با یک سیستم پیچیده و داوطلبانه‌ی هم‌سفری که روزانه هزاران نفر را جابه‌جا می‌کرد. زنان سیاه با پخت‌وپز، جمع‌آوری کمک مالی و سازماندهی محلی ستون فقرات این مقاومت بودند.

در این مسیر، کنشگران بهای سنگینی پرداختند: بیکاری، تهدید، بمب‌گذاری، تعقیب قضایی و فشار دائمی. حتی برخی نهادهای رسمی سیاه‌پوستان نیز از این شیوه‌ی «مختل‌کننده» فاصله گرفتند. با این حال، مقاومت ادامه یافت تا سرانجام دادگاه فدرال و سپس دیوان عالی آمریکا حکم به لغو تفکیک نژادی در اتوبوس‌ها داد.

تئوهریس در پایان یادآوری می‌کند که پیروزی مونتگومری نه حاصل یک «نه» قهرمانانه، بلکه نتیجه‌ی «نه» گفتن‌های پی‌درپی، ممارست بی‌پاداش و پایداری در دل تردید بود. تغییر اجتماعی دقیقاً از همین‌جا می‌آید: از ایستادگی‌هایی که شاید در لحظه بی‌ثمر به نظر برسند، اما مسیر تاریخ را آرام و پیوسته عوض می‌کنند.

@paarandiran

برگرفته از وبسایت دانشکده (https://daneshkadeh.org/global/14907/)

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»