@paarandiran
چپ یا راست؟ هیچکدام اما هر دو. همین گزاره در اهمیت یک رویکرد مهم تاکید دارد: مقابله با فرهنگ حذف و انکار.
اگر در اوان انقلاب پنجاه و هفت، عده ای همه مخالفان خود را با برچسب “لیبرال” از میدان به در کردند، جهل آنروز دوباره در حال تکرار است اما اینبار با برچسب هایی چون ” چپ هرگز نفهمید”. از اینرو، استبداد مایه فرهنگی این ستیزه جویی است، چرا که به جای به رسمیت شناختن مخالف، از هم اکنون شعار مرگ و انکار میدهد.
چپ ستیزی با فرهنگ لیبرالی تضاد دارد چرا که نه چپ نه راست به صورت همسان و واحد برداشت نمیشوند، و یکسان کردن چپها و لیبرالها از ذهنهای عقب مانده یکسان ساز برمیآید و طبیعی است از مهم ترین اصول فرهنگ لیبرالی، به رسمیت شناختن حق حضور مخالف است. اما برچسب های کلی مانند” چپ هرگز نفهمید” مانند برچسبهای اول انقلاب” لیبرالیسم جاده صاف کن امپریالیسم”، زمینه ساز تمامیت خواهی اند و حتی اگر تغییر سیاسی هم رخ دهد، تمامیت خواهی در شکل و شمایل جدید به زیست حذفی خود تداوم خواهد داد؛ یک روز با عبا و عمامه روزی دیگر با کت و کروات.
پس چپ های میانه و لیبرال های میانه با به رسمیت شناختن اختلاف ها و تاکید بر بحث های عمومی به جای فرهنگ حذف میتوانند علیه هر نوع فاشیسمی که ظرف متکثر ایران را بخواهد نادیده بگیرد و فرهنگ حذف را اشاعه دهد، همبسته شوند چرا که اگر ایران خانه همه ایرانیان است، تکثر، ضرورت اجتناب ناپذیر و به رسمیت شناختنش، عامل پویایی است. از اینرو، این همبستگی علیه هر جریانی است که بخواهد این خانه را نابود، اعضای این خانه را حذف و به اصل بحث های عمومی در عرصه عمومی موزاییکی ایران ضربه بزند. به عبارتی، در این عرصه عمومی متکثر ضمن اینکه باید از تضارب آرا دفاع کرد، همزمان فاشیسم را در لباسهای مذهبی و غیرمذهبی منکوب و مقهور اراده جنبشی کرد، اراده ای که از تکثر به همبستگی حول ظرف ایران با محوریت اصل آزادی میرسد. مبارزه با حاکم فاشیست اکنون و حاکم فاشیست بالقوه آینده، در راستای خط مقدم آزادی خواهی اند.