مجتبی نجفی
یک مصاحبه به موقع در زمانه ای که بوی گند لمپنیزم و فحاشی سکه رایج عرصه عمومی ایران شده بود، سه کلمه ” زن، زندگی،آزادی” را ارج نهاد و اینبار صدا و تصویر “ترانه علیدوستی”، زیبایی جنبش تحت سرکوب را به تصویر کشید و ترانه، همان ترانه سرود “زن” شد، همان شهرزاد سریال “شهرزاد” که ضدکودتا، ضداستبداد، تلاشگر برای تثبیت حق خود به مثابه شهروند و زن تحت تبعیض بود و همان لیلای “برادارن لیلا” که سیلی نمادین او بر پدر مستبد، سیلی بر پدرسالاری و دیکتاتوری بود.
دقیقا در فضای رشد فحشها و افتخار به فحاشی و منکوب کردن دیگران با درشت گویی، ما به این قاب، این کلمات برآمده از اطمینان و ایمان به آینده، به این متانت آغشته به استواری، نیاز داشتیم و چقدر در برابر پلشتی و درشت گویی ها، به کلمات زیبای ترانه نیازمند بودیم. و این استقبال بزرگ از متانت و شجاعت ترانه، یکبار دیگر زیبایی “زن،زندگی،آزادی” را به تصویر کشید.
کلام به موقع و تصویر زیبا چون عطری بود برای رهایی ما از بوی مشمئز کننده فحاشی و لومپنی. به عبارتی، سلبریتی علیه سلبریتی شد و در برابر زشتی های اخیر، زیبایی رویید.
استقبال وسیع از کلام و تصویر پرابهت ترانه علیدوستی نشان داد در برابر موج چماقداری، استادیومی کردن فضای عمومی، به قدرت کلمات نیاز داریم و اینبار جامعه، تشنه سرزیر شدن این کلمات از دهان سلبریتی شدند که ایستاد و بدون شو از موضعی مستقل با مردم معترض همراهی کرد و “زن،زندگی،آزادی” را به راستی زندگی کرد.
استقبال از ترانه علیدوستی نه صرفا استقبال از بازیگر محبوب که استقبال از ” زن،زندگی،آزادی” بود که یک رویه زیبا از جامعه ای چندچهره است. جامعه ای که هم سلبریتی فحاش دارد هم متین، هم میل به فاشیسم دارد هم میل به آزادی و رهایی. طبیعتا برای شکست استبداد، باید زیبایی کلمات زن،زندگی، آزادی را برجسته کرد و زیبایی چهره مصمم و پر از امید ترانه را که خود نمادی از “مقاومت مدنی” شده.