همقطاران نظامی،
چشم امید مردم ایران در هنگام خیزش ملی، به ما نظامیانی است که از بطن ملت ایران برخاستهایم. مردم انتظار دارند ارتش ملی نه تنها موظف است که از یکپارچگی کشور، استقلال، و حاکمیت ملی، بلکه از جان و مال مردم در هنگام خطر دفاع کند. جای تردید نیست که ما نظامیان ارتش ملی ایران به سوگند و وظیفهٔ ملی خود پایبندیم و اجازه نخواهیم داد نظام اسلامی – اخوندی ما را در این برههٔ سرنوشتساز تاریخ، برای سرکوب و کشتار برادران و خواهران ایرانی به کار گیرد؛ بلکه برابر با وظیفهٔ ملی خود، در کنار مردم بهپاخواستهٔ ایران خواهیم ایستاد. در این رابطه، توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد.
سالهاست مردم ایران، بهویژه دهکهای پایین جامعه، با مشکل ناترازی درآمد اندک و مخارج سرسام آور روبه رو هستند. افزون بر این، تورم افسارگسیختهٔ اقتصادی هر روز این ناترازی را افزایش میدهد. افزایش بهای بنزین که دولت اخیراً به اجرا گذاشت، اثر جانبی مستقیم بر تمام مواد اولیهٔ مورد نیاز مردم گذاشته است. مافیای تجاری، افزایش بهای بنزین را با بالا بردن قیمت کالاها به مردم تحمیل خواهد کرد و با احتکار مواد اولیه، بر ناترازیها میافزاید. ناترازی دخلوخرج مردم به مرحلهٔ بحران رسیده و موجب اعتراضات مردمی شده است؛ از جمله بازاریان غیر وابسته به مافیای دولتی، بالاجبار مجبور به بستن درِ مغازهها، یا بهعبارتی پایین کشیدن کرکره و آمدن به خیابان شدهاند.
آیتالله علی خامنهای روز ۳ ژانویه، در نخستین سخنرانی خود پس از آغاز دور تازهٔ اعتراضات، گفت: «اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند» (۱). آیا این سخن، پاسخ کافی برای مردمی است که برای تأمین معیشت زندگی، شرمندهٔ خانوادهٔ خود هستند؟ خامنهای اعتراضات معیشتی را حق مردم ایران میداند و اظهار میکند که مسئولان باید با معترضان گفتوگو کنند. سؤال این است: گفتوگو چگونه میتواند این مشکل را حل کند؟ رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، بارها اعلام کرده است که بودجهٔ کافی در اختیار ندارد و قادر نیست به مشکلات اجتماعی مردم پاسخ مناسب دهد. مافیای اقتصادی که بیت خامنهای در رأس آن قرار دارد، قدرت مدیریتی مؤثر را از دولت گرفته است.
افزون بر این، میتوان گمانه زد که در میان مردم معترض و بازاریان، تعدادی مخالف نظام اسلامی نیز حضور داشته و شعارهای ضدحاکمیت سر دهند؛ این نیز از حقوق شهروندی هر یک از ایرانیان است. نظام، برای رسیدن به اهداف ایدئولوژیک «اشاعه اسلام شیعی» در منطقهٔ خاورمیانه، بهویژه با هدف نابودی اسرائیل، مردم و کشور ایران را به گروگان گرفته است. برای پیگیری اهداف منطقهای، پس از جنگ هشتساله با عراق، با هدف تولید بمب اتم، غنیسازی اورانیوم را آغاز کرد. قصد نظام در سال ۲۰۰۳ برملا شد و تحریمهای بینالمللی علیه ایران اعمال گردید که تاکنون ادامه دارد.
نظام، بهمنظور ایجاد هژمونی در منطقه، از فرصت اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ توسط نیروهای ائتلاف و پدید آمدن داعش استفاده کرد و نیروهای نیابتی علیه اسرائیل را در عراق، سوریه، لبنان، غزه و یمن تشکیل داد و به حمایت مادی و تسلیحاتی از آنان ادامه میدهد. در چند سال گذشته، افزون بر برنامهٔ هستهای، به تولید موشکهای بالستیک، سوپرسونیک و هایپرسونیک و پهپادهای انتحاری هوشمند اقدام کرده و مقادیر قابل توجهی به زرادخانهٔ خود افزوده است. برای تولید و آزمایش این تسلیحات و نیز پشتیبانی از نیروهای نیابتی، نظام اسلامی بودجههای چندمیلیاردی اختصاص داده که از سفرهٔ مردم ایران برداشته و از طریق مافیای اقتصادی هزینه میشود.
در سخنرانی ۳ ژانویه، خامنهای حرکت اعتراضی مردم را «جنگ نرم دشمن» خواند؛ بدین معنا که مردم معترض در حال جنگ با نظام اسلامی هستند. وی برای چندمین بار از توان نظامی ایران در برابر دشمن سخن گفت، در حالی که در جنگ ۱۲روزه مشخص شد توان نظامی ایران در برابر کشور اسرائیل از کیفیت کافی برخوردار نیست و شکست خورد. او اعتراضات چندروزهٔ مردم در خیابانهای کشور را کار همیشگی دشمن و فرصتطلبی دانست و گفت در برابر آن، آمادگی مجموعهٔ ملت و تقویت عواملی همچون ایمان، اخلاص و عمل وجود دارد که مهم و لازم است.
با توجه به اعتراضات مردمی، برخی جریانهای سیاسی نیز با صدور بیانیه و سخنرانی، حمایت خود را از حرکت اعتراضی مردم اعلام کردهاند؛ از جمله بیانیهٔ ۱۷ فعال سیاسی و مدنی، جریانهای اتنیک بهویژه حزب کوملهٔ کردستان، حزب مردم بلوچستان و سامانه پادشاهیخواه به رهبری شاهزاده رضا پهلوی.
امروز ایران در بزنگاهی سرنوشتساز ایستاده است. سیاستهای ماجراجویانه و ورشکستهٔ نظام، تورم، فقر، ناامنی، فساد و بیعدالتی را به ابزار سرکوب و وسیلهای برای فرسایش و تحقیر مردم بدل کرده است. بررسی خواهیم کرد که در این وضعیت سرنوشتساز، وظیفهٔ ارتش ایران چیست؛ اما ابتدا به گزارشی در کیهان لندن اشاره میکنیم (۲). علیرغم سخنان خامنهای که حرکت معیشتی معترضان و بازاریان را بحق میداند، در کف خیابانهای کشور و در بیش از ۸۰ شهر، نیروهای سرکوب همچنان به ریختن خون شهروندان بیدفاع ادامه میدهند و این سرکوب، برابر با سخنان خامنهای، شدت یافته است. رئیسجمهور آمریکا، آقای ترامپ، نیز به نظام اسلامی هشدار داد از کشتن مردم بیدفاع ایران خودداری کند. این سخن که در شبکهٔ اجتماعی تروث بازتاب یافت، با واکنش شدید سران سیاسی و نظامی ایران از جمله علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و سردار علی شمخانی، مشاور ارشد خامنهای، روبهرو شد.
فرزندان و همقطاران نظامی،
علی خامنهای بهخوبی واقف است که نظام اسلامی، به دلیل بحرانهای فزاینده، مشروعیت خود را در میان مردم ایران از دست داده است. با این حال، او این وضعیت را نتیجهٔ «تلاشهای مستمر دشمن» برای تغییر «هویت دینی، تاریخی و فرهنگی» ایران میداند. در حالی که مشروعیت حکومت، بهمعنای حقانیت و پذیرش عمومی آن برای اعمال قدرت و حکمرانی، یکی از مفاهیم بنیادین علوم سیاسی است. مشروعیت معمولاً از منابعی چون رضایت عمومی، کارآمدی در ادارهٔ امور، شفافیت و پاسخگویی، و پایبندی به اصول دموکراتیک، حقوق بشر و حاکمیت قانون ناشی میشود. اعتراضات مردمی روزهای گذشته، نشاندهندهٔ عدم رضایت عمومی و تقابل آشکار با مشروعیت نظام اسلامی است.
دیوید ایستون، جامعهشناس و نظریهپرداز سیاسی کانادایی–آمریکایی، چهار نوع بحران تعیینکنندهٔ سرنوشت ساختارهای سیاسی را معرفی میکند: «بحران مشروعیت»، «بحران کارآمدی»، «بحران منابع» و «بحران انسجام یا هویت اجتماعی». این بحرانها در فرآیند ادارهٔ کشور بههم پیوستهاند. سرنوشت سیاسی نظام اسلامی به ارائهٔ خدمات عمومی، مدیریت صحیح اقتصاد و حفظ نظم اجتماعی وابسته است. تحقق حکمرانی مطلوب، به شفافیت، پاسخگویی و مقابله با فساد گره خورده است. هرچه شهروندان از منافع ملموستری چون رشد اقتصادی، رفاه اجتماعی و بهبود استانداردهای زندگی برخوردار شوند، میزان پذیرش و مشروعیت حکومت افزایش مییابد.
ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی، نیز سه نوع اقتدار مشروع را معرفی میکند: اقتدار سنتی، اقتدار کاریزماتیک و اقتدار عقلانی–قانونی. با توجه به اعتراضات اخیر، پیداست که جمهوری اسلامی امروز درگیر هر چهار نوع بحران مطرحشده از سوی دیوید ایستون است. بحران در جمهوری اسلامی چنان عمیق و همهجانبه شده که برخی، بر اساس نظریات ماکس وبر، معتقدند این نظام در مسیر خطرناک تبدیل شدن به یک «دولت شکستخورده» (Failed State) قرار گرفته است.
همقطاران نظامی من،
میتوان تحلیل کرد که کشور وارد مرحلهٔ «بحران دولت شکستخورده» شده است. پیشتر هشدار داده بودم که ارتش باید در مرحلهای از روند بحران اجتماعی وارد میدان شود. اکنون به آن مرحله رسیدهایم و برای نجات ایران، ورود ارتش ملی را ضروری میدانم.
از سویی، با توجه به وضعیت کنونی، بخش بزرگی از مردم ایران انتظار دارند ارتش ملی برای جلوگیری از هرجومرج و ناامنی، زمام امور کشور را در دست گیرد. اکثریت جامعه به این جمعبندی رسیدهاند که رژیم جمهوری اسلامی در آستانهٔ فروپاشی است و زمان تغییر فرا رسیده است.
حاکمیت جمهوری اسلامی در حال از دست دادن کنترل ارکان اجتماعی، نظامی و غیرنظامی کشور است. برای جلوگیری از هرج و مرج و فروپاشی کامل، ارتش ملی ایران باید وارد عمل شده، امور را کنترل کند و مانع از ترفندهای خامنهای برای حفظ قدرت، بهویژه سرکوب مردم، شود.
همرزمان گرامی،
بر اساس گزارش رسانههای داخلی و خارجی، شرایط ملت ایران به دلیل بیکفایتی رژیم و نبود امکانات مؤثر نظامی و امنیتی، در وضعیتی بسیار خطرناک قرار دارد. سران رژیم تنها به امنیتیکردن فضا و تشدید سرکوب مردم روی آوردهاند. از شما انتظار میرود مدیریت امور خیابانی، حمایتهای میدانی و امدادرسانی را بر عهده گرفته و هرچه سریعتر به یاری مردم مظلوم و ستمدیده بشتابید تا از وقوع فجایع بیشتر جلوگیری شود.
ما نظامیان سوگند خوردهایم که از کشور و ملت ایران پاسداری کنیم. اکنون زمان آن فرا رسیده است که این سوگند را محقق کنیم و به وظیفهٔ تاریخی و ملی خود عمل نماییم. سخن از کودتا یا قیام نظامی علیه رژیم آخوندی نیست؛ این وظیفهٔ مردم ایران است. ما باید با برقراری نظم و امنیت، بستر عبور از این رژیم و ساخت آیندهای بهتر را برای مردم فراهم کنیم.
در پایان، بار دیگر یادآور میشوم که وظیفهٔ ارتش، حفاظت از مرزهای کشور، تمامیت ارضی و صیانت از جان و مال مردم ایران است، بهویژه در دوران گذار از حاکمیت اسلامی. اکنون زمان انجام این وظیفهٔ مقدس فرا رسیده است.
نظامیان ایران نباید از حاکمیتی که مورد نفرت اکثریت ملت ایران، بهویژه نسل جوان، قرار دارد حمایت کنند. ارتش باید در کنار ملت ایران بایستد و مسئولانه عمل کند.
همانگونه که اشاره شد، ما نظامیان ارتش ایران بازیچهٔ سران جنایتکار نظام اسلامیِ در حال سقوط نخواهیم شد. چشم امید مردم ایران به ماست و انتظار دارند ارتش ایران نهتنها از یکپارچگی کشور، استقلال و حاکمیت ملی دفاع کند، بلکه در هنگام بحران، حافظ جان و مال مردم نیز باشد. بنابراین هیچ سرباز شریفی هرگز ابزار سرکوب نظام ولایی نخواهد شد.
فرزندان و همقطاران نظامی من، سکوت یا بیطرفی جایز نیست. باید از فرصتها استفاده کنیم و در کنار مردم بهپاخواستهٔ کشورمان بایستیم.
جان شما و جان هموطنان بهپاخواسته!
ناخدا محمد فارسی
۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶
1 – https://www.bbc.com/persian/articles/cdredxekrylo
2 – https://kayhan.london/1404/10/12/393738/