نباید اصل‌بودن حذف خامنه‌ای را فراموش کرد

عبدالله ناصری

ابتدای یادداشت، تکلیف خود را با خوانندگان عزیز روشن می‌کنم؛ به هیچ‌وجه آقای رضا پهلوی را ـ که حق مبارزهٔ سیاسی او علیه جمهوری اسلامی را محرز می‌دانم ـ شایستهٔ رهبری اپوزیسیون ملی و حاکم دورهٔ انتقالی نمی‌دانم. فقط به دو دلیل:
۱. طرفدار حملهٔ نظامی خارجی است که اکثر ایرانی‌ها ـ در داخل و خارج کشور ـ آن را محکوم کرده‌اند.
۲. تکلیف خود را با جنایات پدرش، که انقلاب ناگزیر ۵۷ را بر مردم ایران تحمیل کرد، روشن نمی‌کند.

این را هم تأکید می‌کنم اگر در فرض محال مخیر شوم میان پهلوی و خامنه‌ای یکی را برگزینم، حتماً پهلوی را بر ولی‌فقیه رجحان می‌دهم. بخواهیم یا نخواهیم، فعلاً نام نوادهٔ رضاشاه نسبتاً زیاد شنیده می‌شود.
از سوی دیگر، این خیزش که جوانان ۱۸ تا ۳۰ ساله سهم بیشتری در آن دارند، انقلابی «ملی و میهنی» است و هیچ ارتباطی با دولت‌های خارجی ندارد.

همان‌طور که به دفعات نوشته‌ام، امیدوارم این انقلاب استدراج الهی باشد برای سران جمهوری اسلامی و خصوصاً رهبر آن. پیش‌تر نوشتم هفده چهرهٔ ملی که اولین حمایت داخلی را از انقلاب کنونی داشته‌اند، می‌توانند مرجعیت انقلاب ۱۴۰۴ باشند؛ ولی این مردمِ حاضر در خیابان‌های ایران، به‌ویژه جوانان، هستند که سرنوشت ایرانیان ستمدیده را رقم خواهند زد.

نخبگان و کنشگران شریف، ضمن حمایت از مردم انقلابی، باید نسبت به موضوعی مهم حساس باشند و آن، خطر کودتای سپاهیان کثیفی است که هم کشته‌اند، هم دزدیده‌اند و هم ایران را فقیر کرده‌اند. نگارنده آن‌قدر که دغدغهٔ کودتای نظامی سپاهِ سیاه را دارد، نگران حملهٔ خارجی نیست. شاید بعضی از خوانندگان بر بنده خرده گیرند و این نظرِ مبتنی بر احتمال کودتا را «دل‌خالی کردن» مردم تلقی کنند؛ هرگز قصدم این نیست.

تکلیف ما، همهٔ ایرانیانِ گذر کرده از جمهوری اسلامی، حمایت از این انقلاب ملی است. فارغ از تبلیغات بد هر رسانهٔ خارجی، باید اصل‌بودن حذف خامنه‌ای و حکومت وی را فراموش نکرد و از ترس به قدرت رسیدن فردی دیگر، شعار خطای «تحمل ولی‌فقیه» را ترویج نکنیم.