محمد مالجو
ایران دیگر صرفاً در اتاق فشار محبوس نیست. دیماه ۱۴۰۴ نشان داد دیوارهها ترک خوردهاند و هر شوک تازه میتواند کل سازه را فروبریزد.
چهار ظرف درهمتنیدۀ سیاست بینالمللی، اقتصاد بینالمللی، اقتصاد داخلی و سیاست داخلی اکنون وارد فاز ناپایدار شدهاند، فازی که در آن فشار نهفقط منتقل بلکه تکثیر میشود. اعتراضات خیابانی سراسری، تهدید علنی تهاجم نظامی آمریکا، تشدید صفبندی منطقهای و فرسایش توان حکمرانی عملاً این چرخه را به آستانۀ انفجار واقعی رسانده است.
سیاست بینالمللی. منطق مهار جای خود را به منطق تنبیه و ضربه داده است. تهدید نظامی آمریکا دیگر فقط ابزار چانهزنی نیست، سناریوی روی میز است، آنهم در کنار اسرائیلی که عملاً نقش ماشۀ بیثباتسازی را بازی میکند. تحریمها از فشار اقتصادی به ابزار خفهسازی ساختاری ارتقا یافتهاند و حتی مسیرهای نیمبند تنفس با چین و روسیه نیز زیر ضرب رفته است. هر تنش تازه اکنون نه تدریجی بلکه ضربتی به سه ظرف دیگر سرریز میشود.
اقتصاد بینالمللی. شوکها پیش از آن که در بازار ارز دیده شوند، در قطع جریانهای مالی و اختلال زنجیرۀ تأمین فوران میکنند. درآمدهای ارزی شکنندهتر از همیشهاند و واردات حیاتی بهمراتب گرانتر و نامطمئنتر از پیش. سقوط پول ملی دیگر نوسان نیست بلکه مسیری است تثبیتشده. اقتصاد ایران وارد مرحلۀ فرسایش شتابان شده، جایی که هر فشار خارجی مستقیماً تولید داخلی را بیشازپیش خفه میکند و تورم را به سلاح تخریب اجتماعی بدل میسازد.
اقتصاد داخلی. دی ۱۴۰۴ نشان داد رکود تورمی از آمار عبور کرده و بیشازپیش به تجربۀ زیسته تبدیل شده است. معیشتِ فروپاشیده، بیکاریِ انباشته، حذف تدریجی یارانههای واقعی و نابودی افق آینده، جملگی، جامعه را به نقطۀ بیچیزی فعال رساندهاند، وضعیتی که مردم دیگر چیزی برای ازدستدادن ندارند. بستههای حمایتی به علت شکاف عمیق میان سطح کمکها و شدت بحران معیشتی نه کارکرد تعدیلکنندۀ فشار بلکه کارکردی نمادین یافتهاند که عملاً ناتوان از مهار نارضایتی اجتماعی است. اقتصاد داخلی اکنون نه فقط قربانی فشار بلکه موتور انفجار اجتماعی است.
سیاست داخلی. چهار شکاف به مرحلۀ بحرانی رسیدهاند. تنش طبقاتی از نارضایتی به خشم پایدار بدل شده و اعتراضات دفاعی جای خود را به طغیانهای سراسری داده است. شکاف درون حاکمیت از رقابت به فلج راهبردی رسیده. هیچ بلوکی توان طراحی و اجرای تصمیم بزرگ ندارد. گسست میان حکومت و ملت به سطح بیاعتمادی ساختاری سقوط کرده و مشروعیت نه تضعیف که تهی شده است. در پیرامونها، تجمیعِ تقاطعیِ ستمهای طبقاتی و قومیتی به بشکۀ باروت بدل شده که هر جرقۀ امنیتی میتواند منفجرشان کند.
بازگشت فشار به سیاست بینالمللی. حکومتی که پشتوانۀ اجتماعیاش فروریخته، در مذاکره ضعیف و در جنگ بس لرزان است. اعتراضات داخلی مستقیماً محاسبات خارجی را تهاجمیتر میکند و تهدید خارجی نیز خشم داخلی را تشدید. این چرخه اکنون با سرعتی سرسامآور میچرخد.
اتاق فشار وارد مرحلۀ شکستِ سازهای شده است. دیگر سخن از هشدار نیست، سخن از حرکت به سوی لحظۀ گسست است. یا این چهار ظرف بهطور همزمان تخلیه میشوند یا انفجار از یکی آغاز میشود و به بقیه سرایت مییابد.
دی ۱۴۰۴ پیامی روشن داشت: جامعه به سقف تحمل رسیده است. تهدید جنگ نیز نشان میدهد جهان بیرون روی فرسایش درونی ایران شرط بسته است. مهار بحران فقط زمانی میسر است که تغییر اساسی در سیاست داخلی با رفع انزوای خارجی و بازسازی اقتصاد همراه شود. اتاق فشار یا با تحول ساختاری باز میشود یا با ویرانی تاریخی فرومیریزد.