جنگ هنوز در میانهٔ مسیر است، فرشته پزشک

این روزها بحث بر سر نتیجهٔ جنگ و مدت‌زمان آن بسیار است. اغلب کسانی که می‌گفتند جنگ نمی‌شود، امروز می‌گویند این جنگ به‌زودی و بدون نتیجهٔ مشخص، و در شرایطی که هر دو طرف اعلام پیروزی کنند، متوقف خواهد شد. درست است که چنین سناریویی غیرممکن نیست، ولی فعلاً نامحتمل است. چرا؟ چون این جنگ فقط یک درگیری محدود نظامی نیست، بلکه به مسئلهٔ اعتبار قدرت و بازدارندگی آمریکا در سطح جهانی گره خورده است. دنیا، هم متحدان آمریکا و هم رقبای راهبردی آن، این صحنه را با دقت دنبال می‌کنند. اگر آمریکا نتواند از پس جمهوری اسلامی بربیاید، این سؤال به‌طور جدی مطرح می‌شود که متحدان آمریکا تا چه حد می‌توانند به تضمین‌های امنیتی واشنگتن اعتماد کنند؟ و از آن سو، رقبایی مثل روسیه و چین چه برداشتی از محدودیت قدرت آمریکا خواهند داشت؟

اگر نتیجهٔ جنگ به شکلی باشد که جمهوری اسلامی همچنان بتواند امنیت خلیج فارس را تهدید کند، آمریکا در عمل شکست خورده است. به همین دلیل، فعلاً توقف جنگ بدون تغییر در موازنهٔ واقعی قدرت محتمل به نظر نمی‌رسد.

قمار راهبردی جمهوری اسلامی بر یک فرض مشخص بنا شده است: آن‌ها می‌دانند جان و مال شهروندان در آمریکا، اسرائیل و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس ارزش واقعی دارد و همین ارزش به یک هزینهٔ سیاسی برای دولت‌ها تبدیل می‌شود. یعنی هر آسیبی که به جان و مال شهروندان در این کشورها وارد شود، به‌سرعت به فشار سیاسی مستقیم بر دولت‌ها تبدیل می‌شود.

در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد، چون حاکمیت برای جان و مال شهروندان خود ارزشی قائل نیست. به همین دلیل، هزینه‌ای که جمهوری اسلامی می‌تواند بپردازد و میزان تاب‌آوری‌ای که در برابر تلفات و خسارت‌ها دارد، بسیار بالاتر از هزینه و تاب‌آوری‌ای است که غرب و متحدانش، به‌ویژه آمریکا، می‌توانند تحمل کنند.

بر همین اساس، آن‌ها تصور می‌کنند اگر بتوانند هزینهٔ انسانی و اقتصادی به آمریکا و متحدانش تحمیل کنند، این فشارها در نهایت آمریکا و متحدانش را وادار می‌کند که بدون تحقق کامل اهدافشان از جنگ خارج شوند.

پایان جنگ بدون تغییر موازنهٔ سیاسی در ایران

دونالد ترامپ از ابتدا اهداف این جنگ را به‌صراحت بیان کرده است و تأکید کرده که نمی‌خواهد آمریکا پس از این همه هزینه، پنج یا ده سال دیگر دوباره مجبور شود به خاطر همین مشکلات وارد جنگ شود. به همین دلیل، مسئله فقط از بین بردن توان نظامی جمهوری اسلامی نیست.

اگر این جنگ در حالی پایان یابد که موازنهٔ سیاسی در ساختار قدرت ایران تغییر نکرده باشد، می‌توان مطمئن بود که نظام باقی‌مانده ادامه‌دهندهٔ همان سیاست‌هایی باشد که به این بحران منجر شد؛ یعنی جمهوری اسلامی، علاوه بر سرکوب شدید داخلی، در طول زمان به بازسازی توان موشکی، پهپادی و هسته‌ای خود می‌پردازد و خطری بزرگ‌تر آمریکا و متحدانش را تهدید خواهد کرد.

چنین نتیجه‌ای به معنای شکست عملی آمریکا است. در چنین سناریویی نه‌تنها روسیه می‌تواند جسورتر به سمت گسترش نفوذ خود در اروپا حرکت کند و چین نیز در محاسبات خود دربارهٔ تایوان و جزایر مورد مناقشه در شرق آسیا دست بازتری خواهد داشت، بلکه در عمل نشان داده می‌شود که آمریکا دیگر قدرت برتر نظامی جهان نیست.

در این مرحله، هرگونه قضاوت قطعی دربارهٔ این‌که چه کسی پیروز خواهد شد، اشتباه است. می‌توان احتمال داد طرفی پیروز شود که منابع مؤثر بیشتری داشته باشد، قدرت انعطاف نظامی و تطبیق‌پذیری‌اش در میدان بالا باشد و، مهم‌تر از همه، سطح تاب‌آوری‌اش از رقیبش بالاتر باشد.

از صفحه اینستاگرام‌ نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»