کار چگونه به جنگ کشید؟

«مسیر طولانی جنگ با ایران» عنوان یادداشتی است از کارلا نورلاف؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تورنتو، که در ۴ مارس در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. بخش‌هایی از متن را می‌خوانید:

بحث‌ها در ایالات متحده عمدتاً حول این پرسش متمرکز شده است که چرا رئیس‌جمهور راه جنگ را برگزید. آیا انگیزۀ او سیاست داخلی بود؟ تمایل به نمایش قدرت؟ یک خطای محاسباتی؟ یا چیز دیگر؟ چنین توضیحاتی ممکن است بخشی از حقیقت را بیان کنند، اما چه‌بسا ریشه‌های عمیق‌تر ماجرا را پنهان کنند.این جنگ نه تصمیمی ناگهانی، بلکه نتیجۀ فرآیندهای ژئوپلیتیکی تدریجی بود که گام‌به‌گام گزینه‌های جایگزین تقابل را از میان برداشت.

یکی از این تصمیمات، خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ بود. ترامپ استدلال می‌کرد که لغو برجام برای دستیابی به توافقی قویتر ضروری است، و تلاش کرد ایران را با تضعیف اقتصادش دوباره پای میز مذاکره بکشاند. تحریم‌ها چیز جدیدی نبودند. حتی در دوران برجام نیز ایران با محدودیت‌های قابل‌توجهی روبه‌رو بود. این فشار، امکان ادامۀ مذاکرات و تخفیف تدریجی تحریمها را باز نگه می‌داشت. اما پس از مرگ برجام، تحریمها بدون پشتوانۀ دیپلماسی به کار گرفته شدند و فضای مصالحه را تنگتر کردند. وقتی فشار‌های اقتصادی افزایش یافت اما نه تسلیم و نه تغییر رژیم رخ نداد، این تصور را تقویت کرد که اجبار به‌تنهایی کارساز نیست. همزمان، برداشت تهدید در آمریکا بیش‌ازپیش به برداشت اسرائیل نزدیک شد. نتیجه، بازتعریف تدریجی چیزی بود که ترامپ آن را اجتناب‌ناپذیری استراتژیک تلقی کرد.

مسیر منتهی به جنگ از سیاست اسرائیل نیز می‌گذشت. دکترین امنیتی اسرائیل بر این اصل استوار بوده که باید مانع از دستیابی دولت‌های متخاصم به آستانۀ تسلیحات هسته‌ای شد. از تخریب رآکتور اوسیراک عراق در سال ۱۹۸۱ گرفته تا عملیات‌های مخفیانۀ دوره‌ای علیه تأسیسات ایران، اسرائیل همواره کنش زودهنگام را بر بازدارندگی بلندمدت ترجیح داده است. این منطق ریشه در جغرافیا، تاریخ، و تمایل به برتری نظامی منطقه‌ای دارد. حتی با وجود قدرت نظامی برتر و حمایت ایالات متحده، دکترین امنیتی اسرائیل تهدیدهای نوظهور را غیرقابل‌تحمل می‌داند، نه قابل‌معامله. نتانیاهو دهه‌هاست این نگاه را تکرار می‌کند و یک ایران هسته‌ای را تهدیدی موجودیتی معرفی کرده است، نه مسئله‌ای قابل مدیریت.

پس از حملۀ حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و تلاش اسرائیل برای برچیدن تهدیدهای نیابتی، رویارویی با دولت پشتیبان آن‌ها روزبه‌روز گریز‌ناپذیرتر شد.

سیاست ایران نیز خویشتنداری را دشوارتر کرد. پس از فروپاشی برجام، ایران به توسعۀ برنامۀ هسته‌ای خود ادامه داد و دسترسی بازرسان را کاهش داد. این اقدامات، قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش داد بی‌آنکه از آستانۀ ساخت سلاح عبور کند، اما تأثیری معکوس در پی داشت. توسعۀ زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، دکترین امنیتی اسرائیل را تثبیت کرد و پیشگیری را دشوارتر جلوه داد؛ جدای از نیت ایران. در گذشته، اسرائیل می‌توانست با عملیات نظامی یا اطلاعاتی زمان بخرد؛ اما هرچه پیشرفت فناوری ایران افزایش یافت، سیاست آمریکا و منطق امنیتی اسرائیل یکی شدند و مسئله‌ای که آمریکا پیش‌تر دیپلماتیک می‌دید، به ضرب‌الاجل امنیتی تبدیل شد.

مسیر جنگ از کشورهای خلیج فارس نیز عبور کرد. رقابت دیرینه میان ایران و عربستان سال‌هاست که معادلات امنیتی منطقه را شکل می‌دهد، اما حملات به تأسیسات نفتی بقیق و خریص در سال ۲۰۱۹ آسیب‌پذیری کشورهای خلیج فارس را آشکار کرد. حملات بعدی موشکی و پهپادی حوثی‌ها به فرودگاه‌های ابهـا و جده، تأسیسات آرامکو، و در ۲۰۲۲ به انبارهای سوخت در مصفح ابوظبی نیز این واقعیت را تقویت کرد. گزارش سازمان ملل تأیید کرد که حوثی‌ها از قطعات تسلیحاتی با منشأ ایرانی استفاده کرده‌اند، هرچند ایران این اتهامات را رد کرد. در پاسخ، چند کشور عربی از طریق پیمان ابراهیم به همگرایی راهبردی با اسرائیل گرایش یافتند. نزدیکی به اسرائیل و تکیه بر تضمین‌های امنیتی آمریکا به دولت‌های عربی امکان داد سیاست مهار را دنبال کنند، بی‌آنکه مستقیماً هزینه‌ها و خطرات تقابل را بپذیرند. اما اکنون که حملات آمریکا و اسرائیل گسترش یافته، درگیری در زمانی کوتاه به جنگی در سراسر منطقه بدل شده است.

بازتاب جهانی این جنگ ناشی از عواملی است که صرفاً منطقه‌ای نبودند. توضیحاتی که صرفاً بر سیاست داخلی آمریکا تمرکز دارند، ناکافی‌اند. انگیزه‌های انتخاباتی ممکن است بر زمان‌بندی تصمیم تأثیر بگذارند، اما به‌تنهایی شرایط ژئوپلیتیکی را نمی‌سازند. هم‌سویی ساختاری منافع میان متحدان و بازیگران منطقه‌ای از پیش دامنۀ گزینه‌های تصمیم‌گیرندگان را محدود کرده بود. تصمیم نهایی ناگهانی به نظر رسید، اما مسیر منتهی به تقابل سال‌ها در حال شکل گرفتن بود.

کارلا نورلاف

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»