همکاری میدان و رسانه دولتی در تروریسم جمهوری اسلامی:«شما فعالان سیاسی را به موساد منتسب کنید، ما ترورشان می‌کنیم.»

حزب دموکرات کردستان با انتشار بیانیه‌ای با اعلام خبر ترور «موسی باباخانی» عضو کمیته مرکزی این حزب نوشت:«[پیکر بی‌جان این فعال سیاسی] بامداد روز گذشته در یکی از اتاق‌های هتل «گولی‌سلیمانی» در شهر اربیل پیدا شده است.» رسانه‌های نزدیک به این حزب درباره چگونگی انجام این ترور نوشته‌اند:« این فعال سیاسی روز پنجشنبه ١۴ مرداد توسط دو نفر از نیروهای امنیتی [جمهوری اسلامی] ایران در مسیر شهر اربیل در اقلیم کردستان ربوده و کشته شده و آثار شکنجه شدید بر بدنش مشهود بوده است.»

ساعاتی پس از انتشار این خبر، برخی از رسانه‌های نزدیک به حزب دموکرات کردستان با انتشار تصاویری از شخصی به نام «سرمد عبدی» با اعلام اینکه این شخص وابسته به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است، وی را عامل انجام عملیات ترور موسی باباخانی معرفی کردند.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و رسانه‌های وابسته به آنها که هنوز از تبعات رسوایی ناشی از افشای طرح ربودن مسیح علی‌نژاد روزنامه‌نگار ساکن آمریکا رها نشده‌اند، بنا بر دستورالعمل «اتاق فکر» مشترکی که این رسانه‌ها را هدایت می‌کند، اخبار ترور موسی باباخانی را به گونه‌ای پوشش دادند که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی را از اتهام انجام این ترور مبرا کرده و هم‌زمان با طرح ادعای وابستگی حزب دمکرات کردستان به سازمان جاسوسی اسرائیل(موساد) به نوعی این ترور را در ذهن مخاطبان خود «سفیدنمایی» کرده و آن را موجه نشان دهند! از جمله این رسانه‌ها کانال صابرین نیوز وابسته به سپاه قدس بود که در متن خبر مربوط به این ترور نوشت:«منابع عراقی خبر دادند که گروهی ناشناس، “موسی باباخانی” رهبر حزب تروریستی دموکرات کردستان ایران را که تحت حمایت سازمان تروریستی موساد بوده در هتلی در اربیل عراق ترور کرده‌اند.»

این شیوه انتشار اخبار درباره عملیات‌های ترور، ربودن و اعدام مخالفین سیاسی توسط جمهوری اسلامی سابقه‌ دیرینه‌ای داشته و حاکی از نوعی تقسیم کار بین بخش میدانی تروریسم دولتی جمهوری اسلامی با بخش ستادی و به خصوص بخش رسانه‌ای آن است. رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی گاه همچون ترور اخیر پس از انجام عملیات در پوشش اخبار آن فعال سیاسی به قتل رسیده را عامل سرویس‌های جاسوسی همچون موساد اسرائیل معرفی می‌کنند و گاه نیز پیش از انجام عملیات ربودن و اعدام یا ترور مخالفین سیاسی با انتشار گزارش‌های و اخبار ساختگی متعدد، فعال سیاسی که قصد انجام عملیات وی و حذف فیزیکی او را دارند، وابسته به سرویس ‌های جاسوسی معرفی کرده و گاهی نیز هم‌چون ترور اخیر، شخص مورد سوقصد قرارگرفته را نه فعال سیاسی خشونت‌پرهیز بلکه شخصی معتقد به تروریسم معرفی می‌کنند.

اما نکته درخور توجه دیگر درباره ترور اخیر این بود که در بین کانال امنیتی که اخبار آن را به روش پیش‌گفته پوشش داده و آن را به «عوامل ناشناس» منتسب کردند، کانال امنیتی «صبح صادق مهدوی» برخلاف دستورالعمل اتاق فکر هادی این کانال‌ها، ظاهرا از انجام موفقیت ‌آمیز این ترور و قتل یکی از مخالفین سیاسی هیجان‌زده شده و به صورت ناخوسته‌ای به انجام این ترور توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی معترف شده است.(تصویر خبر و اعتراف کانال مذکور پیوست شد.)

درباره این ترور، هم‌زمانی آن با سالگرد ترور شاپور بختیار و فریدون فرخزاد نیز درخور تامل بوده است، دو تروری که از جمله مشهورترین بخش‌های کارنامه ماشین ترور جمهوری اسلامی در چهل و سه سال گذشته به حساب می‌آیند.

جمهوری اسلامی از بدو شکل‌گیری در بهمن سال ۵۷ تاکنون با نقض آشکار حقوق بشر و در رفتاری که با آموزه‌های دین اسلام به عنوان دین رسمی حکومت نیز در تعارض و تناقض آشکار بوده است، مخالفین سیاسی خود را چه در داخل کشور و چه در خارج مورد سوقصد قرار داده و آنها را به قتل می‌رساند. ترور شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر دوره پهلوی در پانزده مرداد سال ۱۳۷٠ و ترور فریدون فرخزاد شاعر و هنرمند و فعال سیاسی در شانزده مرداد سال ۱۳۷۱ بخشی از کارنامه ماشین ترور جمهوری اسلامی بوده است، ماشین تروری که به نظر می‌رسد با انجام تروری دیگر در سالگرد دو ترور مشهور خود، در عمل بر تداوم نقض آشکار حقوق بشر و ادامه «رویکرد مبتنی بر ترور و سرکوب» خود در مواجه با فعالین سیاسی خشونت‌پرهیز تاکید کرده است.

برگرفته از کانون مدافعان حقوق بشر