کنشگری سلبی و ایجابی تحول خواهان

مرضیه حاجی هاشمی

طی یادداشتی پس از انتخابات دوره اول، نشان داده شد که چگونه آن انتخابات، ترازویی را ماند که وزن سیاسی- اجتماعی احزاب، گروه ها و دسته بندی های ظهور یافته در بستر تحولات جدید جامعه را فاش می کند.

در انتخابات دور دوم، در این زمینه سه نکته حائز اهمیت می نماید:

۱- اصولگرایان با به کارگیری همه توان خود در بسیج منابع و با وجود همه نوسانات سبد رای خود که شاید آرای برخی از راست های سنتی، راست های تکنوکرات و حامیان آنها را از دست دادند و قادر به جذب آرای جدیدی شدند؛ اما به طور کلی نتوانستند، چندان تغییری در وزن سیاسی خود ایجاد کنند و فقط از ۲۱ درصد به ۲۲ درصد آرای واجدین شرایط دست یافتند؛

۲- اصلاح طلبان توانستند، به کمک فراخوان برخی از نخبگان تحول خواه، در کنار تلاش های بی وقفه خود، ۱۰ درصد به وزن سیاسی خود بیفزایند و پیروز انتخابات شوند و می توان به صراحت ادعا کرد که این  ۱۰ درصد، آرای مشروطی است که هر آن می تواند، ریزش کند.

۳- تحول خواهان، همچنان اکثریتی را به خود اختصاص می دهند که بیش از ۵۱ درصد، هیچ انتخابی نداشتند و کمتر از ۱۰ درصد آنها نیز رأی خود را به سبد اصلاح طلبان ریختند.
به لحاظ جامعه شناسی سیاسی می توان این بخش غیر متشکل و متنوع جامعه را بخشی دانست که می توانند، با بسیج حتی اندکی از منابع انسانی خود، نقش پرقدرتی را در وزن ها، آرایش های سیاسی- اجتماعی، مطالبه گری های جامعه امروز و آینده ایران و همچنین تحولات اساسی آن ایفا کنند. در صورت متشکل شدن آنها، شدت و وسعت  این نقش افزایش قابل ملاحظه ای در کنشگری های نه صرفا سلبی خواهد داشت؛ همچنانکه گوشه ای از آن را در کنشگری ایجابی ۱۰ درصدی اخیر خود نشان دادند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»