اگر رضا پهلوی خود را نماینده ملت ایران می‌داند، جریان‌های دیگر هم اعلام نمایندگی کنند! آزادی بیان و ادبیات اپوزیسیون مگر غیر از این باید باشد؟

امید‌فراغت روزنامه‌نگار

به عنوان یک روزنامه‌نگار  وطن‌پرست و ایران‌گرا، حق دارم بر اساس واقعیت و دیدن صحنه بازی، تحلیل و تفسیر کنم. بنابراین قصدم دفاع از این و آن و یا ردّ نیست. نکته این‌که، ایران امروز، تافته جدا بافته از نظام بین‌الملل نیست و حکمرانان فعلی آن نیز همین‌طور هستند. پس باید آنزیم هضم موافقت‌ها و مخالفت‌ها را داشت چرا که  سیاست، عرصه بازی قدرت و بدست آوردن و از دست دادن آن است و چنین رویه‌ای یک واقعیت بدیهی در تمام دنیاست. کدام حکمران و کشوری در دنیا وجود دارد که اپوزیسیون نداشته باشد؟

اما درد آنجاست که در سیاست و بازی قدرت، مردم نادیده گرفته شوند. درد و غم این است که بدون توجه به کشش، گرایش و ذائقه عموم، هر کسی بر اساس ظن و گمان فردی‌اش، از اعلام نمایندگی و ابراز وجود یک جریان سیاسی، به  وحشت افتاده و پیش پیش انواع و اقسام اتهام‌ها را می‌زنند. برای مثال مخالفان شاهزاده انتقاد می‌کنند به چه حقی خود را نماینده ملت  ایران دانسته است؟ پاسخ این است شما نیز خود را نماینده ملت ایران اعلام کنید! اما تخطئه کردن و کوبیدنِ بدون منطق یکدیگر چه دردی از دردهای ملت  ایران کم می‌کند؟ پس معنی و مفهوم آزادی بیان و عقیده چیست؟ معنی و مفهوم  رفراندوم  انتخابات‌ آزاد  دموکراسی و  مردم‌سالاری چیست؟ اگر جریان‌های منتقد  شاهزاده، خود را نماینده مردم بدانند و ملت نیز به اصطلاح استقبال کند، آیا باید خواست و مطالبه مردم را نادیده گرفت؟

این که نه به دار و نه به بار است اما جریان‌هایی که دم از دموکراسی، مردم‌سالاری، انتخابات و …می‌زنند اما تاب و تحمل یک حرف و کلام را ندارند، آیا از نظر مردم، قابل اعتماد به حساب می‌آیند؟ متاسفانه جریان‌های سیاسی  چپ و راست، بدون این‌که متوجه شده باشند جامعه امروز ایران، به بلوغ و آگاهی‌های چندوجهی رسیده است، از ترس این‌که مبادا فلان جریان سیاسی، مورد اعتماد مردم باشد، آن‌چنان تیشه به ریشه ادبیات مدنی می‌زنند که اتفاقا باید از آنان وحشت داشت.

جمهوری‌اسلامی فعلا بر مسند قدرت نشسته و در حال اعمال حکمرانی خودش است. نکته مهم این است در چنین فضایی مانند همه جای دنیا، موجودیت  اپوزیسیون یک امر بدیهی‌ست چرا که به مردم می‌گویند ما طرح و برنامه بهتری برای رفاه‌بخشی به زندگی چندوجهی‌تان را داریم. حکومت‌ها نیز موجودیت اپوزیسیون را به رسمیت می‌شناسند، چرا که خود نیز در برهه‌ای از تاریخ، اپوزیسیون بودند و بر همین اساس قدرت را بدست گرفتند. اما این‌که اپوزیسیون، به اپوزیسیون دیگری حمله تند و تیز کند که نباید خود را نماینده ملت به حساب آورد، دقیقا نشان از نقطه ضعف و عدم درک و شناخت صحنه واقعی بازی‌ست و نکته تلخ‌تر این‌که عدم به حساب آوردن قدرت عقلانیت، اراده، اختیار و انتخاب مردم است.

اپوزیسیون واقعی و با کلاس یعنی این‌که اگر اکثریت ملت ایران در قالب شمارش و محاسبه مستدل، همین جمهوری‌اسلامی را انتخاب کردند باید به خواست مردم احترام بگذارند. نه این‌که بدون توجه به خواست و انتخاب مردم، آنان را با انواع و اقسام هجمه‌های غیر منطقی به رسمیت نشناخت!

حرف پایانی این‌که همین‌طور که جمهوری‌اسلامی می‌تواند داعیه نمایندگی داشته باشد،  شاهزاده‌ رضا پهلوی هم می‌تواند خود را نماینده ملت ایران بداند و چپ‌ها، اصلاح‌طلبان، ملی‌مذهبی‌ها و دیگر جریان‌ها نیز می‌توانند. اما انتقاد کردن عجیب و غریب، چیزی جز نشان دادن ضعف و ترس نیست. ملت ایران‌دوست و ایران‌خواه امروز با درک و شناخت تاریخ، روندها و واقعیت‌های امروز به درستی قد، قواره و مختصات واقعی به خود گرفته است. بنایراین احترام جریان‌های سیاسی نسبت به هم یعنی احترام به همه  ایرانیان، معنی و مفهوم می‌شود. پس وقتی هر کدام از جریان‌های سیاسی نمایندگی بخشی از مردم را دارند، بهتر است به جای نقد و انتقاد کردن بدون منطق، به دنبال درک و شناخت صحیحی از صحنه واقعی بازی قدرت باشند و ملت ایران را فصل‌الخطاب بدانند.

@Roshanfkrane

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»