گزارش خبری و تحلیلی از واقعیتهای اقتصادی اردیبهشت ۱۴۰۵
یدی قربانی
در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد سقف ۱۸۶ هزار تومان را پشت سر گذاشته و به سمت مرز ۲۰۰ هزار تومان خیز برداشته است، شکاف میان «دستمزد» و «هزینههای زندگی» در ایران به عمیقترین حد خود در نیمقرن اخیر رسیده است.
۱. دستمزد ۸۸ دلاری؛ تراژدی در مقایسه با همسایگان
بررسیهای میدانی نشان میدهد حداقل دستمزد ۱۶.۶ میلیون تومانی، با احتساب دلار ۱۸۸ هزار تومانی، اکنون معادل ۸۸ دلار است. مقایسه این رقم با کشورهای منطقه، تصویر دقیقتری از شکاف درآمدی ارائه میدهد:
• ترکیه: حدود ۶۵۵ دلار (بیش از ۷ برابر ایران)
• عراق: حدود ۳۴۳ دلار (حدود ۴ برابر ایران)
• پاکستان: حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ دلار (حدود ۱.۵ برابر ایران)
این ارقام نشان میدهد نیروی کار ایرانی در میان این کشورها در پایینترین سطح درآمد دلاری قرار دارد، در حالی که هزینههای زندگی در سطحی همسنگ یا حتی بالاتر از برخی از آنها قرار گرفته است.
۲. شوک قیمتی؛ وقتی گوشت در تهران گرانتر از نیویورک است
تحلیل قیمت کالاهای اساسی نشاندهنده یک پارادوکس تلخ است. در حالی که درآمدها ریالی است، قیمتها با دلار انتظاری و فراتر از نرخ بازار آزاد حرکت میکنند:
• گوشت قرمز: هر کیلو گوشت گوسفندی در تهران به حدود ۱۱.۴ دلار (بیش از ۲.۲ میلیون تومان) رسیده است. این در حالی است که متوسط جهانی حدود ۶ دلار است. یک کارگر ایرانی برای خرید یک کیلو گوشت باید ۴ روز کامل کار کند.
• تخممرغ و برنج: هر دانه تخممرغ ۲۰ هزار تومانی و برنج ۴۰۰ هزار تومانی به این معناست که «سفره بدون گوشت» هم دیگر برای دهکهای پایین قابل تأمین نیست.
۳. مسکن؛ غولی که دستمزد را میبلعد
در حالی که تورم عمومی به ۷۳.۵ درصد رسیده، بحران مسکن عملاً مفهوم «خانه» را برای کارگران از بین برده است. متوسط اجارهبهای یک واحد ۷۰ متری در مناطق متوسط تهران به ۳۷ میلیون تومان رسیده است. این یعنی حقوق کامل دو کارگر هم برای پرداخت اجارهبهای یک خانه معمولی کافی نیست.
۴. فقر شاغلان؛ واقعیتی که واژهها را بیمعنا کرده است
واژههایی مثل «خط فقر» دیگر توصیفگر وضعیت فعلی نیستند. طبق این تحلیل:
• هزینه سبد معیشت خانوار به ۷۱ میلیون تومان رسیده است.
• برای داشتن یک زندگی معمولی (شامل اجاره، درمان و خوراک)، یک خانوار به درآمدی حدود ۱۴۰۰ دلار نیاز دارد، اما درآمد واقعی تنها ۶ درصد این مبلغ را پوشش میدهد.
نتیجهگیری میدانی
گزارشهای میدانی تأیید میکنند که ایران با پدیده «فقر مطلق شاغلان» روبهرو است. کارگری که ۳۰ روز ماه را فعالیت میکند، در پایان ماه حتی توان خرید ۳۰ عدد تخممرغ و ۲ کیلو گوشت را برای خانوادهاش ندارد. سقوط ارزش پول ملی، ایران را به جزیرهای تبدیل کرده است که در آن قیمت کالاها جهانی (و گاهی فراتر) است، اما دستمزدها به پایینترین سطح در میان کشورهای در حال توسعه سقوط کردهاند.
این گزارش بر اساس دادهها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی تهیه و تنظیم شده است.