فروردین ۱۴۰۵ نشان داد گرانی از آمار عبور کرده و به حذف واقعی از زندگی خانوارها رسیده است
امتداد-گروه اقتصاد: فروردین ۱۴۰۵ برای خانوار ایرانی با یک واقعیت روشن آغاز شد: تورم دیگر فقط عدد نیست، بلکه تجربه روزمره است. وقتی قیمت اقلام پایهای با شتابی بیشتر از کل اقتصاد افزایش مییابد، مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، تغییر کیفیت زندگی و کوچک شدن تدریجی سفرهای است که پیشتر هم زیر فشار بود.
تورم از آمار به سفره رسید
شاخص قیمت مصرفکننده به ۵۶۹.۳ رسیده و تورم نقطهبهنقطه ۷۳.۵ درصد ثبت شده است.
در این گزارش
دخانیات با تورم نقطهبهنقطه ۱۳۴.۷درصد
مبلمان و لوازم خانگی با ۷۹.۳درصد
حملونقل با ۷۰.۵درصد
در صدر هستند.
اما آنچه این اعداد را به واقعیت زندگی پیوند میزند، وضعیت خوراکیهاست؛ جایی که تورم به ۱۱۵.۴ درصد رسیده و عملاً سبد غذایی خانوار را به کانون اصلی فشار تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، خانوارها دیگر انتخاب نمیکنند، بلکه حذف میکنند. حذف یک قلم شاید کوچک به نظر برسد، اما در مجموع به کاهش کیفیت تغذیه، افت مصرف پروتئین و کاهش رفاه منجر میشود.
خوراکیها جلوتر از اقتصاد
رشد قیمتها در اقلام ضروری سریعتر از میانگین اقتصاد است. تورم ماهانه خوراکیها ۵.۶ درصد ثبت شده و افزایش قیمت در کالاهایی مانند میوه، مرغ و روغن، تنها در یک ماه به ارقام دو رقمی رسیده است.
در مقیاس سالانه نیز جهش قیمت روغن، برنج و گوشت نشان میدهد با یک موج تورمی فراگیر روبهرو هستیم، نه یک نوسان مقطعی.
معیشت عقبتر از قیمتها
برای خانوارهای حقوقبگیر، این وضعیت به معنای کاهش قدرت خرید است. حتی با افزایش درآمد اسمی، سرعت رشد هزینهها بیشتر است و در نتیجه، سطح واقعی زندگی کاهش پیدا میکند. پیامد این وضعیت، تغییر الگوی مصرف است: سهم گوشت کمتر، تنوع غذایی محدودتر و جایگزینی با اقلام ارزانتر.
دهکهای پایین زیر فشار بیشتر
تورم برای همه یکسان نیست. دادهها نشان میدهد دهکهای پایین جامعه تورم بیشتری را تجربه میکنند؛ زیرا سهم خوراکیها در سبد هزینهای آنها بالاتر است. به همین دلیل، هر افزایش قیمت در مواد غذایی، برای این گروهها ضربهای شدیدتر محسوب میشود.
در چنین شرایطی، خانوارهای کمدرآمد ناچارند بین مقدار، کیفیت و دفعات مصرف یکی را قربانی کنند. این انتخاب اجباری، بهویژه در خانوادههای پرجمعیت، میتواند به سرعت به یک بحران تغذیهای تبدیل شود؛ بحرانی که آثار آن فراتر از اقتصاد و به حوزه سلامت و رفاه اجتماعی نیز سرایت میکند.
جنگ و شوک بازار
تورم فروردین را نمیتوان جدا از شرایط جنگی تحلیل کرد. اختلال در واردات، افزایش هزینه حملونقل و ریسکهای ناشی از نااطمینانی، همگی به بازار منتقل شدهاند. اثر این شوکها ابتدا در کالاهای اساسی ظاهر میشود و سپس به کل اقتصاد سرایت میکند.
سیاست ارزی و تشدید فشار
حذف ارز ترجیحی نیز به افزایش قیمتها دامن زده است. این تصمیم، بخشی از هزینهها را به مصرفکننده منتقل کرده و در کنار شوک جنگی، اثر همافزا ایجاد کرده است؛ ترکیبی که مهار آن را دشوارتر میکند.
تورم فروردین ۱۴۰۵ نشان داد اقتصاد ایران از مرحله نوسان عبور کرده و به مرحله فرسایش معیشت رسیده است. سفره خانوار دیگر فقط گران نشده، بلکه ناپایدار شده است؛ ناپایداریای که اگر ادامه یابد، نهتنها رفاه، بلکه اعتماد به آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تورم فروردین ۱۴۰۵ فقط یک رویداد اقتصادی نیست؛ نشانهای از تغییری عمیقتر است. وقتی قیمتها بهطور مداوم افزایش مییابد، افق برنامهریزی خانوار کوتاه میشود، پسانداز کاهش پیدا میکند و تصمیمهای بلندمدت به تعویق میافتد.
در چنین فضایی، سفره خانوار دیگر فقط کوچک نشده، بلکه ناپایدار شده است. ناپایداریای که اگر ادامه پیدا کند، نهتنها معیشت، بلکه اعتماد به آینده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
امتداد