نقش کنشگران اجتماعی در کارآمدی جبهه های سیاسی

سروش آزدی

با تاسیس و شروع فعالیت شورای مدیریت گذار شرایط جدیدی در جنبش سیاسی (خصوصا در خارج از کشور) فراهم گردید. شرایطی که اگر در روند طبیعی و تعریف شده ای قرار نگیرد بی شک همچون دیگر اتحاد عمل هائی که چند دهه در اپوزیسیون ایران شاهد بودیم، بی نتیجه و ناکارآمد خواهد ماند. اتحاد عمل اپوزیسیون در بین گرایشات همسو بیشتر برای پرکردن خلائی که در عرصه عمومی جامعه وجود دارد تعریف می گردد. و مواضع سیاسی و راهکارهای عملی در این راستا برنامه ریزی می شود. هدف محوری که در بیانیه ها و مصاحبه های بعدی شورای مدیریت گذار برای پاسخ به خلاء کنونی مبارزات اجتماعی مورد تاکید بود «دست یابی به اتحاد فراگیر در مبارزات جنبش های اجتماعی» برای عبور از دیوار استبداد و جمهوری اسلامی است. و این مطالبه در شرایطی مطرح می شود که در داخل کشور اکثر حرکتهای صنفی و مبارزات مدنی متشکل بطور سیستماتیک سرکوب می شوند و مفری برای حرکتهای فراگیر وجود ندارد. و آن بخش از اعتراضاتی هم که در جریان است بصورت پراکنده صورت می گیرد.

اما آنچه که اپوزیسیون و مورد «شورای مدیریت گذار» می تواند بعنوان یک هدف اصلی، و متناسب با ظرفیت خارج از کشور انجام دهد تا کمک به شکافتن دیوار استبداد و انسجام در مبارزات فراگیر داخل کشور نماید، سازماندهی اعتراضات فراگیر میان ایرانیان خارج از کشور و فشار بر دولتهای غربی برای دست یابی به دو هدف صورت بگیرد؛

اولا دولتهای غربی با تاکید بر مطالبات آزادی محور جمهوری اسلامی را وادار به پذیرفتن آن نمایند. در«به رسمیت شناختن حقوق اولیه شهروندی در حق اعتراض و اعتصاب و تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی در داخل کشور است. آزادی کنش گران مدنی، صنفی و سیاسی از زندان است و…». دوما از این طریق بر معادلات دولتهای غربی با حاکمیت مذهبی ایران تاثیر بگذارند و نقش الترناتیو ملی را بعنوان رکن سومی در این رابطه به تثبیت برسانند.

این راهکار می تواند توسط ایرانیان خارج از کشور به عنوان یک مطالبه فراگیر و خواسته ای بر حق و البته ملی در معادلات و معاملات قدرتهای غربی با جمهوری اسلامی وارد گردد. و در کنار دیگر خواسته های آن کشورها به رسمیت شناخته شود.

در چنین پروسه ای از مبارزات سیاسی است که جبهه ها و اتحاد عملهای سیاسی در خارج از کشور هم توسط آن دولتها به رسمیت درمی آید تا آنان بتوانند به نمایندگی از مردم ایران بعنوان رکن سومی ایفای نقش نمایند. شکستن بی اعتمادی عمومی در داخل کشور و ایجاد امید و نهایتا اتحاد در مبارزات فراگیر، در میان مردمی که دهها سال با مطالبات انباشته شده و مبارزات پراکنده و منفک از هم اسیر است، از مسیر شکل گیری یک آلترناتیو مردمی که قدرت بسیج اکثریت احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی را داشته باشد، می گذرد. و بی تردید آنچه که از اتحاد عمل در جنبش سیاسی ایران جلوگیری می نماید عدم درک تحلیلی مشترک جهت تشخیص مطالبه اولی برای به چالش کشیدن دیو استبداد است. هیچ جریانی به تنهائی نمی تواند در عرصه عمومی جامعه ایران برنامه سیاسی خود را عملی نماید. زیرا رابطه ای دوطرفه و گسترده با توده ها و تکیه گاه اجتماعی خود ندارد، و از توان کافی برای قانع کردن دیگر گروهای سیاسی هم برخوردار نیست. از هژمونی و قدرت ایدئولوژیک کافی بهرمند نمی باشد. و البته که تمامی این کاستی ها رابطه تنگاتنگی با مطالبات متکثر فکری، قومی، دینی، طبقاتی و فرهنگی و سیاسی جامعه ایران دارد که در بین گروههای سیاسی هنوز الویت بندی نشده است. و از همه اینها مهمتر آنکه جنبش سیاسی در پس تجربه تلخی که از نقش نیروها و گروههای سیاسی در انقلاب بهمن نتیجه می گیرد، به محافظه کاری ممتد گرفتار است. و خیلی از ایشان واهمه دارند که اگر اصول و مواضع سیاسی آنان در اتحاد عمل های فراگیر درنظر گرفته نشود، آن می شود که در پس انقلاب بهمن به بوقوع پیوست!

از طرف دیگر آنچه که یک اتحاد عمل فراگیر را مشروعیت می دهد و اهداف آن را به نتیجه می رساند، به نیروها و بدنه اجتماعی آن هم بستگی دارد. «شورای مدیریت گذار» اگر چه مبتنی بر نظرسنجی ها و جمع بندی از نظرات کنش گران داخل و خارج از کشور به برنامه سیاسی دست یافته است. اما تحقق آن برنامه رابطه مستقیمی با میزان مسئولیت پذیری و مداخله گری نیروهای اجتماعی که به آن برنامه رای داده اند، خواهد داشت. قرار نیست که نیروی اجتماعی با تصور رای دادن به یک جریان یا جبهه سیاسی همه چیز را تمام شده تلقی نماید! حال آنکه در پس چنین مرحله ای فعالیت و کار اصلی آن نیروها آغاز می شود. به نظر دو رسالت اساسی برعهده آن نیروها قرار دارد؛ اولا در جهت تحقق اهداف برنامه سیاسی لازم است تا کنش گران حضور مستمر و مداومی در حوزه عمومی (درخارج یا داخل کشور) داشته باشند. تا سازماندهی گروهی را به عرصه عمومی کشیده و خود بستر اتحاد فراگیر را در جنبش سیاسی فراهم سازند. دوما نقد و بررسی آنچه که بعنوان برنامه سیاسی در عمل دنبال می شود از دیگر رسالتهای کنش گران خواهد بود. در چنین شرایطی است که بصورت همزمان روند تحقق مطالبات سیاسی با کاهش هزینه ها و نقصان آن برنامه جلو می رود. و انحراف از مسیر اصلی مبارزه به حداقل کاهش می یابد. و جبهه ها و اتحاد عمل های سیاسی از مشروعیت لازم در میان توده های میلیونی مردم ایران برخوردار خواهند شد.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی اگرچه با نظامی گری دوام آورده اما در شرایطی قرار داد که دیگر نمی تواند در عرصه جهانی و منطقه ای از منافع ملی ایران بعنوان یک دولت ملی دفاع نماید. و آنچه که می تواند تقابل غرب با حاکمیت ایران را وارد مرحله جدیدی سازد، تبدیل اپوزیسیون چند تکه به یک نیروی متحد ملی و به رسمیت شناخته شدن آن توسط اکثریت مردم ایران و مجامع بین المللی است. و تا زمانیکه نیروی سومی در اپوزیسیون شکل نگیرد روند مطالبه محوری در داخل اعتلاء نخواهد یافت. در این شرایط خطیر جا دارد تا تمامی جبهه ها و اتحاد عمل های سیاسی خارج از کشور بر مبنای یک مطالبه محوری به یکدیگر نزدیک شوند. و برای پاسخ به چنین رسالتی، لازم است تا از اختلافات سیاسی و حزبی در بین نیروها پرهیز گردد. و قطعا در این روند نقش محوری بر عهده کنش گران اجتماعی است که در حدفاصل عرصه عمومی و احزاب و جبهه ها بعنوان نیروهای واسط عمل می نمایند. چنین باد.

* منبع سایت شبکه آزادی azadi tv

**مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.