دامن زدن به احساسات نژادپرستانه

مجید ناصری

۱۶ آبان ۹۸-

 

جمهوری اسلامی برای تداوم حیات خود  احساسات نژادپرستانه  را دامن می زند

من  یک ایرانی هستم، در آذربایجان (آذرآبادگان) متولد شده‌ام، زبان مادری‌ام آذری است، و زبان ملی‌ام  فارسی. پدر و مادرم خواندن و نوشتن و صحبت کردن فارسی را بلد نبودند، اما همه جای ایران را خانه خود می‌دانستند، و به همه مردم ایران عشق می‌ورزیدند. و با همین فرهنگی که در خانه داشتیم، خانواده‌ی ما الان در نقاط مختلف ایران پراکنده شده‌اند. و ما در هیچ جای ایران غریب نیستیم، ما ایرانی ها  هزاران سال ، دردها و رنج‌ها و شادی‌ها و غم‌های و احساسات  مشترک داشته‌ایم، و به همین خاطر، من همان قدر که به یک آذری اهل شبستر عشق می‌ورزم، به یک بلوچ در زابل، و یک کرد در سقز، و یک عرب  در مسجد سلیمان نیز عشق می‌ورزم.

ما در خلال هزاران سال همزیستی با هم ، مشترکاً فرهنگی را به وجود آورده‌ایم که مخصوص خودمان است، و البته برای همه‌ی دنیا نیز قابل احترام.  زیرا ما در طول تاریخ خودمان چهره‌هایی به دنیا ارائه کرده‌ایم که کم‌ نظیر هستند: ابن سینا، فارابی، خوارزمی، خیام، مولوی، حافظ، و…

فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران، که همه‌ی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و محیط زیستی را به تباهی و ویرانی کشانده، اینک ملیت و فرهنگ و وحدت ما ایرانی‌ها را نشانه گرفته است.

جمهوری اسلامی برای تداوم حیات خود یک استراتژی چند وجهی دارد:

۱. سرکوب فردی و جمعی مردم ایران.

۲. غارت سرمایه‌های ملی جهت سرپا نگه داشتن تشکیلات عظیم مافیایی سرکوب.

۳. غارت سرمایه‌های ملی و پرورش گروه‌های فاشیستی در کشورهای خاورمیانه.

۴. سرمایه‌گذاری روی پروژه اتمی به قصد ایجاد سلاح‌های اتمی تا نیرویی از بیرون نتواند حاکمیت فاشیستی او را تهدید کند.

۵. ایجاد تفرقه بین مردم ایران تا  وحدتی صورت نگیرد.

۶. جهل‌پراکنی و تولید خرافات و از خود بیگانه کردن و تو سری خور کردن مردم ایران که لازمه‌ی تداوم حیات رژیم است.

اخیرا اتفاقی در تبریز افتاد، و در جریان مسابقه‌ی فوتبال بین دو تیم استقلال با تیم تراکتورسازی، در روز روشن، و با چهره‌های آشکار، عده‌ای آزادانه شعارهای نفرت‌ انگیز نژادی سر دادند. و علنا خواهان  پیوستن آذربایجان به ترکیه شدند.

این اتفاق در زیر اتوریته رژیمی صورت می‌گیرد که بیرون بودن موی زنان در ماشین‌های سواری را نیز کنترل می کند. رفتار و گفتار مخالفین سیاسی را به شدت کنترل می‌کند، و حق نفس کشیدن را از آنان می‌گیرد، و به این ترتیب توانسته است یک نظام فاشیستی مذهبی توتالیترِ مبتنی بر سرکوب عریان را به وجود آورد.

بنابراین، باز این که گروهای نژادپرست در فضای آزاد و زیر دید دوربین‌های تلویزیونی به دادن شعارهای نژادپرستانه و ایجاد نفرت و تفرقه بین اقوام ایرانی مبادرت می‌کنند، باید با دیده‌ی شک و تردید نگاه کرد.

امروز وضعیت اجتماعی در جامعه ایران بسیار وخیم است، ۶۰ درصد مردم زیر خط فقر هستند، بیکاری جوانان بالای ۲۰ درصد است، شکاف‌های طبقاتی بیداد می‌کند، غارت سرمایه‌های ملی یک جریان دائمی است، فساد همه‌ی بدنه جامعه را فرا گرفته، محیط زیست ایران در معرض نابودی است، و در اثر سیاست‌های تبعیض‌آلود آموزشی، صدمات جبران‌ناپذیری به سلامت امروز و آینده جامعه وارد می‌شود.

به همین خاطر، شرایط اجتماعی در آمادگی کامل برای قیام مردم ایران است. از نظر شرایط ذهنی، مردم ایران تماماً به ماهیت ویران‌کننده، تباه‌کننده، فسادآور، و افیونیِ اسلام فقهی و حوزه‌ای پی برده‌اند، و  گریز از مذهب، و روی گرداندن از آن، تمامیِ بدنه‌ی جامعه، و خصوصا نسل جوان را فرا گرفته است، و بیش از ۸۵ درصد مردم ایران مطابق همه آمارهای واقعی از رژیم قطع امید کرده‌اند.

لذا، جامعه ایران، هم به لحاظ عینی، و هم به لحاظ ذهنی، آماده‌ی گذشتن از این رژیم است، و سوال این است که چرا مردم ایران قیام نمی‌کنند؟ و پاسخ این سئوال : عنان ‌گسیختگی در سرکوب، نبود وحدت در بین مردم ایران، و نبود آلترناتیو دموکراتیکی که اکثریت مردم ایران به آن اعتماد کنند.

البته شرایط در ایران به قدری وخیم است که اگر مردم ایران بتوانند نیروی خود را متحد کنند، حتی بدون آلترناتیو دموکراتیک هم، صرفا برای خلاص شدنِ از جهنم جمهوری اسلامی، دست به قیام خواهند زد. بنابراین وحدت بین مردم ایران بزرگ‌ترین تهدید برای جمهوری اسلامی است، و به همین خاطر، اطاق‌های فکر مافیایی، با ده‌ها هزار نیروی مزدور، به طور شبانه‌روزی، دست اندر کار ایجاد تفرقه در بین مردم ایران و حتی ایرانیان خارج از کشور در فضای واقعی و فضای مجازی هستند. و یکی از این راه‌ها، دامن زدن به احساساتِ نژادپرستانه است، و آن اتفاقی که در تبریز افتاد هم، نمونه‌ای از این اقداماتِ پلید است.

سال‌هاست که تراکتورسازی توسط سپاه حمایت مالی می‌شود، و کلاً فوتبال ایران به شدت تحت تاثیر سیاست حاکم است، و  هیچ اتفاقی که علنی باشد، و آزادنه صورت بگیرد، خارج از اراده‌ی این رژیم نیست. چگونه است که رژیم تمامی راه‌ها را می‌بندد تا مردم به پاسارگاد نروند، و یا میادین فوتبال را آن چنان کنترل می‌کند که حتی خانم‌ها با لباس مردانه نیز نتوانند به تماشای بازی فوتبال بروند، اما در تبریز نژادپرستان آزادانه بالن به  هوا می‌کنند، بنرهایشان را آزادانه در هوا می‌چرخانند، آزادانه خواهانِ جدایی می‌شوند، و آزادانه برای اقوام دیگر ایرانی آرزوی مرگ می‌کنند؟!!

فاشیسم نژادی، برادر دوقلوی فاشیسم مذهبی است. محتواها کاملاً بر هم منطبق است، فقط صورت‌ها و لباس‌ها متفاوت است:

فاشیسم مذهبی، مذهب خود را حق مطلق می‌پندارد، و غیر معتقدین به مذهب خود را را باطل دانسته، و برای دگراندیشان حق حیات هم قائل نیست، و خون‌شان هیچ ارزشی ندارد، و روش کار آنان مبتنی بر خشونت تمام‌عیار  و ایجاد نفرت است. و فاشیسم نژادی نیز، ملت خود را ملت برتر می‌داند و دیگران را پست، که باید در خدمت او باشند، و دست‌اندازی به مال و جان  دیگر ملیت‌ها برای آنان مشروع است، و روش کار فاشیست‌های نژادی نیز بر خشونت تمام‌عیار و ایجاد نفرت علیه ملت‌ها و اقوام دیگر است.

بنابراین، اگر رژیم فاشیستیِ ولایت مطلقه‌ی فقاهتی، برای بقای خود متوسل به دامن زدن به احساسات نژادپرستانه و ایجاد نفرتِ بین اقوام مختلف ایرانی مبادرت می‌کند، نباید تعجب کرد، زیرا محتوای عمل همان است که رژیم در چهل سال گذشته با ماسک و صورت مذهبی انجام داده، و حال می‌خواهد با چهره‌ی نژادپرستانه امکانِ ایجاد اختلاف در بین قومیت های ایرانی را نیز تجربه کند.

حفظ نظام از اوجبِ واجبات این رژیم است، و برای آن دست به هرگونه جنایتی می‌توان زد. رژیم جمهوری اسلامی با ملیت و فرهنگ ایرانی سرِ دشمنی دارد، و این را دیگر علنا در همه جا اعلام می‌کند، و دامن زدن به احساسات نژادپرستانه دقیقاً در راستای استراتژی جمهوری اسلامی برای دشمنی با ملتِ ایرانی است.

من مطمئن هستم که این استراتژی رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی با شکست مواجه خواهد شد، زیرا پیوند اقوام ایرانی تاریخی هزاران ساله دارد، و با چنین تشبثات نژادپرستانه و نفرت‌انگیزِ مشتی مزدور از هم نمی‌گسلد، چون تکثر فرهنگی، تفاهم، انعطاف‌پذیری، و بردباری، به یکی از ویژگی‌های ایرانیان تبدیل شده است، و به همین خاطر، در تاریخ ما ایرانیان، پاکسازیِ نژادی را نمی‌توان سراغ گرفت.

با این وصف، ما ایرانیان باید همه‌ی فرهنگ‌ها و زبان‌های ایرانی را پاس بداریم، و به رشد و تکامل و پویایی‌شان کمک کنیم، و  قومیت‌های مختلف ایرانی را در  آموزش زبان و زندگی با آداب و رسوم خود یاری کنیم، تا فرصتی به این گونه تمایلات ندهیم.

*نوشته های مندرج در تریبون آزاد شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»