کانال تلگرامی شهروندیار @shahrvandyar
علیاکبر سعیدی سیرجانی در ۲۰ آذرماه ۱۳۱۰ در سیرجان متولد شد. وی پس از انقلاب با ارائه مقالات فرهنگی در مجلات به نقد جمهوری اسلامی میپرداخت. مجموعه مقالات او در کتابهایی با عناوین شیخ صنعان،در آستین مرقع و ای کوتاه آستینان به چاپ رسید که بعدها ممنوع شدند.![]()
سعیدی سیرجانی،مغضوب حاکمان ج ا بود و بیش از پیش،با نامههایی که به خامنه ای مینوشت، مغضوب واقع میشد،تا جایی که حکم ارتداد وی را در پی داشت؛ و سرانجام آنچنانکه خود انتظار داشت توسط حکومت به قتل رسید. در نامه اول خود خطاب به علی خامنهای نوشت«محضر مبارک حضرت آیتاله خامنهای رهبرمعظم جمهوری اسلامی با عرض سلام و تقدیم احترام،سه ماه پیش عریضه ای به حضورتان فرستادم در شرح اختناق تحملناپذیر نا معقولی که مأموران وزرات ارشاد در کار نشر کتاب اعمال میفرمایند. چون تا امروز مأموران دفتر آن جناب نه وصول عریضهام را اعلام فرمودهاند و نه اثری از توجه به مسئله مشهود افتادهاست و از طرفی یقین دارم اخلاق اسلامی و طبع هنرپرور جنابعالی والاتر از آن است که دادخواهی ستمدیدهای بیجواب مانده با این احتمال که شاید در رساندن نامهام غفلت یا تغافلی رفته باشد مجدداً زحمتافزا میشوم…»پس از این نامه خامنهای پاسخی عتابآمیز و پرخاشگرانه به وی میدهد و او را مرتد میخواند. سیرجانی مجدداً نامهای به خامنهای مینویسند «پیام عتابآمیز جناب عالی را آقای صابری[گل آقا]برایم خواند و متأسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفتهام و به زودی امت همیشه در صحنه حزبالله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواستهایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفتهام دربارهٔ سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت. بگذریم از لحن توهین آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید مینمود تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان. حیرتم از این است که جنابعالی به استناد کدامین سند و قرینه و امارت مرا مرتد قلمداد کردید و نامعتقد به اسلام. اگر مستند به نوشتههای من است ای کاش موردش را مشخص میفرمودید و اگر مبتنی بر واردات غیبی است و اشراف بر ضمایر که انا لله و انا الیه راجعون»
سیرجانی در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲،توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت شد و مقامات اطلاعاتی ج ا ابتدا با صدور اطلاعیهای وی را متهم به «نگهداری و استعمال مواد مخدر و نیز همجنسبازی! و لواط» کردندو پس از آن اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی را به اتهامات وی افزودنند و پس از ۹ ماه،بدون هیچ ملاقات یا خبری از محل زندانی بودن او،در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ در اسارت درگذشت.
صدا و سیمای ج ا سال ۱۳۷۵ سلسله برنامههایی با عنوان«هویت»در نقد و حمله به روشنفکران و نویسندگان از شبکه یک سیما پخش کرد. در این برنامهها اعترافات تلویزیونی سعیدی سیرجانی،عزتالله سحابی و غلامحسین میرزاصالح پخش و تحلیلهای مورد نظر حکومت لابلای آن گنجانده میشد،گفته شد که این برنامه محصول مشترک صداو سیمای جمهوری اسلامی و سعید امامی و حسین شریعتمداری (نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان) بودهاست. بعدها سحابی و میرزا صالح پرده از شکنجه های وحشتناک جسمی و روحی برداشتند که عامل اعترافات آنها علیه خود بود.البته سعیدی سیرجانی در بخشی از این فیلمها رندانه به شکنجه خود اشاره میکند:«آنچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه را ضبط کنند صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه قبل یک تلنگر سفتی به روح من خورد. میخواستم این صحبت را بکنم که این چیزهایی که در طول این مدت من نوشتم، همه رگههایی از لجبازی شدید دارد و شدیداً پشیمانم از این کار»
تقریباً همه کسانی که فیلم اعترافاتشان در برنامه هویت پخش شد،آزاد شدند؛بجز سعیدی سیرجانی که ناجوانمردانه به قتل رسید.
اکبر گنجی دربارهٔ مرگ سعیدی سیرجانی میگوید:”سعید امامی (اسلامی)در جمعی از افراد قابل اعتمادش توضیح داده بود که در زمان بازداشت سیرجانی ابتدا به وی یکی از خوراکیهای مورد علاقهاش یعنی”ارده”داده شد و به دلیل آن که این ماده غذایی باعث یبوست میگردد،سعیدی سیرجانی از مراقبین و بازجویانش طلب داروی مسهل میکند.سعید امامی (اسلامی) توضیح داده بود که به جای شیاف مُلیّن به سعیدی سیرجانی “شیافی ساخته شده از پتاسیم”داده شد،پتاسیم به سادگی میتواند قلب انسان را از کار بیندازد. پس از مرگ سعیدی سیرجانی علت مرگ وی را حمله قلبی عنوان نمودند!سعیدی سیرجانی در بهشت زهرا (قطعه:۷۱ ردیف:۱۳۳شماره:۸۶) به خاک سپرده شدهاست.
«یادش گرامی و راهش پر رهرو»