مجموعه رهنمودهای یک کاربر توئیتر برای استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در جریان مقاومت مدنی

از نگاه عملیاتی موضوع کار اجتماعی (مثل شبکه های اجتماعی) به سه دسته macro و  mezzo و micro تقسیم میشود. در شبکه macro، تراکنش ها تمام کامینیوتی ها را در بر میگیرد و ابعاد ارتباط در مقیاس بزرگ است. مثال: اکانت اینستاگرام صدای امریکا، یا کانال تلگرام.

دسته بعدی شبکه های mezzo است. این شبکه ها در لایه میانی ارتباطات قرار میگیرند و ابعاد آن نسب به macro کوچکتر می باشد، و در برگیرنده گروه خاصی از افراد با تگ مشترک می باشد. مثال: کانال اطلاع رسانی بازنشستگان نیروهای مسلح.

دسته بعدی شبکه های micro است. این دسته در نگاه اول یک مدل با برد کم و ناکارآمد به نظر میاید اما دقیقا برعکس است و ویژگی های منحصر به فردی دارد. شبکه های micro طبق داده های جمع آوری شده پرکاربردترین شبکه و دربرگیرنده ارتباطات فرد به فرد هستند. مثال: گروه معلمان متوسطه منطقه 5 تهران.

هرکدام از این مدل ها کاربرد ها و محدودیت های خودشان را دارند. مثلا، شبکه های micro برای broadcasting مدل نارکارمدی هستند. شبکه های macro در broadcasting  کارآمدترین می باشند اما در اطلاع رسانی های هدف دار (گروهی از مخاطب با تگ خاص) ضعیف اند.

از یک منظر دیگر: شبکه های macro در تراکنش های دوطرفه خیلی ضعیف هستند و عملا شریان فیدبکی در آنها ضعیف است اما در شبکه های micro ارتباطات اغلب دو طرفه و با شریان های فیدبکی نسبتا کامل می باشند. شبکه های mezzo در نقطه میانه قرار دارند.

نکته دیگر: ضریب تصحیح در گردش اطلاعات در شبکه های micro بسیار بالا است، دقیقا بر خلاف macro. مثلا در مورد یک موضوع خاص در یک شبکه micro یک عضو در آن واحد اخبار را از پارتنرهای و منابع مختلف به همراه تحلیل های فردی دریافت میکند که این ضریب تصحیح را در گردش اطلاعات بالا میبرد.

همه این ها به این معنی است که هر مدل کارکرد خاص خودش را دارد و انتخاب مدل به شدت در موفقیت یا عدم موفقیت در رسیدن به هدف تاثیر گذار است. حالا برمیگردیم روی مورد  تظاهرات سراسرى. از اینجا به بعد نظرات شخصی من هست.

دلایلی که فکر میکنم ما از طریق فراخوان های شبکه های macro به نتیجه نمیرسیم به این ترتیب هستند:

اول: شبکه های macro در رسانه های ما اکثرا نشانه دار هستند. از طرف دیگه جامعه ما هم شامل سلایق به شدت متنوع است و به هر دلیلی اتحاد محتوایی و عملی هم بین جریان های برانداز ایجاد نشده است.

بنابراین هر فراخوان از یک رسانه macro با عینک ظن از طرف گروهی از مردم دیده میشود و  کاهش میل به اقدام در بخشی از مخاطب را به همراه دارد. مثلا فراخوان های آمدنیوز برای گروهی ظن انحراف براندازی و فراخوان های کانالهای مشروطه خواه برای گروهی دیگر ظن تلاش برای بازگرداندن سلطنت رو دارد.

دوم: شدت سرکوب شرایطی رو فراهم آورده است که امکان برگزاری تظاهرات در یک روز و ساعت مشخص برای تمام شهرها را (حداقل برای شروع) از بین برده است. از طرف دیگه شبکه های macro امکان شخصی سازی فراخوان ها متناسب با وضعیت هر شهر، قشرهای ناراضی حتی وضعیت جغرافیایی و آب و هوایی را ندارند. نتیجه این میشود که مردم شهرها با انبوهی از فراخوان هایی مواجه می شوند که هیچگاه به وقوع نپویسته اند و با فراخوان های جدیدی روبرو میشوند که ایده آل یا حتی عملی نیست. این ها باعث کاهش اعتماد به نفس جمعی میشود و یا در نهایت میل به اقدام مشترک را در مردم کاهش میدهد.

سوم: به دلیل فضای بعد از  قیام دی ۹٦، فراخوان ها اکثرا از شبکه های macro برانداز صادر میشوند. یعنی رسانه های غیر برانداز به دلیل ترس از تبعات امنیتی و قضایی، از انتشار اینگونه فراخوان ها خودداری میکنند. با توجه با سابقه وحشیانه سرکوب، اینگونه فراخوان ها حداقل در بخشی از مخاطب القای ترس را به همراه داره و برای هسته سرکوبگر هم دلیل موجه برای در نطفه خفه کردن تجمع و سرکوب وحشیانه را به وجود میاورد. از طرف دیگه به دلیل برد بالای فراخوان های رسانه های macro برانداز، برنامه ریزی و مدیریت سرکوب در ابعاد بزرگ تر برای حکومت ساده تر میشود.

چهارم: رسانه های macro قابلیت واکنشی پایینی دارند. یعنی، اصلاح زمان و مکان یک تجمع در یک شهر به خصوص با توجه به شرایط (آرایش نیروی سرکوب) در یک رسانه macro کند و ناکارامد است. و حتی خود این رسانه ها هم خیلی تمایل به این کار ندارند زیرا اعتبار خبری آنها لطمه دار میشود.

همچنین شریان بازخورد رسانه های macro قوی نیست که اصلاحیه ها دقیق و عملیاتی باشند. و تازه این اصلاحیه ها بسیار محتمل است در میان انبوه فراخوان ها و اخبار دیگه آن رسانه گم بشود و در نهایت باعث سردرگمی مخاطب بشود. اما در نقطه مقابل رسانه های micro ضریب تحصیح گردش اطلاعات بالایی دارند. و این باعث میشود قدرت واکنشی بالایی برای تصمیمات ضربتی داشته باشند. جریان بازخورد آنها هم قوی است و این دقت و کارآمدی تصمیمات را بالا میبرد.

پیشنهاد اول: برای شکل گیری تجمعات، باید جریان اصلی فراخوان ها  در لایه شبکه های micro باشه. مثلا گروه کارگران بخش x کارخانجات y.

پیشنهاد دوم: تیتر فراخوان ها باید یک موضوع فراگیر و با تبعات پایین تر در ذهن مخاطب باشد.  مثلا تیتر فراخوان “تجمع ضد حکومتی” القای ترس و بالا بردن هزینه اقدام رو به همراه دارد. ولی به عنوان مثال تیتر فراخوان “تجمع در اعتراض به وضعیت معیشتی” بالاترین فراگیری ممکن را دارد.

پیشنهاد سوم: استراتژی کلی تجمعات باید اقدام غیرمتمرکز باشد (منظور برنامه ریزی غیرمتمرکز است نه مکان). این موضوع پیش بینی پذیری تجمعات را به شدت کاهش میدهد. البته به خودی خود وقتی جریان فراخوان در لایه micro باشد لاجرم مدیریت غیر متمرکز میشود.

اما منظور این است که نوع رفتار ارتباطاتی ما هم باید منطبق بر این استراتژی باشد. وقتی مدیریت متمرکز است کنشگری ما به شکل مشارکت در اقدام می باشد. ولی وقتی مدیریت غیر متمرکز است باید توجیه باشیم که کنشگری شهروندی ما مشارکت در هم برنامه ریزی و هم اقدام است.

پیشنهاد چهارم: با اتخاذ مدل micro و مدیریت غیرمتمرکز، نیاز به وجود عامل coordinator به شدت بالا است. واحدهای تجمعی ما شهری است ولی جریان اطلاعاتی ما micro است. یعنی ممکن است در یک شهر متوسط ده ها شبکه micro (مربوط به اقشار صنفی و دانشجویی) وجود داشته باشد.

این نقش را هم باید به عنوان یک کنش بدیهی شهروندی تعریف کرد. یعنی هر شخص در هر شبکه micro به طور پیش فرض نقش coordinator رو برای خود تعریف شده ببیند و سعی در اتصال دو شبکه micro داشته باشد. اما در کنار این یک امکان دیگر هم است و باید از آن بهره جست. و این بات های تلگرامی هستند. این بات ها باید منطبق به استراتژی غیرمتمرکز باشند. یعنی یک بات به خصوص برای هماهنگی تجمعات همه شهرها به کار گرفته نشود. ولی به طور کلی مثلا چند بات میتوانند assign بشوند برای coordinate کردن تجمعات یک شهر.

مهمترین ویژگی استفاده از بات این است که خطر در دام امنیتی افتادن رو کاهش میدهد. یک بات نهایتا ممکن است دچار اختلال عملکردی بشود از نیروی سایبری. و از اونجا که استراتژی غیرمتمرکز و distributed بوده است بنابراین اختلال یک یا چند بات باعث از بین رفتن هماهنگی ها نخواهد شد. از طرف دیگر، باز چون استراتژی غیرمتمرکز بوده است یک بات نهایتا یک یا چند لایه از یک کنشگر معمولی اطلاعات جامع تری دارد. و هیچ بات مرکزی که شامل اطلاعات جامع باشد وجود ندارد. بنابراین اصل پیش بینی ناپذیری هم تا حد قابل قبولی رعایت میشود. نکته آخر در مورد بات ها: نوشتن چین بات هایی شدنی هست و ویژگی های آن جزیی تر است و غیره قابل بحث می باشد. پتانسیل تخصصی آن در بین نیروهای برانداز موجود است.

در آخر حوادث دی ماه ۹٦ را یک مرور کوتاه بکنیم، تجمعات پیشران اولیه در لایه های micro برنامه ریزی شده بود، به طوریکه خیلی از رسانه های شبکه micro حتی یک فراخوان نداده بودند. نکته بعدی، تیتر تجمع اولیه مشهد معیشتی بود اما دیدیم در همان تجمع شعارهای ضد حکومتی و براندازانه داده شد. بنابراین تیتر معیشتی هم ترس مخاطب رو کاهش میده و هم منافاتی با اصل براندازی نداره. اگرچه بعد از یکی دو روز بسیاری از رسانه های macro شروع به انتشار فراخوان کردند، ولی اصل عدم تمرکز باعث شده بود در شهرهایی مثل قهدریجان و تویسرکان تجمعات غافلگیر کننده شکل بگیرد. در حالی که فراخوان های رسانه های macro هم حتی متمرکز بر شهرهای بزرگ بود در روزهای اول.

نکته اخر در مورد دی ماه ۹٦، این تظاهرات تا حدودی micro محور و غیرمتمرکز بود و همین باعث موفقیتش شد. ولی چون این دو اصل حساب شده و با پشتوانه عملیاتی نبود، بعد از مدتی جریان گردش اطلاعاتی روی رسانه های macro متمرکز شد و بنابه توضیحات قبلی کارآمدی لازم از بین رفت و حتی امکان به انحراف کشیدن تظاهرات را (با توجه به ضریب تصحیح پایین رسانه های macro) به وجود آورد.

در پایان از همه مبارزان خواهش میکنم نظراتشان را در راستای تکمیل این بحث ها بیان کنند. این بحث میتواند به یک اقدام حساب شده و عملی براندازانه منتهی بشود. یک احساس کلی و غلط وجود دارد که همه ما تمایل داریم از یک بلندگوی بزرگ تجمعات را اعلام و هماهنگ کنیم. ولی باید برعکس یک پویش راه بندازیم که برویم عضو گروه های تلگرامی بیشتری بشویم و صحبت های فردی در کوچه و بازار و مغازه و کار و کلاس را جدی بگیریم. به مراتب اثرگذاری بیشتری دارد. البته که فراخوان های کلی هم مثل همیشه اعلام میشوند و منافاتی با ایده بالا ندارد. ولی حلقه مفقوده موفقیت ما در صحبت های یک به یک یا یک به چند در جمع های کوچکتر مجازی و واقعی است.

? منبع @pierregringore9:

*مقالات مندرج در سایت نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.