خیزش آبان نمود گذر نظام از نقطه تکینگی: جمهوری اسلامی هیچ گریزی از سقوط ناگزیر ندارد- فریدون احمدی

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

جمهوری اسلامی در سقوط به قعر نیستی و حفره سیاه تاریخ از نقطه تکینگی گذر کرده است و شواهد نشان از ان دارند که هیچ گریزی از این سقوط ناگزیر ندارد تنها شاید بتواند سرعت آنرا، آن هم اندکی تغییر دهد. خیزش آبان آن نقطه عطف و نمود گذرنظام از آن نقطه تکینگی بود.

پس از خیزش خونین آبان دیگر کمتر عامل و پارامتری در سپهر سیاسی ایران همان است که پیش از آن بود. بسیاری عرصه ها اگر نه دگرگون حداقل کیفیتی نوین یافته است: نقش و مناسبات و کنش و و اکنش نیروها و بخش های مختلف جامعه، گفتمان ها و حتا پارادایم ناظر بر راهبرد های سیاسی، فرهنگ و روانشناسی  طبقات و اقشار مختلف، ، مناسبات مردم و بخش های مختلف آن با حکومتگران، مناسبات در درون حکومت و پایگاه اجتماعی آن و …   در کیهان شناسی، حفره سیاه به ستارگان در خود تپیده ای می گویند که به دلیل جرم فوق العاده زیاد، نیروی جاذبه ای دارند که هیچ ماده ای حتا نور پس از گذر از نقطه تکینگی گریزی از فروغلطیدن به قعر حفره سیاه ندارد. جمهوری اسلامی در سقوط به قعر نیستی و حفره سیاه تاریخ از نقطه تکینگی گذر کرده است و شواهد نشان از ان دارند که هیچ گریزی از این سقوط ناگزیر ندارد تنها شاید بتواند سرعت آن را، آن هم اندکی تغییر دهد. خیزش آبان آن نقطه عطف و نمود گذرنظام از آن نقطه تکینگی بود.

خیزش خونین آبان امسال، ادامه جنبش های پیش از آن بویژه جنبش سبز و خیزش دیماه ۹٦ بود. اعتراض  و خروش مردمی به جان آمده ازنظامی متکی برتبعیض و فساد و غارت و بی عدالتی و استبداد و زن ستیزی و فقر گستری و رانت خواری و تاریک اندیشی دینی و امت گرائی و تروریسم و ماجراجویی بین المللی و ده ها مفسده دیگر. اما خیزش آبان ویژگی هائی داشت که تاکید بر و توجه به ان ها از اهمیت برخوردار است:

ویژگی های خیزش خونین آبان:

  • گستردگی جغرافیائی و جمعیتی. خیزش آبان با وسعت قابل توجهی در بیش از ۱۵۰ شهر جریان یافت و خلاف حنبش های پیشین به شهرهای کوچک و یا فقط بزرگ محدود نماند. مشارکت گسترده مردم استان های محل سکونت اتنیک ایران همپا با مردم مناطق دیگراز ویژگی های قابل تاکید است.
  • مشارکت بخش هائی از اقشار و طبقات مختلف در آن. خلاف جنبش ۸٨ که فقط بخش هائی از طبقه متوسط در ان مشارکت داشتند و خیزش دیماه ۹٦ که عمدتا توسط تهی دستان شهری به راه افتاد، در این حرکت طیف قابل توجهی از اقشار میانی و پائین جامعه و عمدتا جوانان بیکارو نیز دانش آموختگان دانشگاهی بیکار شرکت داشتند. حضور بخشی ازطبقه متوسط در این خیزش ناشی از این واقعیت نیز هست که این بخش از نظر مالی و وضعیت اقتصادی در مسیر سقوط و نابودی است. بخشی از طبقه متوسط  ضمن حفظ ویژگی های فرهنگی خود به زیر خط فقر سقوط کرده و از نظر موقعیت اقتصادی به تهی دستان شهری پیوسته است.
  • رادیکالیسم موجود در خیزش آبان: خواست اقتصادی مخالفت با افزایش قیمت بنزین و خواست های معیشتی به سرعت به شعارهای سیاسی و به مخالفت با کل نظام فراروئید و رهبری نظام را نشانه گرفت. خشونت وحشتناک ارگان های سرکوب در مقابله با اعتراضات به رادیکالیسم آن افزود.
  • نفرت عمیق و گسترده مردم از هنجارها و نظام حاکم در شعارها و حمله آنان به نمادهای رژیم بازتاب یافت. خواست تغییرات ریشه ای و رادیکال و نفی کلیت نظام از ویژگی های بارز این خیزش بود. به نظر می رسد موانع ذهنی نفی کلیت نظام در قالب انواع گفتمان های اصلاح طلبی مرتفع شده و پذیرش ضرورت گذر از آن، به خودآگاهی اکثریت جامعه فراروئیده است. درجنبش سبز و حرکات اعتراضی پس از ان بیشترین شعاری که به گوش می رسید، “یا حسین میرحسین”بود. در خیزش آبان فریادی که اصلا شنیده نشد، شعارهائی از این دست بود.
  • در خیزش آبان فروریزی و اضمحلال نظام به امری قابل رویت تبدیل شد که دیگر امری در دور دست نیست و برای بسیاری روشن شد مساله گذر از نظام می تواند در دستور و در برنامه سیاسی قرار گیرد. این امر به قطبی تر شدن سپهرسیاسی و تغییرآرایش نیروهای سیاسی منجر خواهد شد.
  • دیگر پس از آبان ماه امسال، جمهوری اسلامی فقط با اتکا بر سرنیزه و محروم از استفاده موثراز اهرم های سیاسی در برابر مردم قرار گرفته است. بازی انتخابات و انتخاب بین بد و بدتر دیگر بی بها و بی ثمر شده است.
  • از دیگر ویژگی های خیزش آبان پراکندگی حرکات اعتراضی و نبود رهبری سیاسی بود. عدم هماهنگی میدانی بین کانون های اعتراضی و فقدان یک نیروی هدایتگر سیاسی حتا در محدوده ای معین از نقص های جدی خیزش اخیر بود. هیچ نیروی سیاسی حضوری علنی در اعتراضات و تظاهرات نداشت. برخی شعارها در حمایت از رژیم پیشین و پشیمانی از انقلاب سر داده شد که  به نظر می رسد خودبخودی بودند.

کنش ها و واکنش های رژیم

  • اعمال خشونت و ددمنشی غیرقابل تصور. نظام به وحشت افتاده از گستردگی و ژرفای برآمد مردم و با پیروی از شعار “النصر بالرعب” در بالاترین سطح تصمیم به کاربرد بسیار گسترده  خشونت و کشتار گرفت. تیراندازی مستقیم و از نزدیک به سر و نیز توسط تک تیرانداز در موارد متعدد و موردی از استفاده از تیربار در تیراندازی به مردم از نمونه های افشاشده این جنایات بودند.
  • بخش مهمی از تخریب ها و اتش سوزی ها توسط عمال و مامورین مخفی رژیم انجام یافت و بعد با نسبت دادن تخریب ها  به معترضین و رسانه ای کردن  آن ها کوشیدند تا  طبقه متوسط و طبقات مرفه را به هراس افکنند،  و با سوزاندن بانک ها، جنگی را تداعی کنند که در آن تهی دستان آماده تخریب و نابودی همه چیزند تا در این میان حکومت بعنوان  ضامن امنیت جلوه کند. متاسفانه گروهی در درون نیروهای مخالف رژیم نیزاز زاویه ای دیگر و با مبانی فکری دیگری به این کارزار پیوستند. دیگر هدف رژیم در اعمال خشونت که از نظرابعاد و شدت بی سابقه بود،  با استفاده از تجربه سوریه این است که در دراز مدت مخالفین را به اتخاذ راهبرد های خشونت گرایانه سوق دهد. در عمل اما این ترفند رژیم در تخریب  و آتش افروزی به ضد خود تبدیل شد و به  گسترش همدلی در میان مردم و اقشارمختلف منجرگردید.
  • خلاف روال معمول، شخص رهبر نظام و همه مقامات ریز و درشت آن تمام قد در برابر مردم قرار گرفتند، دستور سرکوب دادند، به مردم اعلان جنگ کردند و کشتار آنان را پیروزی خود نامیدند.  این پدیده، کیفیت جدیدی را در رابطه دولت – ملت در ایران رقم خواهد زد.
  • تلاش برای توجیه امر سرکوب از طریق تفکیک “آشوبگران وابسته به خارج” از معترضین در تبلیغات رسانه ای. اصلاح طلبان حکومتی نیز همین موضع را گرفتند. طبق معمول مجاهدین و نیزبرای اولین بار سلطنت طلبان به عنوان عامل تحریک کننده وانمود شدند.
  • کشتاربی سابقه جوانان و مردم معترض و مشارکت مستقیم رهبری نظام در این جنایلت، شکاف ها و ریزش قابل رویتی را در درون نظام و ارگان های سرکوب ان پدید آورده است. این امر پیامدهای مهلکی برای نظام خواهد داشت.

و اما اکنون

این جنبش  تداوم خواهد یافت. خیزش مردم که ظاهرا از تب و تاب افتاده است، موج وار و در ابعادی بزرگتر و با رادیکالیزم بیشتر، شاید در آینده ای بسیار نزدیک تکرار خواهد شد. در برابر خشونت عریان اگر از این یا آن حق وآزادی بتوان موقتا صرفنظر کرد، اگرخیزش و شورش برای حقوق دموکراتیک، مستقیم ترتابع محاسبه هزینه و  فایده است، در مورد سفره خالی و فقر فزاینده چنین نیست. فردای کشتار باز هم سفره خالی است و همه مصیبت ها برسرجایشان. هیچگاه مانند اکنون، در روند عینی جاری، مبارزه برای آزادی  وبرای معیشت و گذران زندگی چنین به هم گره نخورده بود.

قابل پیش بینی است رژیم تلاش خواهد کرد با کاهش تنش ها با امریکا، با و یا بی کرنش و نرمش قهرمانانه، گره از کار فروبسته خود بگشاید اما همه شواهد و مجموعه فاکت ها دال براین هستند که  حتا با سست شدن طناب تحریم ها  نظام قادرنیست مشکلات بنیادی ساختاری و اقتصادی وسیاسی اش را به گونه ای که بتواند تضمین ادامه حیات و حاکمیتش باشد حل کند. واقعیت این است که  این نظام توتالیتر به نقطه ای  رسیده است که با هر رویکردی چه عقب نشینی در عرصه خارجی و یا داخلی و چه ایستادگی و تقابل به سمت فروپاشی پیش خواهد رفت. بدیهی است نوع رویکرد نظام بر سیرکلی روندها تاثیر خواهد گذاشت اما بهرحال، به این و یا آن شکل، دیگر نشانی از حاکمیت جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند.

و باز هم قابل پیش بینی است  که این مبارزه اشکال متنوعی به خود خواهد گرفت و فقط به شکل تظاهرات خیابانی بروز نخواهد کرد. کنش های یکسان و همزمان گسترده، اعتصابات بهم پیوسته، کم کاری، شعارنویسی، ایجاد راهبندان های کوتاه مدت، و ده ها شکل ابتکاری دیگر حرکت شکل خواهند گرفت وتوسط تشکل ها و رهبران میدانی سازمان داده خواهند شد.

درس هائی از خیزش آبان

مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی و امر گذار، به مراحل نهائی خود نزدیک می شود. در جریان مباحث مربوط به تدارک مضمونی شکل دهی شورای مدیریت گذار برخی کنشگران سیاسی براین نظر پای می فشردند که جمهوری اسلامی از ثبات نسبی برخوردار است و چشم انداز وقوع خیزش های گسترده و تعیین کننده دیده نمی شود. آن ها همچنین با این ارزیابی و بیان این واقعیت مهلک  و خطرافرین برای سرنوشت کشورکه سرعت پیشرفت روندها به هیچ وجه با حد آمادگی اپوزیسون هماهنگی ندارد، همدل و هم آوا نبودند. خیزش آبان هم نشان از درستی این ارزیابی  داشت که جامعه آبستن خیزش واعتراض گسترده بود و هم  فقدان و ضرورت وجود یک نیروی هدایتگرو تاثیر گذار میدانی، سیاسی و راهبردی را به روشنی نشان داد. ااکنون پس از خیزش آبان این هشدار و خطر را باید دو چندان جدی گرفت. بدون شکل دهی و شکل گیری یک مدیریت فراگیر، پلورال، توانمند، معتبر و مورد اعتماد مردم، احتمال سیر کردن روندهای سیاسی در ایران به سوی  تحقق سناریوهای سیاه قطعی خواهد بود.  تجربه خیزش آبان  وسرکوب ددمنشانه آن بار دیگر نیز اثبات کرد که امکان شکل گیری یک رهبری سیاسی، صرفا از داخل کشور ممکن نیست و نیروهای خارج از کشور سهم و وظایف خطیری دراین زمینه دارند.

خیزش آبان تاثیرات مثبتی در راستای ایجاد همبستگی و همدلی ملی داشت اما این خیزش همچنین اشکارتر کرد که بدون یک همبستگی ملی و سراسری نمی توان براین جانور هار و خونریز غلبه کرد. با شقه شقه کردن نیروها و حرکت از منظر تفاوت ها و نقاط اختلاف به هیچ هدف شریفی نخواهیم رسید. هیچ کس و هیچ جریانی به جائی نخواهد رسید. حول آماج عامی چون رفع تبعیض و آزادی وعدالت و دموکراسی و حقوق بشر و سکولاریسم وحفظ یکپارچگی کشور و حفظ زیست محیط می توان به توافق و به مخرج مشترکی دست یافت و دیگر اختلافات و رقابت ها در باره ساختار نظام آتی، نوع نظام، نحوه سازماندهی اقتصاد و دیگرعرصه های رقابت های حزبی و گروهی را به آینده و رای آزادانه مردم و مجلس موسسان واگذاشت. فکر می کنم در راستای اجرائی کردن درس های خیزش آبان، پرداختن به موارد و سازمان دادن اقدامات زیر ضروری است: تقویت ارتباط جریان ها و شخصیت های سیاسی ایرانی با یکدیگر و گسترش همکاریها در راستای گذار از جمهوری اسلامی، تشکیل ستاد هماهنگی و عملیاتی در خارج از کشور برای ایجاد همسوئی سیاسی و هماهنگ کردن اقدامات حمایتی از مبارزات مردم در ایران، گسترش رابطه با رهبران میدانی حرکات اعتراضی دراشکال مقتضی و امن،  کمک به شکل گیری کمیته های اعتصاب در واحدهای تولیدی، اداری، خدماتی، گسترش ارتباطات بین المللی، جلب پشتیبانی همه جانبه سازمان ها و نهادهای بین المللی و دولت های خارجی از مبارزات دموکراسی خواهانه مردم ایران.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram