کشته شدن قاسم سلیمانی ، خون تازه ای در رگ های آدمکشان حاکم بر ایران

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

مجید ناصری

تاریخ تکرار می شود ، در فضای مجازی  تصاویری از تشییع جنازه استالین و هایدریش، فرمانده گشتاپو در آلمان نازی با میلیون ها انسان تشییع کننده منعکس شده است. مشابه همین تشییع جنازه در ۱٦ خرداد  سال ٦٨ برای خمینی، یعنی کسی که ۱۰ ماه قبل از آن، دستور قتل عام هزاران زندانی  سیاسی را صادر کرده بود، انجام گرفت. این چنین تشییع جنازه ای  امروز در ایران البته در ابعاد متفاوتی، برای یک جنایتکار و آدمکش دیگر به نام قاسم سلیمانی تکرار شد و رژیم کودک کش جمهوری اسلامی همه امکانات ممکن  و تهدیدات ممکن را بکار گرفت تا این تشییع جنازه سمبلیک با عظمت و شکوه زیادی در شهرهای مختلف برگزار شود.

اصولا یکی از ارکان حاکمیت ۴۰ ساله استبداد خونین مذهبی بر فریبکاری، ریا کاری و جهالت پراکنی و تحریک احساسات مذهبی و اشاعه خرافات استوار هست و امروز تمامی تشکیلات عریض و طویل خرافه سازی، جهالت پراکنی  با  صرف هزینه ها ی سنگین از اموال مردم تحت ستم ایران به کار افتاد تا از ” قاسم سلیمانی جنایتکار و آدمکش یک چهره ماورایی، مقدس، یک سردار تاریخی با نبوغ خارق العاده، با مرگی رومانتیک ساخته شود. نوحه خوان ها و آخوند ها در همه نقاط کشور براه افتاده و با سوز و گداز مرثیه های غم انگیزی برای این قاتل هزاران تن از کودکان سوری و جوانان  و کودکان ایران ساختند و این چنین توانستند احساسات مذهبی را تحریک کنند.

غلظت تحریک احساسات مذهبی  و نحوه کشته شدن قاسم سلیمانی، حتی احساسات  بخشی از مخالفین رژیم را بر انگیخت، و به این ترتیب رژیمی که  به خاطر قتل بیش از ۱۵۰۰ نفر از جوانان ایران و زندانی کردن بیش از ده هزار نفر، در ایران و جهان به شدت منفور شده بود و در همه جا  نگاه ها به سمت  کشته شدگان و زندانیان بود، یک باره مظلوم واقع شد، تمام رسانه های فارسی زبان از قبیل بی بی سی ، ایران فردا، ایندیپندنت فارسی ، رادیو آلمان ، رادیو فرانسه ، رادیو اروپا و … خبر قتل قاسم سلیمانی در صدر اخبارخود قرار دادند ، در حالیکه همین  رسانه ها تنها  با فشار اپوزیسیون به طور بسیار مختصری  به وقایع خونین آبانماه پرداخته بودند. در واقع جسد خونین سلیمانی آدمکش، فرشته نجات رژیم از تنگنای قیام آبانماه شد و مشروعیت بر باد رفته اش را البته در نگاه آنانی که از درون ایران و خیابان های خونین آن بی خبرند، ترمیم کرد و البته رژیم  نهایت استفاده را از این اتفاق برد.

در سطح جهان نیز، کشتن سلیمانی  فرصت مظلوم نمایی برای رژیم بوجود آورد ، و در چهارچوب این مظلم نمایی سعی کرد، جنایات بیشمار قاسم سلیمانی را بشوید و از او یک انسان ” قدسی ” بسازد، در حالیکه حق او بود که در یک دادگاه علنی  خاطر کشتن هزاران انسان بی گناه شود.

دومین سودمندی کشته شده قاسم سلیمانی برای رژیم، مصوبه خاتمه دادن حضور نظامی امریکا در عراق توسط پارلمان عراق بود.

سومین سودمندی کشته شده سلیمانی این بود که  در فضای مظلوم نمایی،  اقدام به پایان دادن به توافق نامه برجام بنماید و همه محدودیت ها در این توافق نامه را از پیش پا بردارد.

چهارمین سودمندی ، به فراموشی سپردن جنایت و سرکوب خونین آبانماه امسال با بیش از  ۱۵۰۰ جانباخته و هزاران زندانی هست.

پنجمین سودمندی برای رژیم، تعبیرو تفسیر این تشییع جنازه به پشتیبانی مردم از رژیم، خصوصا  که پس از سرکوب خونین آبان ماه به آن احتیاج داشت.

اگر فکر کنیم که  امریکا با داشتن استراتژیست هایی که جنگ ها را در روی زمین طراحی می کنند، و دولت ها را عوض می کنند، با توسل به امپریالیسم رسانه ای ذهنیت ها را تغییر می دهند، نتوانسته است  سودمندی های کشتن قاسم سلیمانی به رژیم را پیش بینی کند، یقینا اشتباه می کنیم.

دولت امریکا، با سرنگون کردن دولت دموکراتیک مصدق، با زمینه سازی برای حاکمیت روحانیت در جریان قیان بهمن ۵۷، ، با حمایت از تمامی دیکتاتورهای سرکوبگر مانند، سوموزا ، سوهارتو، پینوشه، نشان داده است که تاکنون هیچ گامی در راستای منافع خلق ها برنداشته و تنها در راستای سیاست های سلطه گری و استثمار و غارت ملت ها عمل کرده است. در شرایط کنونی هم که عمده ترین و اصلی ترین تضاد مردم ایران رژیم جمهوری اسلامی هست که هم خون مردم تحت ستم ایران را بر زمین می ریزد  و هم ثروت های عمومی مردم ایران را غارت می کند، کشتن فرد جنایتکاری همچون سلیمانی نه در راستای مصالح درازمدت مردم ایران بلکه همچون خون تازه ای بود  که در رگ های  رژیم کودک کش، مافیایی و فاشیستی حاکم بر ایران تزریق کرد.

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram