آرش آذرخش-
رژیم جمهوری اسلامی بر آن بود و هست تا با تکیه بر ابر بحران کرونا، جنایاتی را که در کشتار معترضان قیام آبانماه، و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری مرتکب شد و هم چنین شکست مفتضحانه ای که در انتخابات فرمایشی دوم اسفند خورده است را لاپوشانی کرده و این بحرانها و هم چنین بحران عمیق اقتصادی را با ابر بحرانی به نام کرونا تحت الشعاع قرار دهد.
اما به خاطر عدم وجود مدیریت بحران در ایران و چند دستگی در اخذ تصمیم های کلان و سرنوشت ساز در کشور، اگر چه ابر بحران کرونا در مقطعی بسیار کوتاه به نفع نظام شده و جنایات پیشین رژیم را تا حدی از نگاه مردم ایران و جهانیان پنهان کرد ، اما بعد از پایان این اپیدمی نگاه ها بار دیگر بر جنایات پیشین نظام و هم چنین جنایات ناشی از شیوع دادن کرونا در ایران و عدم مدیریت در کنترل این بحران به صورت مضاعف بر خواهد گشت.
ابربحران دهشت زا و مرگ آور گرونا مردم ایران را در مقطع قانع کرد، تا جهت رهایی از مرگ ناشی از ویروس کرونا به تب نا رسایی ها و عدم پی گیری دادخواهی های پیشین در رابطه با کشتار معترضین قیام آبانماه و سرنگون کردن هواپیمای اوکرایینی توسط سپاه پاسدارن ، رضایت دهند.
مردم ایران، حتی به خاطر هراس از این ویروس مهلک ، نتوانستند شادیها و مسرت خویش را در رابطه با شکست مفتضحانه رژیم و خامنه ای در انتصابات دوم اسفند،، نشان داده و به خیابانها سرازیر شده تا شکست مفتضحانه انتخابات نمایشی نظام را به عنوان یک ” نه بزرگ ” جشن گرفته و شادی کنند.
با پایان اپیدمی کرونا ، مردم ایران که رژیم چمهوری اسلامی را مسول و مسبب اصلی شیوع این ویروس میدانند، به چالشی جدی و شاید سرنوشت ساز خواهند کشید.
از سوی دیگر زیانهای اقتصادی ناشی از ویروس کرونا در ایران به حدی زیاد هست که رژیم جمهوری اسلامی به هیچ وجه توان مقابله با آن را نخواهد داشت.
شکاف عمیق توده ها با رژیم که در شکست انتخابات نمایشی دوم اسفند، خود را به نمایش گذاشت، از یکسو و بحرانهای شدید اقتصادی، بویژه بعد از اپیدمی کرونا، عملا منجر به نوعی فروپاشی سیاسی رژیم از درون خواهد شد.
رژیم چمهوری اسلامی در هراس از این فروپاشی اقتصادی و سیاسی دو راه حل در پیش خواهد گرفت.
1- قبل از پایان یافتن اپیدمی کرونا ،، بخاطر خوشنام کردن سپاه و نیروهای نظامی و امنیتی خویش، آنها را جهت مهار کرونا، به صحنه آورده ، تا از سپاه و نیروهای نظامی ، قهرمانان ملی ساخته و سپاه را میدان دار اصلی مبارزه با کرونا نماید. اما چون رژیم و سپاه لیاقت این کار را ندارند، زمینه سازش تاریخی با امریکا را مهیا کرده و بر مردم ایران منت بگذارند که بخاطر نجات شما مردم از ویروس مرگبار کرونا و هم چنین نجات کل کشور از فروپاشی ، حاضریم با دشمن دیرینه خود آشتی کنیم.
۲- راه حل دوم این هست، که سران رژیم با همان طرح فرافکنی همیشگی و امنیتی کردن همه مسائل، کرونا را ساخته امریکا و دشمنان خارجی جهت به انزوای هر چه بیشتر کشاندن رژیم و زدن ضربات جانفرسای اقتصادی قلمداد کنند.
در این رابطه لازم خواهند دید تا سپاه و نیروهای نظامی و امنیتی خویش را به عنوان قهرمانان ملی ای که هم با تحریم های اقنصادی در جنگ هستند و هم با کرونای دست ساخت امریکا ، دوباره وارد صحنه کرده تا از یکسو حکومت نظامی ایجاد کرده و از سوی دیگر ، سپاه و نیروهای امنیتی و نظامی را مدد رسان به مردم و مهار کننده بحران کرنا جلوه دهد.
اما مردم خشمگین و عاصی ایران بعد از پایان اپیدیمی کرونا بار دیگر به خیابانها خواهند ریخت تا علیه معضلات اقتصادی بسیار شدید و انتقام کشتار آبانماه و سقوط هواپیما اوکراین آنهم بعد از شجاعتی که متعاقب غلبه بر کرونا بدست آوردند، رژیم را به چالش بکشند.
اما این رابطه سرنوشتی همانند صدام و عراق در انتظار رژیم خواهد بود. قیام گسترده توده ها، همراه با حملات برون مرزی امریکا جهت پایان دادن به عمر نظام.
در مورد اول هم حتی اگر رژیم بخواهد با امریکا سازش کند، بخاطر عدم اطمینانی که از سوی امریکا وجود دارد، نهایتا سرنوشت قذافی و لیبی در انتظار رژیم خواهد بود. چون آن سازش، سازش باخت – برد هست، نه سازش برد- برد .
بهترین گزینه برای مردم ایران بعد از پایان اپیدیمی کرونا، سرنوشی شبیه تونس میباشد. استعفای خامنه ای و انجام یک رفراندام با نظارت مجامع بین المللی و گذار مسالمت آمیز از رژیم.
با فجایعی که رژیم جمهوری اسلامی ببار آورده است، امکان تحقق این امر بسیار بعید هست. اما اپوزیسیون و مردم ایران باید این گزینه را به عنوان یک خط مشی در دستور کار داشته و بر آن تاکید کنند.