تمرکز حکومت ایران بر بورس، دست نظام در جیب مردم برای نجات از فروپاشی اقتصادی، کیا حمیدی

اقتصاد ایران سخترین و بدترین روزهای خود را سپری می کند. معادلات بازار نفت برهم خورده و دسترسی ایران به منابع ارزی بسیار محدود شده است. تحریم های اقتصادی جلوی صادرات پتروشیمی به عنوان یکی از ارز آورترین منابع صادراتی ایران را گرفته و حتی ارزان فروشی و دادن تخفیفات ویژه وزارت نفت به مشتریان و واسطه ها نتوانسته راه نجاتی برای ایران بگشاید.

از سوی دیگر به سبب محدودیت ها در زمینه تعاملات بانکی و مالی، مسیر دور زدن تحریم ها برای حکومت ایران به شدت سخت و غیرممکن شده است. هرچند که هنوز نظام از مجاری مختلفی به صورت قطره چکانی به رفع نیازهای ارزی خود اقدام می کند.

البته این مسئله جدای از ثروت رهبران ایران و ثروت هنگفتی است که درهیچ جا ثبت و ضبط نشده است. این ثروت هنگفت قرار نیست در مسیر توسعه و رفع نیاز مردم استفاده شود، اگر این چنین بود هیچ وقت از رانت خواری و تصاحب اموال عمومی چنین ثروتی برای سفره نشینان انقلاب ایجاد نمی شد.

همانطور که گفته شد این اموالی که طی این چهل سال از ملت ایران و ثروت ملی به غارت رفته، قرار نیست صرف مصارف عمومی گردد. لذا در چنین وضعیت بغرنج اقتصادی حکومت بار دیگر درصدد دست کردن در جیب ملت است تا از دارایی خود آنها اموراتشان را بگذراند و آنها را به حداقل های معیشتی راضی نگه دارد.

این پروژه تا پیش از این با دست کاری در بازار ارز و طلا و مسکن اجرایی می شد و هر بار حکومت با ایجاد یک حباب تصنعی و عطش کاذب جامعه را به اضطراب و استرس اقتصادی می انداخت تا برای در امان ماندن از سیر نزولی اقتصاد و ارزشمند ماندن حداقل سرمایه هایشان، نقدینگی خود را به ارز و طلا تبدیل کنند و یا آنهایی که سرمایه بزرگتری داشتند وارد بازار مسکن شوند.

مردم با سرازیر کردن نقدینگی خود به بازار ارز و طلا، از یکسو جیب حکومت را پر می کردند (چرا که بزرگترین دارنده منابع ارز و طلا درکشور خود حکومت است)و از سوی دیگر زمینه افزایش فشارهای تورمی و قیمتی را برای خود رقم می زدند. حکومت هم هرزگاهی یک “سلطان” را معرفی می کرد و نوسانات عجیب بازار عرض و طلا را به گردن آنها می انداخت تا مردم همچنان به اقدام خود برای آوردن نقدینگی به بازار ادامه دهند. نزدیک به یک دهه این بلا به سر مردم آمد تا بالاخره با افزایش سطح آگاهی عمومی نسبت به این ترفندها، بازار ارز وطلا کارایی مناسبی که مدنظر مسئولان حکومت ایران بود را از دست داد.

بازار مسکن نیز به سبب گرانی بیش از حد قیمت ها و عدم توانایی مردم در ورود به این حوزه با رکود تورمی مواجه شد و تامین کننده کسری های مالی حکومت نبود.

ازهمین حیث در یک بازی کثیف، حکومت با تبلیغات گسترده در فضای مجازی در مورد بهره بری بالای بورس، بار دیگر یک حباب اقتصادی ایجاد کرده تا از این طریق دست در جیب ملت کند. متاسفانه به علت عدم آگاهی عمومی نسبت به علم بورس و نحوه معاملات در این حوزه، ما بار دیگر شاهد سرازیر شدن سیل متقاضیان به کارگزاری های بورس برای دریافت کد بورسی هستیم. این حجم از تقاضا به گونه ای است که مراجعان برای ثبت نام در سامانه سهام، درصف نوبت های هفتگی قرار می گیرند تا بتوانند وارد معاملات بورسی شوند.

درکنار این هجوم به بورس، دولت نیز درصدد واگذاری سهام برخی بانک ها و بیمه ها و صنایع دولتی در بورس برآمده و هیاهویی در کشور به راه انداخته و همگان نگران از این هستند که از این عرضه ها جا بمانند و سودی نصیبشان نشود! درصورتی که این اموال به متعلق به خود ملت است و از دارایی ملی خود آنها ایجاد شده و امروز به خود آنها فروخته می شود!

اما این تازه شروع ماجراست…!

دولت در ارائه این سهام در بورس شرایطی را ایجاد کرده تا از یکسو عطش بورسی ایجاد کند و از سوی دیگر حداکثر سود را از نقدینگی مردم ببرد. به عنوان مثال به سبب هجوم مردم در صف های دریافت کد بورسی، اعلام کرده است که متقاضیان نیاز به کد بورسی ندارند و می توانند این سهام را از بانک های منتخب خریداری کنند! از سوی دیگر اعلام کرده است که هر کد ملی تنها می تواند یک سهم به قیمت دو میلیون تومان خریداری کند. این محدودیت گذاری در اقتصاد بیمار ایران موجب تهیج استرس گونه اقشار ضعیف با نقدینگی کوچک و متوسط می شود تا تشیوق شوند برای تمام اعضای خانواده کد بورسی بگیرند تا بتوانند سهام بیشتری بخرند و بیشتر از این بدبخت نشوند!

از سوی دیگر خریداران سهام به مدت دوماه حق ندارند این سهم را بفروشند و عملا سرمایه آنها بلاک می شود! پرواضح است که بعد از جمع آوری نقدینگی و گذشت دو ماه از این ماجرا دولت سود محدودی به این سهام ها خواهد پرداخت و قیمت سهام را نیز به گونه ای کنترل خواهد  کرد که سهامداران یا منصرف از فروش شوند و پول خود را به امید گران شدن سهامشان در بورس نگه دارند و یا به قیمتی پایین بفروشند(خریداران نیز مشخص اند که از خود دولت و وابستگان رانت خور آن هستند)  .

درتایید گفتارهای ارائه شده باید به واکنش های اخیر رهبر ایران درمورد بورس اشاره داشت. آیت الله خامنه ای طی چند وقت اخیر چندین بار در سخنرانی های خود و همچنین در آخرین گفتگوی مجازی با شرکت های تولیدی به مناسبت روزکارگر بر اهمیت نقش بورس در تقویت تولید پرداخت و پیش از این نیز بر ارائه و عرضه سهام عدالت در بورس به دولت توصیه کرده بود.

این تاکیدات رهبر ایران نشان می دهد که حکومت حساب و برنامه ویژه ای برای بورس دارند و قصد دارند از این طریق کمبودهای مالی و محدودیت های اقتصادی را اینچنین از سر بگذرانند. اما مسئله هشدار برانگیز اینجاست که بورس نیز همچون بازار ارز و طلا اقشار بسیاری را به خاک سیاه خواهد نشاند. در قضیه ارز بسیاری از اقشار ضعیف دار و ندار خود را بابت دلار ۱۸تا ۲۰ هزارتومانی دادند و دولت به یکباره قیمت را به کانال ۱۰ و ۱۱ هزار تومان آورد و بسیاری از این اقشار ضعیف را نابود کرد.

اکنون باید این هشدار را به جامعه داد و اعلام کرد که بورس نیز همانند بازار ارز و طلا به سبب کنترلی بودن نمی تواند سرمایه گذاری مطمنی قملداد شود. چرا که سهام داران عادی و عمومی هیچ نقشی و نظارتی بر تعیین قیمت سهم ها ندارند و عملا ارزش سهام در بورس ایران براساس بازار آزاد نرخ گذاری نمی شود.

طی سال های اخیر گزارشات بسیاری از عدم فعالیت واحدهای صنعتی منتشر شده که حتی به مرحله تولید هم نرسیده اند، اما سهام آنها در بورس صف خرید ایجاد می کند! این موارد نشان می دهد که بورس ایران دارای سلامت اقتصادی وشفافیت نظارتی نیست.

لذا باید به مردم هشدار داد تا درمورد ورود به بورس با آگاهی و تامل بیشتری تصمیم بگیرند و حداقل با نگاه به تجارب بازار ارز و طلا تمام سرمایه خود را به امید کسب سودهای متعارف وارد بورس نکنند. چرا که فعالیت کارگزاران و شرکت های حاضر دربورس به هیچ وجه شفاف نیست و نظارت سالمی بر امورات بورسی وجود ندارد.

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.