سعید معیدفر استاد جامعه شناس که مقیم ایران است در گفتگویی با اعتماد آنلاین روی نکات مهمی دست گذاشته است که خلاصه ای از آنرا در اینجا می آوریم:
وی در پاسخ به این سوال که “شما هم بر این باورید که بین حاکمیت و مردم فاصله افتاده است؟” می گوید:
“دقیقاً. میتوان گفت فاصله روزبهروز بیشتر شده که از دوم اسفند 98 این فاصله علنی و آشکار شد. در واقع در این انتخابات خجالت کنار گذاشته شد. سیستم تا قبل از آن تلاش میکرد به صورت کمرنگ و نیمبندی تظاهر کند و نشان دهد که عافیتطلب نیست و میخواهد همه سلیقههای سیاسی را به بازی بگیرد، و در این راستا نیروهای دست چندم رقیب را در فضای انتخاباتی به رسمیت میشناخت. اما در جریان انتخابات مجلس یازدهم فقط به چهرههای جریان اصولگرایی مجوز حضور در انتخابات داده شد تا این جریان سیاسی پیروزیای را که عملاً میتوان گفت پیروزی نبود جشن بگیرد؛ یعنی شکاف بزرگ بین مردم و سیستم آنچنان هویدا شده و آنقدر در اعماق جامعه فرو رفته است که دیگر نیازی به پنهانکاری احساس نمیشود.”
سوال دیگری که از ایشان شد به این ترتیب بود:
تکلیف غیرخودیهایی که از کنش سیاسی و اجتماعی محروماند چیست؟ باید در این شرایط بگویند دلسرد شدهایم یا برای ترمیم فضا چه کارهایی میتوانند انجام دهند؟
آقای معیدفر در پاسخ می گوید:
تصورم این است که امروز امکان کنشگری، هم از خودیها و هم از غیرخودیها، سلب شده است؛ یعنی در شرایطی هستیم که عملاً همه به یک سمت پیش میرویم و همه ما به این سمت کشیده میشویم. اتفاقاتی که در کشور رخ میدهد اتفاقهایی گریزناپذیر هستند. در واقع ما وارد مرحلهای شدهایم که امکان کنشگری از همه عناصر گرفته شده است. در جواب اینکه میپرسید چهکار باید کرد یا چه برنامهای میتوان داشت، چون همیشه نگران بودم که سرنوشت آینده کشور ما چگونه میشود، مثالی میزنم: حادثه ساختمان پلاسکو مرا نسبت به آینده این وضعیت هوشیار کرد؛ ساختمان پلاسکو را چه کسی فرو ریخت؟
آقای معیدفر در پاسخ به سوالی که خود کرده بود می گوید: ساختمان پلاسکو یکی از سازههای مهم و قوی بود که میتوانست حالاحالاها دوام بیاورد و مشکلی برای آن ایجاد نشود. منتها سوءمدیریت و تضادهایی که در این ساختمان وجود داشت سببساز بحرانی عظیم شد.
وی در ادامه این گفتگو تصریح می کند: “آن چیزی که سیستم را دچار مشکل میکند رفتار و کنش خودش است؛ چارچوبی که برای خودش ایجاد کرده و تمام درهای تغییر را به روی خودش بسته و در مسیر غلطی سرعت گرفته است که جامعه و کشور را دچار یک فروپاشی میکند.”
ایشان در رابطه با درخواستی که حسن روحانی از عده ای از جامعه شناسان کرده بود که “شما مردم را آگاه کنید و بخواهید که آنها وضعشان بهتر شود و به جامعه اعتماد پیدا کنند و سرمایهشان را افزایش دهند.” گفت : “بعد از پایان جلسه، به من گفتند، چرا در آن جلسه صحبت نکردی؟ گفتم، ما سالهای سال نخبگان خود را تخطئه و بیاعتبار کردهایم و گفتهایم فاسد هستند. وابسته و تحت عوامل خارجی هستند. خب، حالا ما در افکار عمومی چه اعتباری داریم که اینها را به جامعه بگوییم و بخواهیم مردم کاری کنند یا کنشی را انجام دهند و جلوی بحرانها را بگیرند؟ من که سالهای سال نتوانستهام نظر کارشناسیام را بدهم، چطور میتوانم راهحل جلوی مردم بگذارم؟ متاسفانه امروز وضعیت نخبگان جامعه ما وضعیت خرابی است. حتی کسانی که در خارج از کشور خودشان را متولی تغییرات کشور میدانند، نزاع و جدال با هم دارند، چون تخم نفاق و پراکندگی را هم در داخل و هم در خارج میان نخبگان انداختهایم و به همین دلیل آنها هم در شرایط فعلی نمیتوانند نقشی ایفا کنند و کارساز باشند. کلاً امکان کنشگری را از همه گرفتهایم و در یک چنین وضعیتی فقط باید بنشینیم و ببینیم به کجا خواهیم رسید و انتهای قضیه چه خواهد شد.”