سعید رهنما-
بهرغمِ گذشتِ یک قرن، جنبش عظیم کارگری ایتالیا، با اعتصاب عمومی طولانیاش، تسخیر کارخانهها و کنترل کارگریِ کوتاهمدتِ، و پایان غمانگیزش، درسهای فراوانی را به همراه دارد. شاید مهمترین درس، همانطور که در جای دیگر به آن پرداختهام، این است که ضمن آن که کنترل تولید توسط خود تولیدکنندگان از پراهمیتترین و برحقترین خواستههای این طبقه است، این خواسته در نظام سرمایهداری و تا زمانی که قدرت سیاسی در دست طبقهی سرمایهدار است، عملی نبوده و نخواهد بود. صد سال پیش سرمایهداری چندان در عمق و سطح پیشرفتی نداشت، طبقهی حاکمِ سرمایهدار چندان قدرتمند نبود، و طبقهی وسیعِ کارگر در کارخانههای عظیم یا «دژهای پرولتری» کار میکرد، اگر در آن زمان شوراهای کارگری (با هدف مدیریت و کنترل کارگری) در کشورهای پیشرفته سرمایه داری نتوانستند دوام آوردند، شانس موفقیت انها در سرمایهداری جهانی نولیبرالِ امروز که سرمایهداری نه تنها بر اقتصاد جهان، بلکه با ایدئولوژیِ مسلطِ خود بر ذهنیت اکثریت مردمان جهان حاکم است، تولید در صنایع پسافوردیستی در شبکه ی کارخانههای پراکنده از یکدیگر صورت میگیرد، و طبقهی کارگر تضعیف شده، رؤیایی بیش نیست.
«شوراهای کارگری» که در شرایط بحرانی بهطور موقت در اروپا و در دیگر نقاط از جمله در کشور خودمان ایران – با عمری طولانی تر از شوراهای تورین و آلمان – بهوجود آمدند، یا بهسرعت از بین رفتند، یا در کشورهایی نظیر یوگسلاوی، الجزایر، و ونزوئلا تحت حمایت نظام سیاسیِ حاکم، عمر نسبتاً طولانیتری داشتند، و یا (در اروپا) با نامهای گوناگونِ به «شورای کار» که به معنای حضور بسیار محدود نمایندگان کارگران در پارهای تصمیمات مدیریت بوده، تبدیل شدند.
حال سؤال این است که اگر تجربهی تاریخی تمامی شوراهای کارگری (مدیریتی)، و واقعیتهای امروز نشان میدهد که کنترل کارگری در دوران سرمایهداری و در غیاب حمایت دولت(های) سوسیالیستی عملی نیست، مداخلهی کارگران در تصمیمگیری چگونه میتواند عملی شود؟ تنها راه ممکن و عملی در دوران سرمایهداری، مبارزه برای ایجاد «شوراهای مشارکتی» است که بتواند به عنوان بازوی اتحادیههای دموکراتیک در مدیریت شرکت کند، و هر چه که قدرت بسیج و تشکیلاتی آن قویتر شود، سطح بالاتری را در هم- مدیریتی ایفا کند، و توان مدیریتی و سطح آگاهی طبقاتی کارگران را برای ادامهی حرکت طولانی در جهت گذار از سرمایهداری بالاتر بَرد. تردیدی نیست که این سیاست عواقب منفی و خطرات مهمی را نیز به همراه دارد؛ میتواند در غیابِ مبارزات فرهنگی و هژمونیک و «آگاه سازی تودهها»، سازشکاریِ کارگری را بالا برد، رادیکالیسم آنها را کاهش دهد، مرزهای مبارزهی طبقاتی را مخدوش کند، و بخشی از طبقهی کارگر را «همدست» سرمایهداران سازد.
اما نفی این سیاستِ «دموکراسی صنعتی» در شرایطی که نظام سرمایهداری پابرجاست و امکان «کنترل کارگری» وجود ندارد (مگر آن که هر حرکت کارگری را کنترل کارگری بنامیم!)، به معنی آن است که کارگران نباید در دوران سرمایهداری در جهت مشارکت در تصمیم گیریها مبارزه کنند، و بهتر است که تنها مدیران و صاحبان سرمایه تصمیم بگیرند!
این نظر درست بدان معنی است که ادعا کنیم که بهبود شرایط کارگران، مزد بالاتر و امکانات رفاهی بیشتر، نیز مبارزهجویی آنها را کم میکند. البته این واقعیتی بوده، که همانطور که در مجموعه مقالات «بازخوانی جنبشهای رفرمیستی» و دلایل شکست آنها اشاره کردهام، تمامی جنبشهای چپ در کشورهای مختلف با آن مواجه بودهاند. واقعیت این بوده که بخشی از کارگران در کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری، نظیر طبقهی متوسط جدید، «چیز»هایی دارند که از دست دهند، و این امر آنها را محافظهکارتر از کسانی میکند که چیزی برای از دست دادن ندارند. در این جاست که باز گرامشی به میدان میآید؛ با مبارزهی دائمی در جهت اعتلای آگاهی تودهها، آموزش و سازماندهی در جهت استقرار یک ضد-هژمونی، باید با گرایشهای سازشکارانه مقابله کرد.
این تصور که شوراهای کارگری، رأساً بیواسطهی اتحادیههای صنعتی، بدون وجود یک حزب سیاسی رادیکال، و یک نظام دموکراتیک، مستقیماً اداره امور اقتصاد و اجتماع را برعهده گیرند و به سوسیالیسم گذار کنند، توهمی است که متأسفانه کماکان از سوی اقلیتی از روشنفکران چپ، نه فقط در کشور ما، بلکه در دنیای غرب نیز، بی آن که درسی از تاریخ بگیرند، ادامه دارد. این ظاهرِ رادیکال متأسفانه نتیجهای ارتجاعی دارد، چرا که با طرح شعارهای غیرعملی مبارزهی ضد سرمایهداری را دچار سردرگمی میسازد، و پیشرویهای عملی طرفداران سوسیالیسم را مشکل میکند. هر نیت و شعار مترقی لزوماً نتایجِ مترقی به دنبال ندارد، و میتواند به عقبگردِ تاریخی منتهی شود. این را اگر هم هیچ جریان چپی در جهان تجربه نکرده باشد، ما کردهایم. باید امیدوار بود که تاریخ سرانجام شاگردانی بیابد!
* مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.