طی چهار روز پیش یک مرد سیاه پوست ( امریکایی ، افریقایی ) به نام ” جورج فلوید ” در حالی که کاملا غیر مسلح بود، به شکل بسیار وحشیانه ای با خشونت غیر قابل تحمل پلیس نژاد پرست ” ایالات متحده امریکا ” مواجه شد. پلیس به مدت ده دقیقه گلوی او را در حالی که او فریاد می کشید، دارم خفه می شوم با زانویش فشار می داد، تا لاجرم قلب او از حرکت ایستاد.
تصاویری از این خشونت ضد انسانی پلیس دراینترنت منتشرشده، اما صحنه این خشونت به قدری آزاردهنده و تکان دهنده بود که آن را از اینترنت حذف کرده اند. به همین خاطرامروز در چهارمین روز متوالی مردم – از سیاه و سفید – در شهرهای مختلف امریکا دست به اعتراض زده و دامنه اعتراض به شهرهای نیویورک ، لس آنجلس ، واشینگتن و حتی جلوی کاخ سفید نیز کشیده شده است. البته این گونه رفتار خشونت آمیز پلیس علیه سیاهان، ریشه های اش به تاریخ بردگی سیاهان افریقایی توسط سفید پوست های نژاد پرست برمی گردد، امری که گرچه قانونا از بین رفته اما هنوز آثارش در رفتار و عملکرد سفید پوست های نژادپرست باقی مانده است، که رفتار بسیار خشونت آمیز پلیس با سیاه پوست ها از آن جمله آن است.
مطابق تحقیقات اجتماعی، سیاه پوست های امریکایی ۲.۵ برابر بیش از سفید پوست ها توسط پلیس کنترل می شوند و این رفتار نژادپرستانه تشکیلات پلیس امریکا به قدری مشهود است که حتی بچه های خردسال ١١ و ١۲ و ١۳ ساله سیاه پوست هم از خشونت پلیس در امان نیستند. الان پیام اعتراضات دامنه دار مردم در امریکا این است که دیگر ” وقت تغییر فرا رسیده و این وضعیت قابل تحمل نیست “. البته پلیس قاتل از کاربرکنار و دستگیر شده، اما تظاهرکنندگان با تجربه تلخی که از اینگونه برکناری ها و دستگیری های فرمالیستی دارند ، خواستار محاکمه پلیس به اتهام قتل عمد هستند.
یقینا ستمی که پلیس های نژادپرست در امریکا در حق سیاهان امریکا اعمال می کنند، از همان ماهیتی برخوردارهست که گرو های فاشیستی فشار ، لباس شخصی های جنایتکاربسیج ، عوامل امنیتی و اطلاعاتی سپاه در مقیاسی بسیار وحشیانه تر، خونین تر و پیچیده تر در حق مردم ایران اعمال می کنند . اعتراض به رفتار جنایتکارانه پلیس امریکا از طرف ایرانیان آزادیخواه و برابری طلب از همان جنس اعتراض به سرکوب های متوالی 40 سال گذشته در ایران هست. اما در یک نگاه واقع بینانه اگر بخواهیم جنایات رژیم فاشیستی استبداد مطلقه فقاهتی در ایران را با رفتار خشونت آمیز پلیس امریکا با سیاهان مقایسه کنیم خواهیم دید که مردم ایران به مراتب مظلوم تر از سیاهان امریکا هستند. چرا ؟
*در ایران سال های متوالی هست که مردم در سطح خیابان، در زندان، دراطاق های تاریک شکنجه کشته می شوند، کشتارهزاران جوان کمتر از ۳۰ سال در دهه ٦۰ ، در قتل عام ۴۵۰۰ زندانی در سال ٦۷، کشتار بیرحمانه دانشجویان در تیر ۷٨، کشتار انبوهی مردم در اعتراضات سال ٨٨، کشتار تهیدستان در سال ۱۳۹٦، سرکوب بی رحمانه زنان معترض در طول سالیان متمادی به خاطر نوع پوشش و تبعیض مضاعف به خاطر جنسیت شان که در جریان ” دختران خیابان انقلاب ” صحنه های بسیار خشن تر و بی رحمانه تر از برخورد پلیس امریکا با سیاهان را شاهد بودیم، در جریان سرکوب تحصن مسالمت آمیز دراویش ، در حالی که همه نشسته بودند با چوب و جماق و زنجیر و قمه مورد حمله نیروهای فاشیستی سپاه و بسیج و لباس شخصی ها قرار گرفتند . در جریان شکنجه و سرکوب کارگران نیشکر هفت تپه، در جریان کشتار بی رحمانه بیش از ١۵۰۰ نفر از کسانی که عموما کمتر از سی سال داشتند در آبان ۹٦، ما هرگز تظاهرات مردم اروپا و سایر نقاط دنیا برای حمایت از مردم بی پناه ایران را ندیدیم ، در حالی که تعداد قربانیان در ایران هزاران برابر بیش از آن هست که در امریکا اتفاق افتاده است .
* ما در امریکا تک تیر انداز ها را نمی بینیم که در بالای ساختمان های بلند، سر و قلب تظاهر کنندگان غیر مسلح را نشانه بگیرند.
* ما در امریکا استفاده از تفنگ های ساچمه ای غیر مجاز که تمام بدن تظاهر کنندگان را سوراخ کند نمی بینیم.
* ما در امریکا مشاهده نمی کنیم که برای تحویل جسد قربانیان از خانواده های قربانیان پول طلب کنند.
* ما در امریکا مشاهده نمی کنیم که خانواده ها حق عزاداری برای قربانیان را نداشته باشند.
* محلی را که قربانی سیاه پوست ” جورج فلوید ” کشته شد، اطرافش مملو از گل شده است، اما روشن کردن یک شمع برای قربانیان جنایات رژیم برابر با پنج سال زندان هست.
* تلویزیون های اروپایی در چهار روز متوالی اعتراضات در امریکا را منعکس می کنند و به خاطر آن ساعت ها بحث می کنند ، اما صد ها مورد بسیار وحشتناک تر از آنچه که برای ” جورج فلوید ” رخ داد، در آبان ماه سال ۹٨ در ایران اتفاق افتاد و فیلم و ها تصاویر همه آنها هم موجود است اما هیچکدام از آن فیلم ها و تصاویر حساسیت دولت های اروپایی و جوامع اروپایی را بر نیانگیخت.
* ایرانی ها در اروپا، برای اینکه نگذارند خون هزاران جوان ایرانی کشته شده در سال ٦۷، در سال ۷۸، در سال ۸۸، در سال ۹٦ ، در سال ۹۸ بر زمین بماند ساعت ها و روز ها و گاها شب ها در جلوی دفاتر سازمان عفو بین الملل تحصن کرده اند و با صد ها فیلم و تصویر خواستار محکومیت این جنایات از طرف آنان شدند، اما در اینجا خود عفو بین الملل هست که به سازمان دهی آکسیون و فعالیت دست می زند.
* ما در امریکا مشاده می کنیم که پلیسی که جورج فلوید را به قتل رسانده ، اخراج و سپس دستگیر شده ، اما در ایران، ” قالیباف ” سردار فاسد موسوم به سردار “گاز انبری” ، قاتل ده ها دانشجو و فرمانده سرکوب در تیر ۷٨ الان به ریاست مجلس گماشته شده و ” رئیسی ” جلاد هزاران زندانی بی گناه در شهریور ٦۷ به ریاست قوه قضائیه گمارده شده است.
* در امریکا گهگاهی در این چنین اتفاقاتی ما می توانیم چهره نفرت انگیز تبعیض نژادی را ببینیم اما اینک بیش از 41 سال است که مردم ایران در زیر ستم تبعیض های گوناگون، دینی، مذهبی، جنسیتی، فرهنگی استخوان هایشان خرد می شود.
برای همین هست که مردم ایران برای نشان دادن ظلم و ستم غیر قابل وصفی که بر آنان می رود نیز مورد تبعیض واقع شده و در دنیا تنها و بی پناه هستند. وبه جز خودشان و نیروی خودشان ، هیچ فریاد رسی نیست که برخیزد و بساط ظلم و جور رژیم سراپا تبعیض ” جمهوری اسلامی ” را براندازند.
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.