مترجم: س.آگرین-
فمینیسم فقط مربوط به زنان نیست. فمینیستها می دانند که مردسالاری بر مردان نیز تاثیر منفی می گذارد. بنابراین فعالیت فمینیستها علیه مردسالاری، هم به نفع زنان و هم به نفع مردان و به نفع همه افراد جامعه است.
منبع:
http://www.rebellesociety.com/2015/12/04/why–feminism–cant–be–replaced–by–equalism–or–humanism/
اخیرا با یکی از دوستانم گفتگویی داشتم. من در تلاش بودم تا او را متقاعد کنم تا به برخی قوانین سکسیستی در دانشگاه، رای منفی بدهد. نهایتا در صحبتهایمان به مفهوم فمینیسم و حقوق برابر برای زنان رسیدیم. در تمام مدت مکالمه، دوستم دائما میگفت: «من به فمینیسم اعتقاد ندارم، چون فکر میکنم تلاش برای برابری مهمتر از تلاش برای حقوق زنان است». بنابراین من به فکر فرو رفتم و متوجه شدم که ضد فمینیستها از اصطلاحات برابری و انسانگرایی استفاده میکنند تا مخالفت خودشان با فمینیسم را توجیه کنند. آنها میگویند که به فمینیسم اعتقاد ندارند، اما به برابری اعتقاد دارند.
این افراد چند دسته هستند. دسته اول کسانی هستند که به مفهوم فمینیسم اعتقاد دارند اما بخاطر کلیشه های مرتبط با این کلمه، حاضر نیستند خودشان را فمینیست بنامند. دسته دوم کسانی هستند که معتقدند مردان در مقایسه با زنان با تبعیض بیشتری مواجه هستند. دسته سوم کسانی هستند که فکر میکنند فمینیسم به دنبال برتری زنان نسبت به مردان است.
من بارها این را شنیده ام: «من فمینیست نیستم اما به حقوق برابر اعتقاد دارم». من به عنوان فردی که به فمینیسم، (ضد راسیسم) ضد نژادپرستی، (پاسیفیسم) صلح طلب و چندین -ایسم دیگر اعتقاد دارم، میفهمم که گاهی این مفاهیم و واژه های جداگانه چقدر پیچیده هستند .خیلی از آدمها می پرسند که چرا نمی توانند به جای این اسامی جداگانه، تنها به «برابری برای همه» باور داشته باشند ؟ مگر نه اینکه، همه این جنبشها اساسا در جهت «برابری برای همه» کار می کنند؟
اومانیسم: «زن و مرد و همه، کاملا برابر»
این جمله در سطح تئوریک بسیار زیبا و شیرین است اما با این حال در سطح عملی، اوضاع بسیار پیچیده تر از این است. من به حقوق برابر برای همه اعتقاد دارم (سیاه، سفید، ثروتمند، فقیر، مرد، زن، همجنسگرا، دگرجنسگرا و …) اما من خودم را فمینیست می دانم. زیرا یک جنبش جداگانه برای حقوق زنان، مهمترین چیزی است که برای برابری جنسیتی لازم داریم.
اول از همه، تاریخ مساوات خواهی (egalitarianism) و انسانگرایی (humanism) نشان میدهند که زنان اساسا از این مبارزات کنار گذاشته شده اند. در حقیقت حتی سیاهپوستان نیز از این مبارزات کنار گذاشته شدند. به همین دلیل لازم است که یک جنبش جداگانه برای زنان وجود داشته باشد. یک جنبش جداگانه به این معنا نیست که زنان از مردان برتر هستند، اما وجود این جنبش جداگانه ضروری است زیرا زنان به طور کلی، جنسیت محرومیت کشیده هستند. فمینیسم بیان می کند که در جهان امروز، زنان نسبت به مردان از امکانات و امتیازات کمتری برخوردار هستند نه اینکه زنان مستحق حقوق بیشتری از مردان هستند! برای مثال، جنبش رنگین کمانی ها، اعتقاد ندارد که همجنسگرایان از دیگران برتر هستند، آ نها فقط تصدیق می کنند که محروم هستند. جنبش حقوق معلولین معتقد نیست که افراد معلول برتر هستند، بلکه آنها بیان می کنند که قشر محرومی هستند و درنتیجه خواهان حقوق «برابر» هستند. با این حساب پس چرا وقتی به جنبش حقوق زنان می رسیم، مخالفت ها و تخریب ها شروع می شوند؟
ثانیا، اومانسیتها (انسا نگرایان)، همه جنبش هایی که برای برابری یک گروه خاص کار می کنند را رد می کنند. برای مثال جنبش فمینیستی برای زنان، جنبش برابری نژادی برای رنگین پوستان و جنبش حقوق معلولین برای افراد معلول؛ آ نها بر روی «همه» تمرکز می کنند. بنابراین سوال اینجاست: همه این اقشار را قرار است با چه کسی برابر کنیم؟!
هر کدام از این اقشار، مشکلات و موانع کاملا متفاوتی دارند که بر اساس عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به وجود آمده اند. پس قاعدتا یک قشرِ معیار، با امتیازات بیشتر وجود دارد که اقشار محروم باید با آن قشرِ معیار «برابر» شوند. اگر وجود این قشرِ معیا ر که امتیازات بیشتری دارد را منکر می شوید، پس شما قشر محروم را با چه چیزی میخواهید برابر کنید؟!
بنابراین در بحث «برابری»، همیشه یک قشرِ معیار وجود دارد که امتیازات بیشتری دارد و اقشاری وجود دارند که محروم هستند و قرار است که اقشار محروم، در مقایسه «با» این قشرِ معیار، به حقوق مساوی و برابر برسند. برای مثال، امتیازاتی که مردان در جهان امروز نسبت به زنان دارند، همان معیاری است که فمینیستها تلاش می کنند تا این امتیازات را برای زنان هم به دست بیاورند.
امتیازاتی که دگرجنسگرایان در جهان امروز نسبت به همجنسگرایان دارند، همان معیاری است که جنبش رنگین کمانی تلاش میکند تا این امتیازات را برای همجنسگرایان نیز به دست آورد.
ثالثا، یک جنبش جداگانه برای یک گروه، به معنای انحصاری بودن آن نیست. بله، فمینیستها اساسا برای برابری حقوق زنان کار می کنند، اما آ نها به برابری برای همه اعتقاد دارند. برخی اعتقاد دارند که فمینیستها فقط به حقوق زنان اهمیت می دهند و در پی ایجاد شکاف بین دو جنس زن و مرد هستند. این درست نیست. این حرفها مانند این است که بگوییم: «متخصص قلب و عروق نباید وجود داشته باشد و فقط باید جراحان عمومی وجود داشته باشند تا بین جراحان، شکافی به وجود نیاید. متخصصین قلب و عروق فقط به قلب توجه می کنند، در صورتی که سلامتی همه اعضای بدن مهم است. پس متخصصین قلب و عروق به بیماریهایی مانند فلج اطفال، حصبه، مالا ریا و غیره، اهمیت نمی دهند». منطقی تر است که بگوییم: «متخصصین قلب و عروق در این زمینه تخصص دارند اما در باقی زمینه های پزشکی نیز آگاه هستند و به بیماریهای دیگر، غیر از بیمار یهای قلبی، هم اهمیت می دهند. هرچند که در زمینه بیماریهای قلبی تمرکز بیشتری کرده اند» .
کار کردن بر روی یک زمینه خاص، به این معنی نیست که شما همه مشکلات دیگر را فراموش کرده اید. فمینیسم را می توان شاخه ای از اومانیسم (انسا نگرایی) دانست. شما می توانید همزمان یک انسانگرایِ فمینیست باشید. دقیقا همانطور که شما میتوانید همزما ن یک جراح و یک متخصص قلب باشید.
در آخر اینکه، فمینیسم فقط مربوط به زنان نیست. فمینیستها می دانند که مردسالاری بر مردان نیز تاثیر منفی می گذارد. بنابراین فعالیت فمینیستها علیه مردسالاری، هم به نفع زنان و هم به نفع مردان و به نفع همه افراد جامعه است. فمینیسم به معنای پسَت کردنِ مردان یا برتر کردنِ زنان نیست. فمینیسم یعنی به «همه» فرصت داده شود تا بر اساس شخصیت، توانایی و تجربیات خود و صرف نظر از جنسیت شکوفا شوند. فمینیسم مبتنی بر این مفهوم است که هیچ کس نباید به خاطر جنسیت اش از حقوق انسانی خود محروم باشد و چون تا به حال در طول تاریخ، این زنان بودند که بخاطر جنسیت شان از حقوق انسانی خود محروم شدند، پس فمینیسم اساسا از حقوق زنان دفاع میکند و برای برابر کردن حقوق زنان با مردان تلاش می کند. در نتیجه، فمینیسم به طور مستقیم برای زنان کار می کند، اما به طور غیر مستقیم برای همه افراد جامعه کار می کند.
برای کسانی که دائما سوال می کنند: «چرا فمینیسم با اومانیسم جایگزین نمی شود؟» اگر شما علاقه دارید که بیعدالتی اعمال شده به زنان در این جهان را اصلاح کنید، اما خود را فمینیست نمی دانید و ترجیح می دهید خودتان را برابری خواه بنامید، مشکلی ندارد. اگر واقعا از اثرات مخرب جامعه مردسالار می ترسید و اگر تمام تفاوت بین شما و من فقط یک واژه است، هر طوری که دوست دارید به کارتان ادامه دهید. اما از دیگران انتظار نداشته باشید که عینا مثل شما بشوند و انتظار نداشته باشید که همه جنبشها، نامشان را به اومانیسم تغییر دهند!
وقتی مردم می گویند: «فمینیسم باید نام خود را به چیزی تغییر دهد که اینقدر بر روی زنان تاکید نکند»، مشخص است که آنها حتی یک ساعت وقت صرف نکرده اند تا دریابند که مردسالاری به چه معنی است و انسانها (مردان و زنان) در جهان امروز با چه مشکلاتی روبرو هستند.
برخی می گویند: «فمینیسم باید با اومانیسم جایگزین بشود، چون این کلمه بخاطر تاکیدش بر روی زنان، باعث آزار و رنجشِ خاطر برخی می شود». این حرف دقیقا مصداق این است که باری دیگر برای راحتی دیگران، زنان را از یک حق انسانی محروم کنیم و فعالیت آنها برای برابری حقوقشان را مشروط کنیم!
نویسنده: توبا سجادی
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.