از خفگی در زیر زانو تا خفگی جمعی در کهریزک؛ واقعیات تلخ و تفاوت میان اعتراضات در ایران و آمریکا

کیا حمیدی

قریب به یک هفته است که ایالات مختلف آمریکا به سبب مرگ یک رنگین پوست به دست پلیس، دستخوش اعتراضات و آشوب های گسترده شده است. معترضینی که احساسات بشری خود را خدشه دار یافته اند و کرامت انسانی را دستخوش تبعیض نژادی می بینند به همین سبب خشمگین هستند. خشمی که صحنه های خشونت آمیزی را رقم زده و در کنار درگیری ها میان نیروهای امنیتی و معترضین ، شاهد برخوردهایی از جنس همدردی و عاطفی نیز دیده می شود. آنجا که نیروهای پلیس در برابر معرضین زانو زده اند و با درآغوش گرفتن یکدیگر اشک می ریزند.

پرداختن به علت بروز این حوادث و یا ریشه دار بودن تبعیض نژادی در آمریکا در این مقال نمی گنجد. بنابر این قصد دارم تا در این فضا به واکنش های مقامات و رسانه های داخلی ایران به اعتراضات آمریکا بپردازیم.

آنجا که سخنگوی وزارت خارجه ایران به طعنه می گوید “اجازه دهید مردم نفس بکشند”، یا رسانه های حکومتی که “پایه های جامعه آمریکا را درحال ریزش” جلوه دادند. صدا و سیما در تمامی شبکه ها بیشترین وقت آنتن را به نشان دادن صحنه های درگیری میان معترضین و نیروهای امنیتی امریکا اختصاص داده اند و آنچنان به دفاع از حقوق رنگین پوستان آمریکا می پردازند که گویی نظام برداری در ایالات متحده حاکم است و رهبران ایران خود را منجی مردم مظلوم آمریکا نشان می دهند.

این واکنش های رژیم ایران و مسئولانش درحالی است که چند ماه پیش برسر اعترضات مردم در قضیه بنزین به گفته وزیرکشور معترضین از ناحیه سر و قلب از فاصله سه متری مورد اثابت گلوله جنگی قرارگرفتند. مسئولان ایرانی درحالی منجی حقوق مردم امریکا شده و نگران “نفس کشیدن” سیاه پوستان شده اند که درکارنامه خود بازداشت های کهریزک را دارند که تنها در یک فقره آن ۲۰۰ نفر بازداشتی را در یک سالن کمتر از ۱۰۰ متر برای چند روز بدون داشتن آب و غذای مناسب و تهویه هوا و سرویس بهداشتی، زندانی کردند و چند نفر آنها ازجمله پسر روح الامینی نماینده فعلی مجلس براثر خفگی کشته شدند.

بازداشت شدگان پس از رهایی به بیان شکنجه های روحی و جسمی و جنسی توسط ماموران بازداشتگاه کهریزک اقرار کردند و شدت خشونت و جنایت به حدی بود که مقامات جمهوری اسلامی را مجبوربه پذیرش و تعطیلی ظاهری این بازداشتگاه و برکناری برخی مقامات انتظامی و قضائی کرد.

آنها که امروز صحنه خشونت آمیز درگیری میان پلیس و رنگین پوستان آمریکا را نشان می دهند گویا فراموش کرده اند که نیروهای لباس شخصی در اعتراضات آبان چگونه جوانان معترض را با موتور و ماشین زیر می گرفتند و جنازه های آنها تا مدت ها به خانواده هایشان تحویل داده نمی شد.

گویا کلاه نافهمی را تا گردن پایین کشیده اند و متوجه نیستند که اعتراضات امروز در آمریکا بر سر تضییع حقوق بشری است که مقامات ایران در هیچ یک از عرصه های مدنی به آن اعتقادی ندارد، و اعتراضات در ایران برسر عدم رضایت مردم از حکومت و حاکمانی است که به زور سرکوب و خشونت سیاه خود را به زور برمردم مسلط کرده اند و خون جوانان وطن را پایمال می کنند. در اعتراضات امریکا دوربین خبرنگاران از زیر باتوم پلیس فیلم تهیه می کند و در ایران خبرنگاران به جرم قلم زدن درمورد حقوق بشر و انتقاد از رهبران حکومت حبس های بالای ده سال می گیرند و خانواده هاشان تحت شدیدترین فشارهای روحی قرار می گیرند.

تفاوت اعتراضات درایران و امریکا در حاکم بودن قانون اساسی است. درآمریکا چه معترض و چه نیروهای مقابل در برابر قانون بازخواست می شوند و اگر تخلفی صورت گیرد این رسانه ها هستند که دولت را تحت فشار قرار می دهند تا پیگیری کند. اما در ایران قانون در برخورد با منتقدین و فعالین سیاسی معنا و مفهومی ندارد. قانون اساسی در ایران از یکسو برگرفته از منویات مذهبی و سلیقه حاکمان است و از سوی دیگر یک مولقه ویترینی است که صرفاً روی میز قاضی قرار دارد و آنچه به عنوان حکم متهمین صادر می شود برگرفته از خواست و رضایت رهبران حکومت است.

جمهوری اسلامی اگر تا این حد نگران حقوق تضییع شده و مرگ یک شهروند آمریکایی است، بد نیست به پرونده کشته شدگان آبان رجوع کند. آنجا که بیش از ١۵۰۰ نفر از معترضین به دست نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها کشته شده اند و مقامات رژیم تعداد آنها را تنها ۲۳۰ نفر اعلام می کند و وزیرکشور ابایی ندارد که در پاسخ به چرایی شلیک به سر و قلب معترضین بگوید:« البته به پای آنها هم زدیم!» .

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.