درهمین زمانی که من درحال نوشتن و زمانی که شما درحال خوانش این مطلب هستید، صدها و هزاران نفر از فعالین سیاسی و کنشگران مدنی در داخل و خارج از زندان تحت فشارهای نیروهای امنیتی و قضائی ایران هستند. افرادی که به سبب حضور در تجمعات اعتراضی علیه سیاست های نظام جمهوری اسلامی طی سال های گذشته زیر ساعت ها بازجویی و کنترل شبانه روزی دچار بیماری های جسمی و روحی شده اند.
روال کارحکومت طی دهه های اخیر اینگونه بوده که با بازداشت و زندانی کردن فعالین سیاسی، برای فشار و شکنجه روحی برآنها دست روی نقاط حساس زندگی شخصی و خانوادگیشان می گذارد و با تهدید و ارعاب خانواده هاشان سعی در خفه کردن صدای اعتراض آنها در داخل و خارج از زندان می شود.
این فشارها حتی در شرایط کرونایی که اکثر خانواده ها نگران سلامت فرزندان و عزیزان خود بودند، متوقف نشد و براساس گزارش سایت ها و نهادهای حقوق بشری تنها طی دوران سه ماهه شیوع کرونا پرونده دست کم ۷۰ تن از زندانیان سیاسی در سراسر ایران با صدور حکم از سوی دادگاه عمومی و انقلاب مواجه شده که مجموع احکام حاکی از ۲۴۵ سال حبس و ۹۲۸ ضربه شلاق و سه حکم اعدام برای متهمان سیاسی بوده است. این حبسها مواردی از ۳ ماه تا بیش از ۱۰ سال را در بر میگیرد و همچنین حکم اعدام زندانیان سیاسی متعلق به سه جوان متولد دهه ۱۳۷۰ بوده است.
قضاتی که در این پروندهها احکام را صادر و امضا کردهاند امیر افشاری، محمد مقیسه، ابوالقاسم صلواتی، احمد زرگر و محمدرضا عموزاد بودهاند.
ترکیب زندانیان سیاسی نیز که پرونده آنها از سوی قضات دادگاههای انقلاب بررسی شده فعالان محیط زیستی، اعضای احزاب، دانشجویان، روزنامهنگاران، نویسندگان و شاعران، و فعالان حقوق بشر و حوزه زنان را در بر میگیرد. در تعدادی موارد نیز مادران و فرزندان جوان و همچنین اعضایی از یک خانواده به دلیل مشارکت در اعتراضهای عمومی احکام سنگین حبس از دادگاه دریافت کردهاند.
در میان این زندانیان و محکومشدگان، بازداشتیهای اعتراضهای سراسری آبانماه بیشتر موارد را تشکیل میدادهاند. بررسی اظهارات و گزارشها، از دستگیری دستکم هفت هزار نفر در جریان اعتراضها و بیش از سه هزار نفر در ماههای پس از آن حکایت دارد.
اما این پایان اقدامات و فشارهای نظام علیه فعالین مدنی و معترضین نیست. بعضاً با هماهنگی های سازمان یافته درون زندان و با برنامه ریزی مسئولان زندان، معترضین سیاسی و امنیتی مورد سوقصد قرار می گیرند و به قتل می رسند. در اخرین نمونه این دست اقدامات می توان به قتل علیرضا شیرمحمدعلی در زندان فشافویه به دست چند تن از زندانیان بندهای دیگر اشاره کرد.
شیرمحمد علی، وی ۲۱ ساله، اهل نازیآباد تهران و کارگر خدماتی بود. این زندانی سیاسی به اتهامهایی همچون «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» به هشت سال زندان محکوم شده بود.
سخنگوی قوه قضاییه در توضیح علت مرگ این جوان تهرانی در زندان گفت: او در بند زندانیان امنیتی نگهداری میشد و در قسمت دیگری از زندان هم «اراذل و اوباش» بودهاند و از یک لحظه غفلت استفاده کردهاند و «در زمان توزیع غذا، قاتل وارد مجموعه نگهداری مقتول شده» و او را کشته است!.
نوع دیگر شکنجه و فشار بر زندانیان سیاسی، بازداشت و انفرادی های طولانی مدت بدون تشکیل دادگاه و ارائه مدارک مستند مبنی بر محکومیت آنهاست. این قبیل زندانیان سیاسی بعضاً با گذشتن بیش از چند سال همچنان در بندهای امنیتی نگه داشته می شوند و انتظاری تلخ برای تعیین تکلیف وضعیتشان هستند.
افرادی همچون احمدرضا جلالی، دانشمند سوئدی-ایرانی، که از سوی دانشگاههای ایران جهت تهیه دورههای آموزشی برای پژوهشگران دعوت شده بود در سال ۲۰۱۶ توسط وزارت اطلاعات ایران دستگیر شد. او بیش از سه ماه در حبس انفرادی به سر برد و به مدت شش ماه از هر گونه دسترسی به وکیل محروم بود. احمدرضا پس از گذشت ۹۸۵ روز از بازداشتش و با این که هیچگونه مستنداتی علیه او ارائه نشده بود، و به رغم درخواستهای مطرح شده توسط سازمان ملل متحد، دانشگاهیان، و ۷۵ تن از برندگان جایزه نوبل برای آزادی او، هنوز به صورت منصفانه محاکمه نشده است.
کامران قادری، سعید ملکپور، امیر امیرقلی، منیره عربشاهی، عاطفه رنگریز، اکبرباقری و… ازجمله زندانیانی هستند که احکامشان پس از مدت ها بازداشت و انفرادی در شرایط سخت صادر شده و برخی نیز همچنان در کش و قوس احکام خود هستند.
در این فضای دهشتناک و خفقان سیاه، بعضاً شاهد خبر اعتصاب غذا و یا نامه های اعتراضی از سوی برخی شخصیت های شناخته شده در میان مخالفین نظام از داخل زندان های رژیم هستیم. این فعالین سیاسی و مدنی اگرچه تحت فشارهستند، اما حداقل از سوی رسانه ها و عامه مردم مورد توجه هستند و بعضاً مجامع بین المللی و حقوق بشری در حمایت از آنها بیانیه صادر می کند و یا با فشار بر رژیم زمینه کاهش برخورد با این زندانیان را فراهم می سازند.
اما چه بسیارند افرادی که در بندهای امنیتی زندان اوین و دیگر زندان های رژیم در سراسر کشور محبوس شده اند و با رأی ناعادلانه دادگاه و قضات تحت امر نظام، به حبس های طولانی مدت و حتی حکم ابد و اعدام محکوم می شوند و هیچ رسانه و هیچ نهاد حقوق بشری از انها مطلع نیست و نظام حداکثر ظلم خود را بر آنها و خانواده هاشان روا می دارد.
«رضا خندان» همسر نسرین ستوده که درحال حاضر با قرار کفالت و به صورت موقت از زندان اوین آزاد شدهاست درمشاهدات خود از وضعیت احکام زندانیان در زندان اوین گفت: «تعداد زندانیان سیاسی خیلی خیلی بیشتر از حد تصور ماست. زندانیانی اکثرا گمنام یا کمتر شناخته شده. فقط در بند ما (۴)، نزدیک به ۷۰ نفر زندانی سیاسی وجود داشت که تاحال کسی نام آنها را نشنیده است.
وی که همسرش به ۳۸ سال حبس محکوم شده است، از زندانیان سیاسی همچون “علی بازآزرده”، “مرتضی نظری”، “محسن امینزاده”، “محمدعلی محمودی”، “مرتضی نظری”، “حسین سرلک”، “حامد غلامی”، “محمدعلی باباپور”، “مسعود کیانی”، “کیومرث مرزبان” نام میبرد و مینویسد که اینها “بخش کوچکی از لیست بلندی از زندانیان سیاسی محبوس در بند ۴ هستند که من آنها را با چشم خود دیدم.”
زندانیانی هستند که کسی غیر از خانواده و دوستان نزدیکشان از سرنوشت آنها خبری ندارد و احکامی که در دادگاههای انقلاب برای این زندانیان سیاسی صادر میشود روز به روز سنگینتر شده و در مرحله تجدید نظر نیزعمدتاً تایید و تا آخرین روز اجرا میشوند. همچنین زندانیانی که پس از ورود به بندهای امنیتی مانند ۲۰۹ و ۲الف که زندانیان سیاسی در بدو بازداشتشان مدتها در آنجا نگهداری و بازجویی میشوند، و کسی از آنها خبری ندارد و آماری هم درمورد تعداد و وضعیت آنها منتشر نمی شود.
از زمانی که بند ۳۵۰ اوین منحل و زندانیان سیاسی را در بندهای عمومی (غیرسیاسی) پخش کردهاند؛ اطلاعات بسیار محدودی از تعداد زندانیان سیاسی منتشر می شود و آن اطلاعات نیز تنها از سوی زندانیانی که بعضاً آزاد می شوند ویا به مرخصی می آیند به دست می آید که درجایی ثبت و آمارگیری نمی شود. درحال حاضر دربندهای ۴ و ۷ و ۸ زندان اوین بسیاری از معترضان و کنشگران سیاسی با دیگر زندانیان با جرایم مختلف نگهداری می شوند و تعدادشان بسیار بیش از حد تصور است. همچنین آماری از زندانیان رجایی شهر و تبعیدشدگان به زندان های سمنان، مشهد و قم و دیگر شهرهای کشور در دست نیست و نظام سعی کرده با پخش کردن زندانیان سیاسی در بندهای عمومی و زندان های مختلف جلوی ارتباط آنها با خارج از زندان و نهادهای مدنی و حقوق بشری را بگیرند.
به گفته برخی کنشگران سرشناس سیاسی که در زندان به سر می برند، تنها 15 درصد از افرادی که با جرائم سیاسی و امنیتی محکوم به حبس ها طولانی مدت شده اند، شناخته شده اند و رسانه ها ویا نهادهای حمایتی از وضعیت آنها با خبرند و بقیه در گمنامی به سر می برند و بی سروصدا بعضاً نیمی از عمر خود را در زندان و تحت فشارهای روانی علیه خانواده هاشان سپری می کنند.
این زندانیان گمنام در دادگاه های انقلاب که کسی ازآنها خبر ندارد محاکمه می شوند و نتیجه پرونده نیز به جایی درز نمی کند. چرا که دادگاه های انقلاب به هیچ وجه صلاحیت رسیدگی به اتهامات سیاسی را ندارند. مطابق قانون، دادگاه رسیدگی به اتهامات سیاسی باید در دادگاه کیفری ۱ با حضور هیات منصفه و به طور علنی برگزار شود. اما هیچگاه این اتفاق رخ نمی دهد و رژیم با استفاده از قضات وابسته به خود احکام این فعالین و زندانیان سیاسی را مطابق با سلیقه خود از پیش تعیین می کند.
امروز به بهانه روز”حمایت از زندانیان سیاسی”، جا دارد تا یاد تمام جوانان وکنشگران سیاسی و اجتماعی وفعالین مدنی و حقوق بشری که با اقدامات ظالمانه رژیم تحت فشار و شکنجه روحی و جسمی قرار دارند را، زنده نگهداریم و وظیفه خود بدانیم که در هر جایگاهی که قرار داریم آنها را فراموش نکنیم و برای حمایت از آنها از تمام توان اجتماعی ، گروهی و شخصی خود در فضای مجازی و ارتباطات بین المللی استفاده کنیم تا این افراد در گمنامی و تنهایی مجبور به تحمل ظلم و شکنجه نباشند.
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.