مچاله شدن زنان سرپرست خانوار در کشاکش کرونا در ایران

آتنا از ایران، عضو کارگروه زنان و برابری جنسیتی شورای گذار

بحث کرونا و بیماری خطرناک تنفسی را نمی‌توان فقط به موضوع بیماری و رعایت مسائل بهداشتی محدود کرد این ویروس با ایفای نقش بازدارنده در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی مسبب رکود بازارهای عرضه و کاهش فعالیت در کف جامعه برای تقلای معیشتی شده است.

در این بین زنان سرپرست خانوار کسانی هستند که به جبر زمانه باید مسئولیت تامین درآمد را نیز به دوش بکشند و نقشی مضاعف بر عهده بگیرند. این قشر معمولا به دلیل مغفول ماندن در برنامه ریزی‌های کلان و کافی نبودن نهاد‌های حمایتی حکومت همواره در سایه‌ای از بی‌توجهی قرار گرفته‌اند و کسانی هستند که در اقتصاد بیمار ایران و تورم سرسام آور روزانه و حرکت برای تامین معاش، درمانده می‌شوند.

لزوما زن سرپرست خانوار بودن خود حاوی تمام مجموعه‌های سختی است اما شاید اگر شرایط کشور به گونه‌ای بود که بند و قانون حمایتی محکم وجود داشت، چرخه شاید عوض می‌شد. به طور کلی زن پارسی از قدیم مورد کم‌لطفی بوده و همیشه این مردان بودند که برای بانوان تصمیم گرفتند! حتی در مورد پوشش. اما چیزی که در حال حاضر شاهد آن هستیم چیزی ورای انتظارات فعالین حقوق زنان است موضوعی که اگر به صورت تخصصی بخواهیم به آن بپردازیم تقابل کرونا و زن سرپرست خانوار است.

این زنان تا قبل از کرونا هم متحمل تنهایی، ناامیدی و به دوش کشیدن مسائل مالی بودند اما با ظهور کرونا اوضاع پیچیده‌تر شده و شاید لازم باشد در سرفصل موضوعات مربوط به زنان بتوان مسئله زنان سرپرست خانوار را جا داد.

اگر ما از جامعه زنان ایرانی توقع خود باوری و ایفای نقش در سطح اجتماع را مطالبه کنیم پس اولین گام‌، قدم برداشتن در راستای توانمندسازی زنان و حمایت از آنها است.

اینکه در بحبوبه‌ی افزایش‌های نجومی اجاره بها و هزینه‌ی روزمره فراموش کنیم زنانی هستند که برای مبلغی ناچیز مورد هجمه جامعه‌ی بیمار مردگرا قرار می‌گیرند.

زنانی که تنها به صرف زن بودن از خدمات بیمه شغلی و امکان ادامه تحصیل محرومند، متاسفانه در حال حاضر جنبش‌های حمایتی از زنان در جامعه‌ی کنونی ایران حقوق زنان را فقط در حجاب اجباری و آزادی‌های اجتماعی معنی می‌کنند اما همانطور که به هیچ وجه امکان رد این حقوق وجود ندارد اما برای اکثر زنان ایران موضوعیت، بحث تامین اقتصادی، حمایت مالی و در نهایت آزادی‌های مدنی و اجتماعی است.

وقتی از یکی از مریم‌های سرپرست خانواده در ایران درباره شرایط زندگیش می‌پرسم با ناراحتی از شغلی می‌گوید که تا قبل کرونا نصف یک مرد حقوق می‌گرفته و حالا در انتظاربرای بازگشت به همان شغل است‌.

یا دختری که با مادرش از شهرستان به امید ادامه تحصیل و کار به پایتخت آمده و فروشندگی می‌کند او کتمان نمی‌کند که حقوق دریافتیش کفاف زندگیش را نمی‌دهد اما چون نسبت به حقوق خود آگاهی ندارد، هیچ وقت تصمیم به اعتراض نگرفته…

مسئله درآمدی برای این قشر یک موضوع است و آگاهی این رسته از اجتماع از حقوق ابتدایی بحثی دیگر…

جامعه و سیستمی که زن را درجه دو، جنس ضعیف و آسیب پذیر خطاب می‌کند.

جامعه‌ای که آنقدر خلاء اقتصادی و عقده در مردم به‌وجود آورده که چشمان‌شان دیدی محدود به مقیاس کیف پول خود دارد. نه چشم‌اندازی به آزادی… نه نیم نگاهی به حرکت سیاستی از بالا به پایین، مرموز و کشنده نمی‌توان خیلی خاکستری به مسئله زنان نگاه کرد و منکر تاثیرگذاری زنانی که به خودباوری رسیده‌اند و توانستند نقش خود را به بهترین نحو ایفا کنند، شد‌. اما دو کورسو برای زنان ایران چه کرونا باشد چه نباشد، وجود دارد.

امید رسیدن به خودآگاهی و عزت نفس، چیزی که ساختار حکومت‌های ایدئولوژیک عامل تخریب آن است و دیگری امید به وضع و یا تغییر قوانین به نفع زنان. و در نهایت امید و تلاش به حرکت جنبش‌های حمایتی از زنان در داخل و خارج کشور بر چرخ درایت و کارآمدی.

زنده باد ایران زنده باد زن ایرانی

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.