گفتگوی روزنامه اعتماد با سعید مدنی: از نظر آقایان جرم بزرگ جمعیت آن است که هر کس با هر اندیشه و فکر و هویتی میتواند وارد جمعیت شود و برای کمک به محرومان زحمت بکشد.
«فرقه» گونه ای سازمان دینی است و به هر نوع انشعاب از دین اصلی و رایج اطلاق می شود که مبدع با باز آفرین ارزش های معنوی و اعتقادی جدید است. این انشعاب ها خود را حفظ کننده تعالیم و اصول اولیه ای می دانند که به نظر اعضای فرقه سازمان اصلی آنها را سست یا رها کرده است. از این رو انشعابات دینی و فرقه ای غالبا با تقسیم بندی ها و کشمکش های اجتماعی همراه است.
فرقه ها عموما ساختار سلسله مراتبی و هرمی دارند. مدل تقسیم قدرت مبتنی است بر برتر بودن مقام نخبگان و تسلط آنها بر طرفدارانشان. بر این اساس روابط سلسله مراتبی و اغلب مرید و مرادی است. از نظر تجویزی و هنجاری موارد اشتراکی مبتنی بر دموکراسی در آنها بسیار نادر است. فرقه ها از درجه سختگیرانه ای از اعتقاد و باورها برخوردار بوده و مناسک و عبادات خود را با شور و شعف بسیار انجام می دهند و به شدت فرمالیست یا شکل گرا هستند.
سازمان های اجتماعی جامعه مدنی عبارتند از آن دسته از این سازمانها که در امور اجتماعی فعالیت دارند. آنچه با زندگی روزمره مردم مرتبط است امور اجتماعی نامیده میشود که البته تمایز مشخصی با امور سیاسی (احزاب، نظام سیاسی و…) و اقتصادی (سندیکاها، بخش خصوصی و…) دارد.
آگاهی و اعتماد عمومی سرمایه ی اصلی سازمانهای غیر دولتی است. سازمان های جامعه مدنی از جمله سازمان های مردم نهاد اغلب روابط باز دارند. ورود و خروج به آنها موکول به تمایل و نظر افراد است. ساختار سازمانی شان شبکه ای و افقی است. سرمایه اجتماعی برون گروهی شان بسیار گسترده و قابل توجه است و به اتکای آن میتوانند در فضای اجتماعی فعالیت کنند و خدمات ارائه دهند. محور هویتی شان انسان است و تلاش برای حفظ شان و مقام انسانها از طریق تامین نیازهای اساسی آنها. با این توضیحات اصلا نیاز به توضیح درباره تمایزات فرقه ها و سازمان های مدنی نباشد. وقتی درباره فرقه و سازمان مردم نهاد صحبت میکنیم داریم درباره دو گونه کاملا متفاوت از سازمان، اندیشه، هویت، هدف و انگیزه بحث میکنیم.
فرقه ها اصلا برای تعامل ایجاد نمی شوند. کار فرقه ابلاغ است نه گفتگو. کار فرقه جدل است نه استدلال. فرقه به تکلیف عمل میکند و تلاش برای یکسان سازی. فرقه هم فعالیت اجتماعی دارد اما فقط برای اعضای فرقه. از نظر فرقه انسانها یا خودی اند یا غیر خودی و خدمات فقط به خودی ها تعلق می گیرد. بنابراین فرقه ها جمع گرا هستند اما با اندیشه مبتنی بر هویت فرقه ای.
چرا نهادی با مختصات جمعیت امام علی نمی تواند فرقه باشد؟
اصلا نمیدانم چرا باید چنین سئوالی مطرح شود. هر کس چنین ادعایی مطرح کند نه فرقه را میشناسد، نه نهاد مدنی را میشناسد و نه با جمعیت امام علی و فعالیت های آن آشناست. جمعیت امام علی یک سازمان شبکه ای است با روابط افقی که ماهیتاً با سازمان های هرمی فرقه ای زمین تا آسمان تفاوت دارد. تا حالا شنیده اید که مثلا جمعیت فلان مناسک را داشته باشد؟ روابط در جمعیت امام علی بر اساس خدمات به عموم مردم نیازمند تعریف میشود نه هویت فکری سیاسی یا دینی. اگر کسی بخواهد فرقه سازی کند مگر دیوانه باشد که چنین سازمان باز و افقی را شکل دهد. نزدیک بیست سال یا بیشتر از فعالیت جمعیت میگذرد و در این مدت انبوهی از خدمات را به فقرا و نیازمندان و جمعبت حاشیه نشین ارائه کرده است.
هیچ وقت شنیده اید جمعیت ارائه خدمات اش را موکول به پذیرش اندیشه، تفکر، ایدئولوژی یا تفکر خاصی کند؟ اتفاقا به نظر بنده علت این برخوردهای تنگ نظرانه با جمعیت آن است که مدیران آن فرقه ای عمل نکرده اند. علت این برخوردها آن است که جمعیت شفاف و باز و غیر فرقه ای فعالیت کرده است؟ از نظر آقایان جرم بزرگ جمعیت آن است که هر کس با هر اندیشه و فکر و هویتی میتواند وارد جمعیت شود و برای کمک به محرومان زحمت بکشد.
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.