انتقام از جمهوری اسلامی در لبنان

استراتژی غرب برای از بین بردن نیروهای نیابتی در منطقه

کیا حمیدی

نیت خوانی درمورد چگونگی بروز حادثه لبنان مورد نظر نگارنده نیست. اما آنچه مهم است تاثیرات این شرایط بر وضعیت ایران در منطقه و دسترسی به نیروهای نیابتی خود و تقویت آنهاست. چرا که طی دهه های اخیر حکومت ایران با استفاده از این نیروها و برهم زدن نظم و امنیت کشورهای همسایه، نوعی گروکشی امنیتی به راه انداخته تا بتواند فشارهای جهانی را از دوش خود بردارد.

امروز کشورهای منطقه و قدرت های جهانی از این وضعیت ناراضی هستند و اقدامات ایران را مخل نظم و ثبات اقتصادی و امنیتی منطقه می دانند. لذا غرب درصدد است با خنثی کردن این سلاح مخرب ایران، علاوه بر ایجاد ثبات در منطقه، زمینه تغییر در ایران را نیز فراهم سازد.

قرارگرفتن نام حزب الله و سپاه پاسداران ایران در لیست نیروهای تروریستی از سوی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در راستای همین فرضیه است که با قطع کمربند مقاومت و نیروهای نیابتی ایران در منطقه، زمینه فشار برایران برای تغییر فراهم آید.

کشته شدن قاسم سلیمانی و برخی فرماندهان ارشد مقاومت و حشدالشعبی عراق، حمله به پادگان و نیروهای حزب الله عراق، بمباران پایگاه های نیروهای حزب الله و نیروهای نیابتی ایران در سوریه، مسدود کردن حساب های مرتبط با حزب الله و اموال و دارایی های آن در آلمان و برخی کشورهای اروپایی و … پازل های فرضیه نابودی محور مقاومت و تضعیف ایران در ابعاد نظامی و امنیتی را کنارهم می چیند.

همین دوهفته پیش بود که وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد تحریم ها و عدم فروش نفت ایران باعث ضعف این کشور در حمایت از نیروهای نیابتی خود در عراق و سوریه و لبنان گردیده است. این موضوع را علی خامنه ای نیز در اظهارتش طی دو سخنرانی اخیر خود بیان کرد که آمریکا و غرب به دنبال فشار بر ایران برای تضعیف محور مقاومت هستند.

حال باید به بطن این اظهارات از سوی طرفین پرداخت. مرکز قدرت و هسته مرکزی نیروهای نیابتی ایران را حزب الله لبنان تشکیل می دهد و از همین مرکز پایگاه های مختلف و نیروهای نظامی در سوریه سامان دهی و برنامه ریزی های منطقه ای برای سایر نیروها همچون حشدالشعبی عراق، انصارالله یمن، تیپ های فاطمیون افغانستان، نیروهای جهادی در فلسطین و عملیات های مختلف در کشورهای عربی و غربی و از همه مهمتر مواجهه با اسرائیل طرح ریزی می شود.

ایران طی دهه های گذشته با صرف هزینه های کلان از درآمدهای نفتی و نفوذ در بین جریان های سیاسی در لبنان، توانست حزب الله را جدای از فاز نظامی وارد فاز سیاسی هم نماید. لذا حزب الله با حضور در عرصه سیاسی، مجری برنامه های ایران گردید. این مسئله باعث دوری حامیان سنتی و عربی لبنان از این کشور گردید. این مسئله سال ها موجب نارضایتی اقوام مختلف لبنانی گردید اما به سبب نفوذ و تطمیع مالی از سوی ایران و به دست داشتن سلاح توسط گروهی همچون حزب الله، همواره سعی براین شد تا نظم و امنیت لبنان در همسایگی اسرائیل برهم نخورد.

اما امروز جهان از سیاست های مداخله جویانه و ایدئولوژیک ایران به ستوه آمده و قصد دارد تا دست و پای این اختاپوس نا امنی را در منطقه کوتاه کند. همانطور که گفته شد علت بروز حادثه بیروت مدنظر نیست، بلکه آنچه در ادامه درحال رخ دادن است، آزاد شدن خشم و نفرت مردم لبنان از جریان مقاومت و دخالت های ایران در امورات کشورشان و اجرایی شدن بخشی سناریوی غرب برای فشار و محدود سازی توان محور مقاومت است.

به نظر می رسد غرب درصدد است، از یکسو با استفاده از شرایط موجود ابتدا لبنان را از وجود و نفوذ ایران و نیروهایش پاک کند و یا حداقل آنها را در انزوا قرار دهد. و از سوی دیگر ضربه ای سنگین بر بازوان نیابتی ایران در منطقه وارد سازد. چرا که قطع به یقین ایران قادر به تامین نیازهای اقتصادی و کمک های مالی برای جبران خسارات بیروت نیست و از این جهت بار دیگر درهای لبنان بر روی حامیان سنتی و همسایگان عرب بازخواهد شد.

این مسئله را می توان از دو جهت دید. یا ایران و حزب الله برای از دست ندادن جایگاه خود دست به اقدامات نامتعارف و فرافکنی های روانی و نظامی خواهند زد و یا مجبور به عقب نشینی نسبت به مواضع مخرب خود خواهند شد. اما آنچه از منویات و ایدئولوژی رژیم ایران می شناسیم، حاضرند همه را نابود کنند تا برای یک لحظه بیشتر حیات داشته باشند.

آنچه از شواهد و تحرکات سیاسی در فضای بین المللی مشخص است، عزم جدی برای از بین بردن محور مقاومت و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی وجود دارد و این حرکت از لبنان، مرکز استقرار حزب الله آغاز شده است.

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.