افتخار به «اقتصاد مقاومتی» برای حکومتی که حتی غذا و دارو هم نمی تواند تامین کند
حسن روحانی و هیئت دولت در ارتباطی تصویری با علی خامنه ای گزارشی از وضعیت کشور و اقدامات دولت در حوزه کرونا و مدیریت اقتصادی ارائه دادند که در بخش علنی آن آمارهای غیرواقعی و تمسخرآمیز اعلام شد که هیچ تطابقی با واقعیت های جامعه ندارد. چرا که هم دولت و هم بیت رهبری می دانند که حقیقت های جاری در حوزه اقتصاد و جامعه چیز دیگری است و این آمارها صرفاً خوراک رسانه های حامیانشان است.
حسن روحانی در اظهارات خود در مقابل خامنه ای اعلام کرد:« در حالی که اقتصاد بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا تا ۲۰ درصد کوچک شد اما اقتصاد ایران در برابر مشکلات ناشی از شیوع کرونا تنها ۳ درصد آسیب دید که این نشان توانمندی دولت در ایستادگی در برابر این مشکل و مدیریت آن است. اگر چه سقوط قیمت نفت و بویژه تحریمهای بیسابقه و ظالمانه آمریکا مشکلاتی را نیز برای مردم ایجاد کرد اما دولت در مواجهه با این مشکلات، کشور را به خوبی اداره کرد و با بهرهگیری از تجربه مواجهه موفق با این دو تکانه، توانست کشور را در برابر مشکلات ناشی از همهگیری کرونا نیز به خوبی مدیریت کند.»
این اظهارات حسن روحانی در حالی است که پیش از آن محمد باقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه، اعلام کرده بود که دیگر قادر به تهیه غذا و دارو هم نیستیم. ضمن اینکه آقای نوبخت به نکته ای اشاره کرد که نشانگر ماهیت رفتار تمامی مسئولان حکومت ایران از حال و روز مردم است. نوبخت در مصاحبه خود در مورد گرانی قیمت ها گفت که از نرخ قیمت های بازار خبری ندارم!
این بی خبری برای حکومتی که کارگزارانش به فکر منافع شخصی و گروهی خود و فارق از احوال مردم هستند امری طبیعی است، چرا که آنها برای پر کردن جیب خود کار می کنند و نه دغدغه های مردم. لذا اگر امروز حسن روحانی تنها ۳ درصد آسیب را از بحران کرونا متوجه اقتصاد می داند، از این جهت است که در این ایام خللی در چپاول ثروت مردم برای عمال حکومت ایجاد نشده است.
اتفاقاً در بحران کرونا که اکثر مشاغل و صاحبان سرمایه های خرد و متوسط دچار رکود شده بودند، دولت توانست با فریب مردم کشاندن آنها به دام بورس، بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان سرمایه را از دست جامعه بگیرد و امروز با ریزش بورس حداقل ۳۰ درصد از اصل سرمایه مردم را تصاحب کند.
از سوی دیگر واقعاً مضحک است حکومتی که قادر به تامین مایحتاج اولیه زندگی مردم نیست، به خود افتخار کند که در مقابل تحریم ها ایستادگی کرده و با اقتصاد مقاومتی توانسته است سروپا بماند. نابود کردن قشر متوسط یک جامعه و فرستادن آنها به قعر فقر و بدبختی، چطور می تواند موجب افتخار باشد؟!. این اقتصاد مقاومتی کجا و چطور موجب گره گشایی و رفاه گردیده که باید مدام به آن استناد کرد و بالید.
این که اولین گزینه برای جوانان بیکار پایتخت فروش ماریجوآنا(گل) و کیف قاپی شده و برای دختران و زنان بی سرپرست تن فروشی اجباری برای تهیه یک لقمه نان است، چطور افتخاری است که رئیس جمهور یک کشور در مقابل رهبر آن گزارش مثبت از عملکرد دولتش می دهد و نتایج این دستاورد را مرهون رهنمودهای وی می داند!.
چرا این گزارش ها در برابر مردم گفته نمی شود و مطابقتی با واقعیت های جامعه ندارد. اگر دولت و حکومت و رهبری آن قادر به مدیریت کشور نیستند و خود را در پایان خط احساس می کنند، بهتر است که دست از این نحوه مضحک کشورداری بردارند و بدون خشونت و خونریزی به خواست مردم تن دهند. مسلماً گذار بدون خشونت هزینه ها را برای کشور و طرفین خواهد کاست. اما باید این نکته را نیز مد نظر قرار داد که اگر سردمداران حکومت فعلی بخواهند با جان و خون مردم قمار کنند، بازنده خواهند بود و پای این قمار غرامت سنگینی در انتظارشان است.