ضرورت ایجاد یک سازمان یا حزب و نهاد سیاسی جدید؟

این روزها در محافل سیاسی تبعیدی ها صحبت از ضرورت ایجاد یک سازمان یا حزب و نهاد سیاسی جدید است. برای مثال آقای منصور فرهنگ چهره شناخته شده، طرح مقدماتی را در سایت ایران امروز منتشر کرده است.

مرتضی ملک
این بحثها در حالی است که ما در خارج از کشور با مازاد سازمان و نهاد سیاسی روبرو هستیم.‌میان عرضه و تقاضا در این حوزه هیچ تعادل و توازنی برقرار نیست. در حالیکه میان انبوه ایرانیان تمایلی برای پیوستن به سازمانهای موجود نیست ،‌ و تقاضا در حد صفر است ، عرضه یک ‌سازمان اضافه ، تعادل بازار سیاست را باز هم به زیان عرضه بهم میزند. در عرصه اقتصادی وقتی بنگاه ها با چنین وضعی روبرو میشوند معمولا از راه نو اوری یا ایجاد مصرف مصنوعی مسأله را حل می‌کنند. در سیاست باید چکار کرد؟
نو اوری در سیاست هم میتواند راه حل باشد ، بقول معروف با یک کانسپت جدید شاید علایق تازه ای برانگیخته شود و نهاد جدیدالتاسیس به رونق برسد. اما آیا در این طرح های جدید دیده تازه ای دیده می شود؟ من ایده تازه‌ای در آن نمی بینم. در این طرح هم تکیه اصلی بر ای موفقیت آن بر یک انتقاد درست استوار است، اینکه فرقه گرایی را باید کنار نهاد و فرهنگ دموکراتیک و مش ائتلافی را بکار انداخت. اما اگر چنین تعالی و تصمیم درستی ممکن بود منطقا همین گروه های موجود باید ان را بکار ببندند. تناقض وضع موجود بگونه‌ای است که مخاطب اصلی هر ابتکار تازه‌ای عمدتاً همین گروه ها هستند. این گروه ها و محافل را هیچ جور نمیشود دور زد. در عین حال همین گرو ه ها تجسم واقعی فرقه گرایی هستند.
در شرایط وجود این همه سازمان مازاد ، ایجاد یک سازمان تازه فقط به فرقه گرایی دامن میزند و رویگردانی و بی اعتمادی بیشتر مردم را در پی دارد . بنابراین هر شروع تازه باید از جمع و جور کردن همین سازمانهای اضافی اغاز شود. شروع اینکار ‌و انحلال انها در ساختار بزرگ تر و پلورال ، پیش فرض و پشتوانه عملی این است که واقعاً راه جدید در پیش گرفته شده و تعهد عملی به اصول دموکراتیک و تحمل پلورالیسم‌سیاسی و سازمانی ممکن شده است . در واقع داستان این است که در خارج از کشور ، مواد اولیه و مصالح. اصلی هر سازمان جدید را خواه ناخواه همین گروه ها و محافل فعالین موجود می‌سازند. ما هر طور که انها را بچینیم و نام جدیدی روی ان بگذاریم تا زمانیکه کیفیت آنها تغییر نکند چیز متفاوتی از این ساختار های فرقه ای موجود در نمی آید.
این مازاد و پراکندگی در اغلب طیف های سیاسی و فکری دیده میشود ، در طیف چپها، جمهوری خواهان و ملی گرایان، بنابراین هر ابتکار تازه و یا نقد عملی به وضعیت موجود انها مقدمتا در همان طیف باید آزموده شود . هر گاه این ساختارها شروع کردند به تخریب دیوارهای میان خود ، و مناسبات دموکراتیک و همزیستی چندگانه را به عمل در آوردند ، میتوان امید وار شد که گسستی کیفی از فرهنگ و عمل فرقه ای صورت گرفته است. تمام تجربیات تا کنونی در خارج برای ایجاد یک سازمان در برگیرنده دموکراتیک با همین انتقاد به فرقه گرایی اغاز شد اما در عمل راه بجایی نبرده است.
منبع: فیس بوک مرتضی ملک

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»