رو در روی جنبش زنان، نهاد های سازمان یافته دینی، دولتی و بافت قدرت گسترده مردسالار به صف ایستاده اند.
می توی (Me too) زنان ایران رخ داد مهمی است. شکستن تابویی است که همه ما از آن خبر داریم. توهین، تحقیر، تهدید، تعدی، تعرض و تجاوز به حقوق، شخصیت و بدن زن امری رایج در جامعه ماست. امری نهادینه شده در فرهنگ، دین و قانون کشور. تاریخ چهل سال گذشته داستان مبارزه زنان در این سه عرصه برای رهایی و برابری بوده است.
Me too زن ایرانی برگ تازه ای از دفتر این تاریخ را ورق زده است. صدایی که در فضای جامعه پیچیده خطاب به همه است. هشداری است به عموم، از بالا تا پایین، از خواص تا عوام، از عرف تا قانون. این صدا همه را شگفت زده کرد، نه بخاطر پرده برداری از یک راز، زیرا همه از امر رایج با خبریم، بلکه از جسارت وشهامتی که ناگهان بیرون جهید.
میتو در غرب نیز شگفت انگیز بود اما نه بخاطر شهامت زنانی که لب به افشا گری گشودند، بلکه به این خاطر که پرده از رازی خاموش بر میگرفت. راز قدرت در مناسبات جنسیتی در بالاترینها سطوح برگزیدگان جامعه. میتو در غرب یک تکان و بیداری فمینیستی نوین بود که نا برابری عمیق قدرت را در ناپیداترین سطوح افشا کرد. نشان داد آزادی زنان در عریان ترین جلوه گری های خود هنوز در نهان اسیر قدرت مردان بوده است. میتو ضربه بیدار کنندهای بود برای درک عناصر و عملکرد پیچیده قدرت و راه ها ی چالش با آن.
می توی زن ایرانی اما با چالشی بمراتب سهمگین تر روبروست، زیرا اینجا مناسبات قدرت بکلی نامتعادل تر، نابرابرتر پیچیده تر و سخت جان تر از هر جایی است. رو در روی جنبش زنان، نهاد های سازمان یافته دینی، دولتی و بافت قدرت گسترده مردسالار به صف ایستاده اند. با این حال اما نباید مایوس بود، زیرا نه فقط تاریخ جنبش زنان در این دوران و برغم این چالشهای سخت پیوسته پیش تاخته است، بلکه در این عرصه جدید دست روی نقطه ضعف مهمی در جبهه مقابل گذاشته است: «قیام علیه آزار و تجاوز جنسی». جنبش زنان با تعرض از این موضع میتواند کل جبهه سه بعدی مقابل را عقب براند. در واکنش به همین اندک افشاگری ها و حقیقت گویی ها هم اکنون بخوبی پیداست که یک هم دلی گسترده با جنبش زنان اغاز شده و جامعه با ترس و احتیاط دارد خود را وا رسی میکند. به دور و بر خود، به بالا و پایین نگاه میکند. آیا من نیز خو د بی انکه بدانم در جبهه متجاوز نبوده ام؟. این سوالی است که می توی زنان ایران امروز مقابل جامعه گذاشته است.
میتوی غرب بدون اشتباه نبود، هر حرکت نو و وسیع خالی از انحراف نیست. قیام علیه سلطه پنهان مردسالاری بخصوص در نقد شکل رفتار مردان با زنان و نحوه کاربرد قدرت در زبان برای تحمیل خواست مردان، به نوعی نابگرایی یا پیرایش راه برد که مناسبات عادی را مختل میساخت. تغییر کد های رفتاری و زبان سلطه نمی توانست براحتی با زبان تازه ای جایگزین شود. ترس از تکرار کدها و بخصوص ترس از متهم شدن به آزار و تعرض عملا باعث فاصله گیری ها و حتا کاهش استخدام زنان در سطوح خاصی و مشاغل معینی شد. بسیاری از مدیران و روسا ترجیح دادند همکاران و مشاوران یا منشی ها ی خود را از میان مردان گزینش کنند. و مسأله اتهام ها نیز واکنش های منفی در پی داشت. بسیاری اتهام ها واقعی نبود. گفته میشود، مثلا از دویست اتهام به شخصیت های مطرح در امریکا فقط شش اتهام در دادگاه ها به ثبوت رسید.
ما نیز در سطح تکامل معین فرهنگی خود با مسأله تغییر کدهای رفتاری و همچنین فهم درست کنش و رفتار زنان رو برو هستیم. ما مردان نیز بنا بر آنچه این روزها تعدادی از زنان در شبکه ها ی اجتماعی آمورش می دهند، باید یاد بگیریم که معنای خنده یک زن به مرد، یا دعوت به نوشیدن یک چای، یا سوار ماشین شدن، دعوت به آن کار نیست. بلکه این یک رفتار متمدنانه و انسانی از روی احترام است.
اما در باره اتهامات ما با مشکلات به مراتب خاص و بیشتری روبرو هستیم. هم بلحاظ قانونی و بی قانونی دستگاه حاکمه و هم بخاطر شلختگی و بی انظباطی ملی در اتهام زنی و گستاخ بودن در تجاوز به حریم افراد.همین حالا که افراد صاحب نامی از سوی برخی زنان قربانی در معرض اتهام به ازار جنسی هستند، و ممکن است کاملاً هم درست باشد، انبوهی دیگر با هیاهو از مرز اتهام زدن هم عبور کردهاند و در شبکههای اجتماعی عملا مشغول تدوین کیفر خواست و محاکمه این افراد شده اند. این روش نه فقط به جنبش میتوی زنان کمک نخواهد کرد بلکه خود نوعی تجاوز به حقوق و حیثیت دیگری محسوب میشود. هرقدر در تغییر رفتاری و زبان در این عرصه رادیکال بودن مفید و مناسب است اما در قضاوت کردن بهتر است محافظه کار بود.
نویسنده مرتضی ملک
*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.