چرا رژیم هارتر شده است؟

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

خامنه‌ای مرض های معمول همه دیکتاتورها در آخر عمر را دارد

کاوه کامرانیان

انقلاب های رنگین در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی همیشه کابوس خامنه ای بوده و مخصوصا فروپاشی اتحاد شوروی او را دچار وحشت کرد. همان زمان گفته می‌شد که لیست بلند بالایی از یلتسین های بالقوه را تهیه کرده و آن ها را تحت نظر دارد. درابتدا، دستور داد مطالعات گسترده ای در زمینه ی وقوع انقلاب های رنگین و نیز نحوه جلوگیری از آن انجام شود وهمزمان با آن دستگاه های سرکوب گر خود را به نحو بی‌سابقه‌ای گسترش داد و همه نوع امکانات را در اختیار آن ها گذاشت و جنایتکارترین افراد را برای گرداندن این ماشین جهنمی به خدمت گرفت.

به جرات می‌توان گفت که دلمشغولی اصلی او همیشه، هراس از فروپاشی  بوده است. دستگاه های امنیتی او در وقایع سال ۸۸، پس از چند ماه، موفق شدند به قول خودشان اعتراضات را جمع کنند. اعتراضات سال ۹۶ که به گفته ربیعی سخنگوی دولت بیش از ۱۶۰ شهر را فرا گرفت، زنگ خطری برای رژیم بود. دستگاه های امنیتی به این نتیجه رسیدند با توجه به اینکه نیمی از نیروهای سرکوبگر همیشه باید در تهران  متمرکز باشند، اگر تعداد شهرها به ۲۵۰ تا ۳۰۰ تا برسد دیگر قادر به کنترل نخواهند بود، حتی اگر تهران آرام باشد. پس از سال ۹۶ برای این که دیگر کسی جرات نکند در اعتراضات شرکت کند،  اجرای شدیدتر سیاست النصر با الرعب، سیاست مورد علاقه خامنه ای، در دستور کار قرار گرفت و برای همین سال ۹۸ اوج سبعیت رژیم در برخورد با معترضین بود.

در ماهشهر معترضین را به رگبار بستند، در بسیاری از شهرها مستقیماً به سر و صورت معترضین شلیک کردند، می خواستند با کشتار بی رحمانه زهر چشم بگیرند و برای ایجاد وحشت از افشای کشتارهم  ابا نداشتند. البته این وحشت آفرینی ناشی از وحشت زدگی خود رژیم هم هست،  برای این که می دانند اگر موفق نشوند با ایجاد رعب جلوی اعتراضات بعدی را بگیرند، سیل بنیان کن از راه خواهد رسید. اعتراف به قتل ۲۳۰ نفر بخاطر شفافیت نبود برای این که شفافیت در جمهوری اسلامی هیچ وقت معنا نداشته است، هدف آن ها این بود که اولا تعداد کشته های ۴ هزار و ۵۰۰ نفری را که رویترز اعلام کرده بود تکذیب کنند وثانیا  رسماً  اعلام کنند که دست به آدم کشی زدند و دوباره هم همین کار را خواهند کرد. اعدام ها و حبس های  بعدی هم ادامه همین سیاست است. ظاهراً خامنه‌ای سنگ را بسته و  سگ را رها کرده است، به فرزندش مجتبی اختیار تام برای سرکوب مخالفین را داده است. گزارش‌های مردمی حاکی است که نیروهای امنیتی و خانواده شان، بخصوص در شهرهای کوچک، وحشت زده هستند برای این که مردم آن ها را می شناسند و در موارد زیادی مورد تهدید قرار گرفته اند. رژیم که به خیال خودش بذر وحشت می  پاشد، خواهد دید که این وحشت بزودی دامنگیر همه نیروهای امنیتی و خانواده آن ها نیز خواهد شد. بقول مولانا:

آتشی زد شب به  کشت دیگران            باد آتش را به کشت او بران

چه بسیار فرزندان جوان این نیروهای سرکوبگر که از رفتار پدرانشان شرمنده هستند. علیرغم ظاهر سازی ها و چنگ و دندان نشان دادن ها، در صورت بروز اعتراضات گسترده در کشور، رژیم جمهوری اسلامی قطعاً با کمبود نیروهای سرکوبگر روبروست. تمرد و تمارض، بخصوص بخاطر کرونا زیاد شده است و برای همین است که با اعدام وحبس های طولانی مدت وحشت آفرینی می کنند ولی این جنایت ها شکم های گرسنه را سیر نخواهد کرد و اعتصابات گسترش خواهد یافت و رژیم جنایتکار که حکم خانه ای بر روی شن را دارد به زودی فرو خواهد ریخت. تشتت فکری و توهم خامنه‌ای نیز فروپاشی را تسریع خواهد کرد. خامنه‌ای مرض های معمول همه دیکتاتورها در آخر عمر را دارد.

دیکتاتورها خود را انسانهای والایی می‌پندارند که شایسته تحسین هستند و به همین دلیل احساسات و نیازهای مردم عادی را درک نمی کنند، حس انتقام جویی از کسانی که با‏  آن ها، همراه نیستند اوج می گیرد و توهم، هراس از سقوط و اضطراب، بخشی جدا ناپذیر از شخصیت آن ها می شود . متوهم بودن او در یکی از سخنرانی های آخرش کاملاً مشهود است، در این روزگار وانفسا که فقر و گرسنگی همه کشور را  فرا گرفته است، او نگران آموزش فرهنگ غربی در مهد کودک ها است. لابد در عالم توهم مانند سلفش هیتلر، رویای رایش هزار ساله دارد.

خانه از پای بست ویران است     خواجه در فکر نقش ایوان است .

شهریور ۱۳۹۹

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»