رویکردهای گوناگون به جنبش کارگری ایران

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

رضا شیرازی عضو کارگروه کارگران مزدبگیران و فرودستان شورای مدیریت گذار

بخش نخست

 

شاید در یک تقسیم بندی کلان بتوان از چند رویکرد نسبت به جنبش کارگری ایران سخن گفت که غالبیت هر یک از رویکردهای فوق تا حدی از تاثیر و تاثر جنبش کارگری در روند جامعه پرده برمیدارد.

یکم – سیاست سرکوب و مهار اعتراضات کارگران؛ حکومت آخوندی با تکیه به نهادهای گوناگون از جمله تشکلات دولتی کارگری یعنی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و بخشی از انجمن های صنفی کارگران و شورای عالی کار و فراکسیون کارگری در مجلس، سیاست مهار اعتراضات کارگری را در پیش گرفته و در این چهارچوب تقلا می کند. مدعی ست که اعتراضات نیروی کار را هدایت و صرفا به مسائل صنفی تقلیل خواهد داد. اما به دلیل تلنبار شدن مطالبات کارگران، تجربه به خیابان کشاندن اعتراضات، تجمع و اعتصاب در بخش های گوناگون معدن، صنعت و خدمات، سیاست فوق را به کنار زده و از آن گذر کرده است و فراتر از چنین شکستی باید تصریح کرد، بدنه اجتماعی تشکلات کارگری دولتی و رسمی یعنی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در حال از بین رفتن است و بر همین اساس تشکلات دولتی فوق با بحران دست بگریبان اند. تا جائیکه ایلنا به عنوان خبرگزاری کار جمهوری اسلامی جهت لاپوشانی کردن چنین شکستی گه گاه، بخشی از اخبار رخدادهای کارگران معلمان بازنشستگان و پرستاران را منعکس می کند تا شاید بتواند از فروپاشی کامل تشکلات کارگری وابسته به حکومت آخوندی جلوگیری کند.

دوم – رویکرد ابزاری با جنبش کارگری؛ بخشی از مخالفین سیاسی وضع موجود، جنبش کارگری ایران را ابزاری برای سرنگونی تلقی می کنند و بس. یعنی روند اعتصابات کوچک و بزرگ، محلی و منطقه ای و تجمعات اعتراضی پیاپی کارگران ایران را در چهارچوب کسب قدرت سیاسی ارزیابی می کنند و با برخورد ابزاری با این جنبش در نظر دارند که موج سواری کنند تا شاید قدرت سیاسی را از آن خود نمایند!

این بخش از مخالفین جمهوری اسلامی با ترویج شورش های کور و تاکید به اعتصابات سراسری کارگران در حال حاضر – که به هیچ وجه ممکن نیست – در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی، نه به مطالبات و خواسته های واقعی کارگران از قبیل تشکلات مستقل کارگری، مشارکت در مدیریت تولید، سندیکاهای سراسری، امنیت شغلی و دستمزد عادلانه وقعی می دهند و نه پایگاه اجتماعی در میان کارگران ایران دارند. از نظر اینها مبارزات صنفی، اجتماعی و مدنی کارگران هر چه سریعتر باید وارد فاز سیاسی شود و با تسخیر کارخانه ها و خیابان، حکومت را سرنگون کنند! به نظر میرسد که برخورد ابزاری با جنبش کارگری ایران باشکست مواجه خواهد شد چون بخش عظیمی از کارگران به آگاهی و خودآگاهی طبقاتی رسیده و توان تشخیص جریانات موج سوار و فرصت طلب را دارند.

سوم – رویکرد ذهنی و آرمان گرایانه با جنبش کارگری؛ بخشی از کمونیست ها نمایندگی می کنند. بخشی که روند جنبش اجتماعی مدنی و اعتراضی ایران امروز را صرفا طبقاتی ارزیابی می کنند و مبارزات کارگران را در سمت و سوی آمال و آرزوهایی همچون تحقق انقلاب کارگری و سوسالیزم و سمت گیری به سمت جامعه کمونیستی ارزیابی می کنند. با وجود اینکه بخشی از رهبران خوش نام جنبش کارگری ایران امروز کمونیست و سوسیالیست هستند_ افرادی نظیر جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، رضا شهابی، علی نجاتی – اما کارگران در اعتراضات خود شعار نان و آزادی را توامان مورد تاکید قرار میدهند چراکه دمکراسی خواهی در ایران یکی از مبانی و بنیادهای همبستگی اجتماعی در نفی استبداد است و در عین حال باید پرسید که برنامه عملی و روشن کمونیست ها و سوسیالیست ها یعنی چپ مارکسیست و چپ مذهبی که به مسئله مهم نان، کار تاکید می کنند چیست و کدام است؟ مدل اقتصادی قابل تحققی که در آن کار ایجاد شود، رفاه عمومی و تولید ثروت بوجود آید، چیست و کدام است؟ صرف شعار کار، نان و آزادی، رفاه، شادی، ممکن است کلاف سردرگم اقتصاد رانتی، تجاری و نفتی را در ایران از میان بردارد؟

چهارم – جنبش کارگری با اصل قرار دادن منافع ملی؛ رویکرد دیگری که بخشی از سوسیال دمکراتهای ایرانی نسبت به جنبش کارگری دارند با اساس قرار دادن منافع ملی قابل بیان است. بخشی از این گرایش با طرح و تاکید به نظریه های توسعه اصرار می ورزند که اس و اساس استقرار آزادی و دمکراسی و رفاه عمومی و تحقق مطالبات عمده و اصلی جنبش کارگری ایران به موضوع حیاتی منافع ملی گره خورده است بنابر این جنبش کارگری را باید توانست در چهارچوب روند دمکراسی خواهی در نظر گرفته و از تئوری های کلاسیک مبارزه طبقاتی، فاصله گرفت.

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram