کشم شمشیر مینایی که شیر از بیشه بگریزد

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

وجود عصاره‌های بلاهتی در ‏راس نیروهای مسلح برای تمامیت ارضی کشور خطرناک است ولی خطرناک تر از آن ذهن معیوبی است که این افراد را به کار می گمارد.

 

رجز خوانی ها و الدرم بلدرم های مقامات جمهوری اسلامی و به خصوص فرمانده کل سپاه، داستان معروف فتحعلی شاه در جنگ های ایران و روس را به یاد می آورد. آنطور که عبدالله مستوفی نقل می کند، در جنگ دوم ایران و روس، فرماندهان روسی تصمیم گرفتند تمام آذربایجان را تسخیر کنند. شاه که چاره ای جز تسلیم نداشت ، نمایشی را ترتیب داد تا مقدمات پذیرش شرایط روس ها را فراهم کند. بارعام داد برتخت نشست و گفت: “اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟” خواصی که از قبل نقش خود را تمرین کرده بودند گفتند: «بدا به حال روس، بدا به حال روس.» شاه دوباره پرسید:«اگر فرمان داده شود که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» مخاطبین گفتند:«بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» شاه مجدد پرسید :«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچی های مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» حضار گفتند: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!». شاه دست شمشیر برد و آن را کمی از غلاف بیرون کشید و گفت:

کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد

زنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد

دو نفر به پایش افتادند و گفتند: :«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه گفت: «حالا که اینطور صلاح می دانید ما هم دستور می دهیم با این قوم بی دین کار به مسالمت ختم کنند.»

به نظر نگارنده جمهوری اسلامی در شرایط فعلی شباهت عجیبی به دوران فتحعلی شاه دارد، اغراق گویی، تملق و چاپلوسی براحتی با آن دوران برابری می کند، اگرچه باید انصاف را رعایت کرد و گفت که کسی در تعریف از فتحعلی شاه نگفت که هنگام تولد فریاد یا علی زده است و یا مرتب با امام زمان جلسه دارد. زمان فتحعلی شاه رسانه ای وجود نداشت و اطلاعات دربار قاجار از کشورهای خارجی و به خصوص غرب، بسیار کم بود. در میانه جنگ ایران و روس شاه ساده انگارانه فکر میکرد که ناپلئون به کمکش می آید، اما امروز در عصر رسانه ها، همان ساده‌انگاری را در رژیم ایران می بینیم که فکر می کند روسیه و چین به کمکش می آیند. فتحعلی شاه در جنگ شکست خورد و مجبور شد عهدنامه ترکمنچای را بپذیرد، اگرنمی‌پذیرفت بخش‌های مهم دیگری از کشور جدا می شد، امروز درجمهوری اسلامی دشمن به خاک ما نیامده، اما رژیم متضرعانه می خواهد کشور را دو دستی در طبق اخلاص گذاشته و برای ۲۵ سال به چین تقدیم کند. این تضرع را به راحتی می توان در پیام های اخیر روحانی و جهانگیری برای سالگرد انقلاب چین دید. رژیمی که ادعای عدم وابستگی و استقلالش گوش فلک را کر کرده بود اکنون به دریوزگی از چین و روسیه افتاده است. امروز درکشور ما روحانیون حاکمند ، یعنی همان کسانی که با فتاوی و رساله های جهادیه شان، یکی از عوامل مهم شروع و ادامه جنگ دوم ایران و روس بودند. فتحعلی شاه به هیچ عنوان مایل به جنگ با روسها به خصوص در جنگ دوم که منجر به عهدنامه ترکمانچای شد، نبود. مستندات غیرقابل انکاری مبنی بر فشار روحانیت به فتحعلی شاه برای شروع جنگ با روس ها وجود دارد. محمد بن سليمان تنكابنى مي نويسد هنگامى كه علما عدم تمايل فتحعليشاه را براى ورود در جنگ با روسيه مشاهده كردند، آقا سيد محمدباقر بهبهانى شخصاً براى ترغيب فتحعليشاه براي جنگ با روسيه در آخر شوال ١٢٤١ از كربلا وارد تهران شد و به ملاقات فتحعلی شاه رفت {قصاص العلماء، تأليف محمد بن سليمان تنكابنى تهران ١٣٠٤، صفحه ٩٣} . ((1)

گروه ديگرى از علما شامل ملا احمد نراقى و ملا عبدالوهاب قزوينى در حاليكه كفن پوشيده و خود را آماده شهادت اعلام مي كردند وارد قصر سلطنتى تابستانى فتحعليشاه در سلطانيه شدند {سفرنامه ويلوك ، ٥ ژوئيه ١٨٢٩ ؛ روضة الصفاى ناصرى، تأليف رضا قلى خان هدايت، جلد نهم، صفحه ٦٤٥)(2)

روحانيون براى ورود جنگ با روسيه اعلام جهاد كردند. فتحعلی شاه باید از جهاد تبعیت می‌کرد وگرنه روحانیون ممکن بود شورش برپا کنند که نهایتاً به فروپاشی سلطنتش می انجامید. طبق نوشته ويلوك (سفرنامه نويس)، فتحعليشاه از آقا سيد محمدرضا تقاضا كرد يك نوشته كتبي مبني بر اقدام او در ورود جنگ با روسيه صادر و به او تحويل دهد تا هرگاه در شب اول قبر، نكير و منكر درباره سبب ورود او در جنگ با روسيه پرسش كردند نوشته مذكور را به آنان ارائه دهد {سفرنامه ويلوك ١٥ ژوئيه}.

روس ها مایل به جنگ نبودند، سفیر روسیه ازروحانیون درخواست ملاقات حضوری می‌‌کند تا آنها را به ترک مخاصمه راضی‌ کند، اما روحانیون پاسخ می‌‌دهند که در اسلام، گفتگو با کفار حرام است و حتا اگر روس‌ها از خاک ایران خارج شوند نیز، حکم جهاد همچنان پابرجاست.

شباهت فتاوی روحانیت در آن زمان درباره جنگ ایران و روس با آنچه روحانیون اکنون درباره جنگ با آمریکا و اسرائیل می گویند باور نکردنی است. انگار در ۲۰۰ سال گذشته کوچکترین تغییری درخطوط اصلی تفکر آنها داده نشده است. حتی شگردها و فریبکاری های آنها هم نیز تغییر نکرده است. فتحعلی شاه از حاج محمد تقی برغانی می پرسد چرا اعلام جهاد در شکست روسیه موثر واقع نشد، جواب می دهد که علت آن بی ایمانی و عدم خلوص عباس میرزا بود.

با توجه به تصمیمات آقای خامنه‌ای به خصوص در سالهای اخیر، به نظر می رسد فتحعلی شاه در اواخر عمرش، در مقایسه با رهبر فعلی ایران، اشراف بیشتری نسبت به مسائل کشور و دنیا داشت. واقعیت این است که ما موارد زیادی مشابه “بدا به حال روس فتحعلی شاهی” در جمهوری اسلامی داشتیم، به مراتب کمدی تر و درعین حال دردناک تر. سردار سلامی انصافاً در رجز خوانی بی پایه، گوی سبقت را از دیگران ربوده است. اخیراً زمانی که او برای سخنرانی به مجلس وارد شد، نمایندگان مجلس هنگام ورود به مجلس آنچنان از او استقبال کردند که انگار سردار اسلام مانندِ صلاح الدین ایوبی قدس را فتح کرده است. سردار که از این استقبال به شدت به هیجان آمده بود، در پشت تریبون آن چنان لاطائلاتی بافت که نسل آینده در تاریخ خواهند خواند و مانند “بدا به حال روس فتحعلی شاه” به آن زهرخند خواهند زد. وجود چنین عصاره‌های بلاهتی در ‏راس نیروهای مسلح برای تمامیت ارضی کشور خطرناک است ولی خطرناک تر از آن ذهن معیوبی است که این افراد را به کار می گمارد.

کاوه کامرانیان

مهر ماه ۱۳۹۹

1- پایگاه اینترنتی نقد اسلام

2- همان

 

 

Share on facebook
Share on google
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»